Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
welfare work
U
کارهای عام المنفعه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
public utility
U
عام المنفعه
unutilized
U
مسلوب المنفعه
publicly useful
U
عام المنفعه
pf public utility
U
عام المنفعه
co-operative society
U
موسسهعام المنفعه
of public utility
U
عام المنفعه
public works
U
امورعام المنفعه
non productive
U
مسلوب المنفعه
of popular utility
U
عام المنفعه
public utility
U
کار عام المنفعه
public works
U
تاسیسات عام المنفعه
civic action
U
امور عام المنفعه
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عام المنفعه
contribution
U
پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
contributions
U
پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
state aid
U
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
subvention
U
اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
condemnations
U
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation
U
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
lunces
U
کارهای غریب
diabolism
U
کارهای شیطانی
auxiliary work
U
کارهای اضافی
cementation
U
کارهای سیمانی
interior affairs
U
کارهای درونی
incidental works
U
کارهای اتفاقی
daily round
U
کارهای روزانه
earth work
U
کارهای خاکی
emergency works
U
کارهای اضطراری
meshwork
U
کارهای مشبک
miscellaneous works
U
کارهای مختلف
temporary works
U
کارهای موقت
Travaux preparatoires
U
کارهای مقدماتی
wirework
U
کارهای سیمی
preliminary works
U
کارهای مقدماتی
hatchet man
<idiom>
U
کارهای سیاسی
previous work
U
کارهای قبلی
the galleys
U
کارهای سخت
total loss
U
نابود شدن یا مسلوب المنفعه شدن کلی مال بیمه شده خسارت کلی
mundane affairs
U
کارهای این جهان
navvy
U
کارگر کارهای خاکی
public works
U
کارهای ساختمانی همگانی
Arrears of work . Back log of work .
U
کارهای عقب افتاده
logjam
U
کارهای عقب افتاده
customs agent
U
واسطه کارهای گمرکی
light housekeeping
U
کارهای خانه داری
diabolize
U
کارهای شیطانی کردن
foppery
U
جلفی کارهای جلف
inhouse work
U
کارهای داخلی تاسیسات
light housekeeping
U
کارهای سبک خانکی
navvies
U
کارگر کارهای خاکی
chore
U
کارهای عادی و روزمره
chores
U
کارهای عادی و روزمره
earthworks
U
خاک کاری کارهای خاکی
to pry into a person affairs
U
در کارهای کسی فضولی کردن
erection crane
U
جراثقال برای کارهای ساختمانی
I cant figure that girl out .
U
از کارهای او چیزی نمی فهمم
downswing
U
تنزل کارهای تجارتی وغیره
A series of city improvement works.
U
یکرشته کارهای عمرانی شهری
donkeywork
U
کارهای عادی وروزمره خرکاری
pile-ups
U
انباشتگی کارهای عقب افتاده
automatons
U
ماشینی که کارهای انسان را میکند
automaton
U
ماشینی که کارهای انسان را میکند
scheduling
U
برنامه ریزی کارهای اجرائی
outgeneral
U
در کارهای جنگی پیش افتادن از
pile-up
U
انباشتگی کارهای عقب افتاده
chickens come home to roost
<idiom>
U
چوب کارهای گذشته را خوردن
land girl n
U
دختری که کارهای صحرایی میکرد
peonage
U
استفاده از غلام برای کارهای بندگی
fieldwork
U
کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
to finish off
U
کارهای دست باخر را انجام دادن
he has no enterprise
U
دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
to pick on
U
برای کارهای دشواربرگزیدن بستوه اوردن
ship's serviceman
U
مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
He is most suitable for brain work .
U
خیلی بدرد کارهای فکری می خورد
basket weave pattern
U
طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
up to one's ears in work
<idiom>
U
کارهای زیاد برای انجام داشتن
apery
U
میمون صفتی کارهای بوزینه وار
data clerk
U
فردی که در یک مجموعه کامپیوتری کارهای دفترانجام میدهد
tine
U
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
task
U
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
self-
U
سیستمی که خود را با کارهای مختلف تط بیق میدهد
supercargo
U
مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی
tasks
U
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
cycle time
U
مدت لازم جهت انجام کارهای دوره
wright
U
کسی که به کارهای ماشینی و ساختن ان اشتغال دارد
utility
U
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
coordinate
U
سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
Ergonomics
U
[مطالعه در ارتباطات بین کارهای انسانی، کار پژوهی]
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
audit
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
dissave
U
ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
diagram
U
نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد
diagrams
U
نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد
audited
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
yard man
U
کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
I am just a pen – pusher .
U
قلم صد تا یک غاز می زنم (کارهای دفتری یا نگارشی کم درآمد )
e. of pleas
U
دادگاهی که اصولا برای رسیدگی به کارهای مالی بود
auditing
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
parish clerk
U
کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
queue
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queues
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
procuratrix
U
زنی که در خانقاه راهبات کارهای غیر روحانی رااداره میکند
overseer of the poor
U
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
queued
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
office
U
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
offices
U
استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
dramatics
U
کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش
parochialism
U
محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
congregationalism
U
استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
queueing
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
stream
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
printed
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
personal assistant
فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد
job
U
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
jobs
U
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
streamed
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streams
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
thaumaturge
U
کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
payola
U
وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
interludes
U
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
interlude
U
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
productive
U
مدت زمانی که یک کامپیوتر میتواند کارهای بدون خطا را انجام دهد
prints
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
vacation sittings
U
جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
foregrounding
U
اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره
apl
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
foreground
U
فضایی در سیستم عامل چند منظوره که کارهای با حق تقدم بالا و برنامه ها اجرا می شوند
pl/
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا در کارهای ارتباطی و علمی روی کامپیوترهای بزرگ
languages
U
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language
U
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
bureau
U
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureaus
U
ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
basic
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basics
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
TDS
U
سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
flexibility
U
توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
algorithms
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
algorithm
U
قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
master
U
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
mastered
U
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
masters
U
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
pirates
U
ایجاد کپی از کارهای دارای حق کپی غیرقانونی
pirating
U
ایجاد کپی از کارهای دارای حق کپی غیرقانونی
fancy work
U
سوزن دوزی ذوقی یاتفننی کارهای ذوقی
pirated
U
ایجاد کپی از کارهای دارای حق کپی غیرقانونی
pirate
U
ایجاد کپی از کارهای دارای حق کپی غیرقانونی
robot
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
to fly with the owl
U
کارهای شبانه کردن شبگردی کردن
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
dedicated
U
کامپیوتری در شبکه که به چاپگر متصل است و وفیفه مدیریت کارهای چاپ و صنعت چاپ کاربران در شبکه را بر عهده دارد
general porpose
U
کارهای عمومی مصارف عمومی
ego loss programming
U
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
contingency option program
U
برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
final act
سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com