English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bread knife U کارد نان بری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gulleys U کارد کندن
gullies U کارد کندن
gully U کارد کندن
knife edge U لبه کارد
knife-edge U لبه کارد
knife-edges U لبه کارد
tableware U کارد و چنگال
cutlery U کارد وچنگال
cutlery U کارد وچنگال فروشی
cutlery U کارد و چنگال
stiletto U کارد
stilettos U کارد
machete U کارد بزرگ و سنگین
machetes U کارد بزرگ و سنگین
knife U کارد زدن
knife U : چاقو کارد
knifed U کارد زدن
knifed U : چاقو کارد
knifes U کارد زدن
knifes U : چاقو کارد
back jackknife U شیرجه از جلو بصورت کارد
billhook U نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
coulter U علف بر- کارد گاواهن
cutler U کارد فروش
daggar U کارد
haft U دسته کارد
i am nat my last shifts U کارد به استخوانم رسیده است
knuckle bow U کارد
knuckle guard U کارد
matchet U یکجور کارد بزرگ درامریکا
paper knife U کارد کاغذبری
parang U یکجور کارد غلاف دارکه malay ها بکار می برند
plaster cutting knife U کارد گچبری
scimitar U شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
shuto U لبه کارد مانند دست
steak knife U کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
straight dagger U کارد
trench knife U کارد سنگری
turning tool U کارد تراش
war to the knife U کارد و کارد کشی
I was absolutely infuriated. کارد میزدی خونم در نمی آمد [بی نهایت عصبانی بودم]
One man sows and another reaps. <proverb> U یکى مى کارد ,دیگرى درو مى کند .
folding knife U کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
finish knife U کارد یا تیغ [مخصوص پرداخت سطح فرش]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com