English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
manufactory U کاردستی کارگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
handiwork U کاردستی
handiworks U کاردستی
elbow grease U نیروی حاصله از کاردستی
resident engineer U مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
shopboard U کارگاه
workhouses U کارگاه
workshop U کارگاه
workhouse U کارگاه
shops U کارگاه
shopped U کارگاه
shop U کارگاه
sculptoris U کارگاه
industrial unit U کارگاه
engineering workshop U کارگاه
atelier U کارگاه
detectives U کارگاه
detective U کارگاه
workshops U کارگاه
establishment U کارگاه
plants U کارگاه
plant U کارگاه
establishments U کارگاه
sculptors U کارگاه
sculptor U کارگاه
fielded U کارگاه
fields U کارگاه
field U کارگاه
sites U کارگاه ساختمانی
deadman U کارگاه برفی
automatic turning shop U کارگاه تراشکاری
artist's workshop studio U کارگاه هنری
atelier U کارگاه هنری
studio U کارگاه کارخانه
assembly shop U کارگاه مونتاژ
engineering workshop U کارگاه صنعتی
cottage industry U کارگاه خانگی
pilot plant U کارگاه نمونه
site manager U رئیس کارگاه
smith's shop U کارگاه اهنگری
welding shop U کارگاه جوشکاری
milling shop U کارگاه فرزکاری
lathe shop U کارگاه تراشکاری
job office U دفتر کارگاه
site U کارگاه ساختمانی
sited U کارگاه ساختمانی
works inspector U بازرس کارگاه
cottage industries U کارگاه خانگی
site clearance U تخلیه کارگاه
field shop U کارگاه صحرایی
studio U کارگاه هنری
plant U تجهیزات کارگاه
building sites U کارگاه ساختمانی
carpet workshop U کارگاه قالیبافی
looming U کارگاه بافندگی
plants U تجهیزات کارگاه
shops U کارگاه تعمیرگاه
shop U کارگاه تعمیرگاه
loomed U کارگاه بافندگی
shopped U کارگاه تعمیرگاه
looms U کارگاه بافندگی
building site U کارگاه ساختمانی
loom U کارگاه بافندگی
exhaust fan U هواکش کارگاه
studios U کارگاه کارخانه
production U فرآورده کارگاه
studios U کارگاه هنری
pattern shop U کارگاه مدل سازی
molding shop U کارگاه قالب گیری
plant records U امار تجهیزات کارگاه
storage pile U انبار مصالح در کارگاه
pullery U کارگاه پوست تراشی
plant U محل کارخانه یا کارگاه
winding shop U کارگاه سیم پیچی
shipyard U کارگاه کشتی سازی
shipyards U کارگاه کشتی سازی
ball joint vise U گیره ساچمهای کارگاه
sweatshops U کارگاه بهره کشی
sweatshop U کارگاه بهره کشی
workshop U اتاق کار کارگاه
electroplating shop U کارگاه عملیات گالوانیزهای
acid restoring plant U کارگاه بازیابی اسید
plants U محل کارخانه یا کارگاه
workroom U اتاق کار کارگاه
acid recovery plant U کارگاه بازیابی اسید
machine shop U کارگاه محاسبات ماشینی
workshops U اتاق کار کارگاه
forge U ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forges U ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
pouring bay U کارگاه کوچک ریخته گری
craftshop U کارگاه هنرهای دستی تفریحی
ex works U تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
on site concrete U بتن ساخته شده در کارگاه
maintenance shop U کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
mix in place U تهیه بتن در خود کارگاه
hauled U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
stance U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
dockyards U کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
stances U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
dockyard U کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
haul U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul road U راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
lithography U کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
fitting shop U کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
free haul U در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
operating bridge U پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
relative humidity U رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
strikes U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strike U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
balance earth works U یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
Safavid period U دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com