Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
engineering workshop
U
کارگاه صنعتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
resident engineer
U
مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
industrial unit
U
کارگاه
shopped
U
کارگاه
shops
U
کارگاه
sculptors
U
کارگاه
shop
U
کارگاه
plant
U
کارگاه
establishment
U
کارگاه
plants
U
کارگاه
atelier
U
کارگاه
shopboard
U
کارگاه
sculptoris
U
کارگاه
engineering workshop
U
کارگاه
establishments
U
کارگاه
sculptor
U
کارگاه
workhouse
U
کارگاه
workshop
U
کارگاه
fields
U
کارگاه
fielded
U
کارگاه
workshops
U
کارگاه
field
U
کارگاه
detective
U
کارگاه
detectives
U
کارگاه
workhouses
U
کارگاه
looming
U
کارگاه بافندگی
loomed
U
کارگاه بافندگی
looms
U
کارگاه بافندگی
loom
U
کارگاه بافندگی
field shop
U
کارگاه صحرایی
shops
U
کارگاه تعمیرگاه
shopped
U
کارگاه تعمیرگاه
building sites
U
کارگاه ساختمانی
shop
U
کارگاه تعمیرگاه
building site
U
کارگاه ساختمانی
assembly shop
U
کارگاه مونتاژ
site
U
کارگاه ساختمانی
atelier
U
کارگاه هنری
automatic turning shop
U
کارگاه تراشکاری
plant
U
تجهیزات کارگاه
deadman
U
کارگاه برفی
artist's workshop studio
U
کارگاه هنری
job office
U
دفتر کارگاه
site manager
U
رئیس کارگاه
plants
U
تجهیزات کارگاه
studios
U
کارگاه کارخانه
carpet workshop
U
کارگاه قالیبافی
works inspector
U
بازرس کارگاه
cottage industries
U
کارگاه خانگی
cottage industry
U
کارگاه خانگی
sited
U
کارگاه ساختمانی
sites
U
کارگاه ساختمانی
studio
U
کارگاه کارخانه
studios
U
کارگاه هنری
welding shop
U
کارگاه جوشکاری
studio
U
کارگاه هنری
lathe shop
U
کارگاه تراشکاری
manufactory
U
کاردستی کارگاه
milling shop
U
کارگاه فرزکاری
exhaust fan
U
هواکش کارگاه
pilot plant
U
کارگاه نمونه
production
U
فرآورده کارگاه
smith's shop
U
کارگاه اهنگری
site clearance
U
تخلیه کارگاه
industrial water
U
اب صنعتی
industrial
U
صنعتی
high wrought
U
صنعتی
manufacturing
U
صنعتی
technical
U
صنعتی
pattern shop
U
کارگاه مدل سازی
workshops
U
اتاق کار کارگاه
electroplating shop
U
کارگاه عملیات گالوانیزهای
pullery
U
کارگاه پوست تراشی
plant records
U
امار تجهیزات کارگاه
machine shop
U
کارگاه محاسبات ماشینی
molding shop
U
کارگاه قالب گیری
ball joint vise
U
گیره ساچمهای کارگاه
storage pile
U
انبار مصالح در کارگاه
winding shop
U
کارگاه سیم پیچی
workroom
U
اتاق کار کارگاه
sweatshops
U
کارگاه بهره کشی
sweatshop
U
کارگاه بهره کشی
acid recovery plant
U
کارگاه بازیابی اسید
acid restoring plant
U
کارگاه بازیابی اسید
workshop
U
اتاق کار کارگاه
plant
U
محل کارخانه یا کارگاه
shipyards
U
کارگاه کشتی سازی
shipyard
U
کارگاه کشتی سازی
plants
U
محل کارخانه یا کارگاه
industrial economics
U
اقتصاد صنعتی
industrial disputes
U
اختلافات صنعتی
industrialization
U
صنعتی شدن
mechnical
U
ماشینی صنعتی
industrial consumption
U
مصرف صنعتی
industrialization
U
صنعتی کردن
industrial concern
U
بنگاه صنعتی
industrial workers
U
کارگران صنعتی
industrializing
U
صنعتی کردن
industrial building
U
بنای صنعتی
industrial building
U
ساختمان صنعتی
industrial area
U
منطقه صنعتی
industrialization
U
صنعتی سازی
industrial chemistry
U
شیمی صنعتی
industrial wastewater
U
فاضلاب صنعتی
industrial switch
U
کلید صنعتی
industrial revolution
U
انقلاب صنعتی
industrial union
U
اتحادیه صنعتی
industrial psychology
U
روانشناسی صنعتی
industrial nations
U
کشورهای صنعتی
industrial management
U
مدیریت صنعتی
industrial insurance
U
بیمه صنعتی
industrial unions
U
اتحادیههای صنعتی
industrial frequency
U
فرکانس صنعتی
industrial unit
U
واحد صنعتی
industrial espionage
U
جاسوسی صنعتی
industrial electronic
U
الکترونیک صنعتی
industrializes
U
صنعتی کردن
vertical union
U
اتحادیه صنعتی
polytechnical
U
دانشکده صنعتی
artistical
U
هنرامیز صنعتی
plant
U
واحد صنعتی
artificial magnet
U
مغناطیس صنعتی
art bronze
U
برنز صنعتی
applied economics
