Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
blue or copper vitriol
U
کات کبود
roman vitriol
U
کات کبود
sulphate of copper
U
کات کبود
blue vitriol
U
کات کبود
bluestone
U
کات کبود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
black and blue
U
کبود و سیاه
SOS
U
Sapphire On Silicon فرایند ساخت تراشههای مجتمع روی لایههای سیلیکان و یاقوت کبود
livid
U
کبود
livid
U
کبود شده کوفته
aquamarine
U
کبود فام
aquamarines
U
کبود فام
sapphire
U
یاقوت کبود
sapphire
U
صفیر کبود
sapphire
U
رنگ کبود
sapphires
U
یاقوت کبود
sapphires
U
صفیر کبود
sapphires
U
رنگ کبود
bruise
U
کبود کردن
bruised
U
کبود کردن
bruises
U
کبود کردن
bruising
U
کبود کردن
jay
U
زاغ کبود
jays
U
زاغ کبود
asteria
U
یاقوت کبود
beryl
U
یاقوت کبود
blue jay
U
زاغ کبود
blue mud
U
گل کبود
blue or copper vitriol
U
زاج کبود
roman vitriol
U
زاج کبود
sulphate of copper
U
زاج کبود
blueness
U
رنگ ابی یا کبود
cyanosis
U
رنج کبود
gray
U
کبود سفید
jaybird
U
زاغ کبود
light blue
U
کبود
navy blue
U
کبود
ringtail
U
باز کبود ماده
sapphirine
U
ساخته شده ازیاقوت کبود
star sapphire
U
یاقوت کبود درخشان
the vault of heaven
U
گنبد کبود
to bruise a part of the body
U
کبود شدن یک قسمت از بدن
[پزشکی]
He fell off his bike and bruised his knee.
U
او
[مرد]
از دوچرخه افتاد و زانویش کوفته
[کبود]
شد.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com