Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
straitjacket
U
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
straightjacket
U
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to watch for certain symptoms
U
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
idiosyncrasies
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
mad doctor
U
پزشک دیوانگان
psychopathist
U
پزشک دیوانگان
alienist
U
پزشک دیوانگان
booby hatch
U
نوانخانه دیوانگان
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
sweater
U
ژاکت
pull over
U
ژاکت
jackets
U
ژاکت
sweaters
U
ژاکت
fecket
U
ژاکت
jacket
U
ژاکت
cardigans
U
پارچه ژاکت
cardigan
U
پارچه ژاکت
heating jacket
U
ژاکت حرارتی
slipcover
U
ژاکت ملافه
smoking jacket
U
ژاکت مردانه
woolie
U
ژاکت پشمی
wooly
U
ژاکت پشمی
heating mantle
U
ژاکت حرارتی
twin-sets
U
ژاکت دوگانه
wooliest
U
ژاکت پشمی
woolies
U
ژاکت پشمی
woollies
U
ژاکت پشمی
woolliest
U
ژاکت پشمی
woollier
U
ژاکت پشمی
woolly
U
ژاکت پشمی
woolier
U
ژاکت پشمی
banian
U
ژاکت فلافل هندوها
surcoat
U
ژاکت زنانه قرن 61
cardigan
U
ژاکت کش باف پشمی
turtlenecks
U
ژاکت یقه دار
turtleneck
U
ژاکت یقه دار
pea jacket
U
ژاکت ضخیم ملوانان
cardigans
U
ژاکت کش باف پشمی
sack coat
U
ژاکت یا کت دارای یک یا دوردیف دگمه
mess jacket
U
ژاکت تنگ وکوتاه مردانه
camisole
U
نوعی ژاکت استین دار
consecrate
U
ویژه کردن تخصیص دادن
consecrating
U
ویژه کردن تخصیص دادن
consecrates
U
ویژه کردن تخصیص دادن
seasoning klin
U
کوره ویژه خشک کردن
The jacket is too tight in the arms.
U
این ژاکت بازوهایش تنگ است.
specialises
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialising
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializes
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
trimming tool
U
ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
to tick
U
کار کردن به نحوه ویژه یا درست
specializing
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
silks
U
ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
anorak
U
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
anoraks
U
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
taxidermist
U
ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
blazers
U
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
blazer
U
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
zootechnician
U
کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
beading machine
U
ابزارمخصوص ساختن فلانژدستگاه ویژه گرد کردن لبه ورقها
paints
U
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
paint
U
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
shell
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shells
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shelling
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
applied
U
هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
particular
U
ویژه
expressing
U
ویژه
adhoc
U
ویژه
expressed
U
ویژه
specially
U
ویژه
paticular
U
ویژه
idiocrasy
U
ویژه
special
U
ویژه
specific humidity
U
نم ویژه
particulars
U
ویژه
express
U
ویژه
extra special
U
ویژه
specifics
U
ویژه
net
U
ویژه
special character
U
ویژه
nets
U
ویژه
specialists
U
ویژه گر
expresses
U
ویژه
expert
U
ویژه گر
specific
U
ویژه
peculiar
U
ویژه
nett
U
ویژه
experts
U
ویژه گر
prerogatives
U
حق ویژه
privilege
U
حق ویژه
priviege
U
حق ویژه
special
<adj.>
U
ویژه
extra
<adj.>
U
ویژه
specialist
U
ویژه گر
prerogative
U
حق ویژه
specific volume
U
حجم ویژه
specific viscosity
U
گرانروی ویژه
specialize
U
ویژه گری
specific rotation
U
چرخش ویژه
specific lattice
U
شبکه ویژه
specializes
U
ویژه گری
prerogatived
U
دارای حق ویژه
specialising
U
ویژه گری
specific weight
U
سنگینی ویژه
preceptorial
U
ویژه اموزگاری
specific weight
U
وزن ویژه
trait
U
نشان ویژه
specialization
U
ویژه کاری
proper function
U
ویژه تابع
traits
U
نشان ویژه
monographs
U
ویژه نگاشت
morbid
U
ویژه ناخوشی
standing order
U
اوامر ویژه
standing orders
U
اوامر ویژه
cariologist
U
ویژه گر قلب
physiologists
U
ویژه گر فیزیولوژی
proper volume
U
ویژه حجم
bylaw
U
قانون ویژه
physiologist
U
ویژه گر فیزیولوژی
specialization
U
ویژه گری
specific resistance
U
مقاومت ویژه
specializing
U
ویژه گری
quantum state
U
ویژه حالت
byelaw
U
قانون ویژه
gastronomist
U
ویژه گرخوراک
specific humidity
U
رطوبت ویژه
specialty
U
ویژه گری
self weight
U
ویژه وزن
special party
U
گروه ویژه
special passport
U
پاسپورت ویژه
special session
U
نشست ویژه
extraordinary meeting
U
نشست ویژه
dead weight
U
ویژه وزن
special symbol
U
نماد ویژه
dead weights
U
ویژه وزن
special verdict
U
تصمیم ویژه
stalling
U
لژ جایگاه ویژه
characteristic
U
نشان ویژه
stall
U
لژ جایگاه ویژه
characteristically
U
نشان ویژه
conizance
U
نشان ویژه
special duty
U
کار ویژه
special agreement
U
قرارداد ویژه
life guard
U
هنگ ویژه
special bastard
U
حرامزاده ویژه
singular matrix
U
ماتریس ویژه
singular matrix
U
ماتریش ویژه
zoologist
U
ویژه گرجانورشناسی
experts
U
ویژه کار
versions
U
شرح ویژه
version
U
شرح ویژه
special case
U
مورد ویژه
expert
U
ویژه کار
special character
U
دخشه ویژه
special deposits
U
سپردههای ویژه
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
juveniles
U
ویژه نو جوانان
juvenile
U
ویژه نو جوانان
capital
U
ارزش ویژه
lingo
U
زبان ویژه
lingoes
U
زبان ویژه
relative density
U
گرانی ویژه
specific drawdown
U
افت ویژه
regiospecific
U
جهت ویژه
endemical
U
ویژه یک قوم
specific heat
U
گرمای ویژه
equity capital
U
ارزش ویژه
extra equipment
U
متعلقات ویژه
specific heat
U
دمای ویژه
favourite or vor
U
ویژه مخصوص
resistivity
U
مقاومت ویژه
specific donor
U
دهنده ویژه
garb
U
پوشاک ویژه
ecotype
U
بوم ویژه
species specific
U
نوع- ویژه
eigenfunction
U
ویژه تابع
nutritionists
U
ویژه گر تغذیه
nutritionist
U
ویژه گر تغذیه
eigenvalue
U
ویژه مقدار
monograph
U
ویژه نگاشت
electrical resistivity
U
مقاومت ویژه
proper value
U
ویژه مقدار
characteristic root
U
ویژه مقدار
characteristic number
U
ویژه مقدار
characteristic function
U
ویژه تابع
specific cost
U
هزینه ویژه
specialises
U
ویژه گری
idioms
U
تعبیر ویژه
prerogatives
U
حق یا امتیاز ویژه
prerogatives
U
دارای حق ویژه
habiliments
U
جامه ویژه
net profit
U
سود ویژه
lachrymal
U
ویژه اشک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com