U
اقتصاد صنعتی
industrial fluctuations
U
نوسانهای صنعتی
polytechnic
U
دانشکده صنعتی
polytechnics
U
دانشکده صنعتی
artful
U
ماهرانه صنعتی
valve
U
شیر صنعتی
industrial relations
U
روابط صنعتی
artless
U
غیر صنعتی
technologically
U
حرفهای صنعتی
trade effluent
U
فضولات صنعتی
producer buyer
U
خریدار صنعتی
industrialize
U
صنعتی کردن
industrialism
U
سیستم صنعتی
industrialising
U
صنعتی کردن
industrialises
U
صنعتی کردن
technical grade
U
خلوص صنعتی
plants
U
واحد صنعتی
commercial efficiency
U
بازده صنعتی
technological
U
حرفهای صنعتی
maintenance shop
U
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
forge
U
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
pouring bay
U
کارگاه کوچک ریخته گری
mix in place
U
تهیه بتن در خود کارگاه
on site concrete
U
بتن ساخته شده در کارگاه
craftshop
U
کارگاه هنرهای دستی تفریحی
forges
U
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
ex works
U
تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
pilot plant
U
واحد ازمایش صنعتی
valve
U
ولو
[شیر صنعتی]
industrial workers of the world
U
کارگران صنعتی جهان
process of industrialization
U
فرایند صنعتی شدن
producer advertising
U
تبلیغ محصولات صنعتی
decreasing cost industry
U
هزینه نزولی صنعتی
the industrial quarter of the
U
محله صنعتی شهر
an artistic production
U
عمل یا کار صنعتی
art casting
U
ریخته گری صنعتی
applied economics engineer
U
مهندس اقتصاد صنعتی
bric-a-brac
U
خرده ریز صنعتی
manufactoring tape milling machine
U
دستگاه نورد صنعتی
industrial alternating current
U
جریان متناوب صنعتی
industrial capitalism
U
سرمایه داری صنعتی
industrial reserve army
U
ارتش ذخیره صنعتی
industrial classifications
U
طبقه بندی صنعتی
interphase transformer loss
U
تلفات پیچک صنعتی
industrial robot
U
دستگاه خودکار صنعتی
industrial electric locomotive
U
لکوموتیو الکتریکی صنعتی
industrial investment
U
سرمایه گذاری صنعتی
index of industrial production
U
شاخص تولید صنعتی
inartistically
U
بطور غیر صنعتی
haul
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
stance
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
dockyards
U
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
stances
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
dockyard
U
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
hauls
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling
U
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
articlcs of virtu
U
کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
industrial instrument
U
دستگاه اندازه گیری صنعتی
industrial electronic computer
U
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
trade fixtures
U
الات صنعتی نصب شده
metonymical
U
دارای صنعتی که انراmetonym گویند
pastiche
U
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
industrializing
U
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialising
U
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialize
U
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
industrialises
U
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
Midlands
U
ناحیهی صنعتی در مرکز انگلستان
industrializes
U
بنگاههای صنعتی تاسیس کردن
pastiches
U
تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
Industrial Architecture
U
معماری خانه های صنعتی
artlessly
U
بطور ساده یاغیر صنعتی
industrial school
U
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
lithography
U
کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
haul road
U
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
technology
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technologies
U
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
technologically
U
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com