Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
trover
U
چیز پیدا ده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gain
U
پیدا کردن
gained
U
پیدا کردن
gains
U
پیدا کردن
grapnel
U
لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
grapnels
U
لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
gargoyle
U
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
gargoyles
U
ناودانی که از دیوار پیشامدگی پیدا میکند و بیشتر انرابصورت سر وتن انسان یاجانوری درمی اورند
average
U
پیدا کردن
average
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averaged
U
پیدا کردن
averaged
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averages
U
پیدا کردن
averages
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averaging
U
پیدا کردن
averaging
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
cabbage
U
کش رفتن رشد پیدا کردن
cabbages
U
کش رفتن رشد پیدا کردن
detect
U
پیدا کردن
detected
U
پیدا کردن
detecting
U
پیدا کردن
detects
U
پیدا کردن
visible
U
پیدا
divide
U
پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
divides
U
پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
fumble
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbled
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
extend
U
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extending
U
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extends
U
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
white
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whiter
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whitest
U
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
rut
U
شور پیدا کردن فحل شدن
ruts
U
شور پیدا کردن فحل شدن
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
rigor mortis
U
جمود نعشی که 6 تا 01ساعت پس از مرگ پیدا میشود
flagging
U
قرار دادن یک نشانگر در یک موضوع تا بعداگ راحت پیدا شود
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
shield
U
حفاظ پیدا کردن
shields
U
حفاظ پیدا کردن
gopher
U
سیستمی که به کاربر امکان میدهد که اطلاعات و فایلهای ذخیره شده در اینترنت را با مجموعهای دستورات پیدا کند
bill of rights
U
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
short
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
Viewdata
U
سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
proceed
U
ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
proceeded
U
ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
surging
U
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
prominently
U
بطور پیدا یا اشکارا برجسته وار
unbalance
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
find
U
پیدا کردن
find
U
کشف کردن پیدا کردن
finds
U
پیدا کردن
finds
U
کشف کردن پیدا کردن
shock
U
هول وهراس پیدا کردن
shocked
U
هول وهراس پیدا کردن
shocks
U
هول وهراس پیدا کردن
seek
U
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeking
U
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeks
U
زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
exposure
U
پیدا شدن
exposures
U
پیدا شدن
liaise
U
ارتباط پیدا کردن
liaised
U
ارتباط پیدا کردن
liaises
U
ارتباط پیدا کردن
liaising
U
ارتباط پیدا کردن
acquire
پیدا کردن
dampen
U
رطوبت پیدا کردن
dampened
U
رطوبت پیدا کردن
dampening
U
رطوبت پیدا کردن
dampens
U
رطوبت پیدا کردن
waver
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
waver
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavered
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavered
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavering
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavers
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavers
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wart
U
زگیل دار شدن زگیل پیدا کردن
warts
U
زگیل دار شدن زگیل پیدا کردن
asphyxiate
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiated
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiating
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
swell
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
Other Matches
indiscernible able
U
نا پیدا
apparent
U
پیدا
prosilient
U
پیدا
axiomatical
U
پیدا
in a good light
U
پیدا
phenomenally
U
پیدا
phenomenal
U
پیدا
visibility
U
پیدا
a rare bird
U
کم پیدا
to look up
U
پیدا کردن
to pick up
U
پیدا کردن
to pluck up one's heart
U
دل پیدا کردن
to search out
U
پیدا کردن
open roof
U
بام پیدا
pin point
U
پیدا کردن
to figure up
پیدا کردن
spottable
U
پیدا کردنی
smell out
U
با بو پیدا کردن
scholastic agent
U
شاگرد پیدا کن
raise its head
U
پیدا شدن
turn up
<idiom>
U
پیدا شدن
finder
U
پیدا کننده
track
U
پیدا کردن
tracked
U
پیدا کردن
tracks
U
پیدا کردن
converging
U
تقارت پیدا کردن
come to an agreement
U
موافقت پیدا کردن
take to
U
تمایل پیدا کردن به
converges
U
تقارت پیدا کردن
converged
U
تقارت پیدا کردن
demonetize
U
تنزل پیدا کردن
to become a necessity
U
لزوم پیدا کردن
stammers
U
لکنت پیدا کردن
stammered
U
لکنت پیدا کردن
qualify
U
شایستگی پیدا کردن
stammer
U
لکنت پیدا کردن
converge
U
تقارت پیدا کردن
to spring a leaguer
U
رخنه پیدا کردن
equation of payments
U
قاعده پیدا کردن
escrow
U
اجرایی پیدا میکند
preempt
U
حق تقدم پیدا کردن
get at able
یافتنی پیدا کردنی
hade
U
تمایل پیدا کردن
new discovered
U
تازه پیدا شده
he looks malice
U
ازسیمای او پیدا است
luff
U
لنگر پیدا کردن
declining
U
شیب پیدا کردن
i am through with my work
U
ازکارفراغت پیدا کردم
primigenial
U
نخست پیدا شده
prove opplicable
U
مصداق پیدا کردن
trove
U
چیز پیدا شده
pvogenous
U
از چرک پیدا شده
decline
U
شیب پیدا کردن
touting
U
خریدار پیدا کردن
declined
U
شیب پیدا کردن
declines
U
شیب پیدا کردن
tout
U
خریدار پیدا کردن
touted
U
خریدار پیدا کردن
touts
U
خریدار پیدا کردن
i had a quiet read
U
فرصت پیدا کردم
to take a ply
U
تمایل پیدا کردن
in the doghouse
<idiom>
U
مشکل پیدا کردن با
take to
U
تمایل پیدا کردن
to win fame
U
شهرت پیدا کردن
show up
<idiom>
U
سر و کله اش پیدا می شود
To find a way out. To find a remedy.
U
چاره پیدا کردن
qualifies
U
شایستگی پیدا کردن
It showed on his face.
U
از صورتش پیدا بود
to think out
U
با فکر پیدا کردن
to take umbra at
U
رنجش پیدا کردن از
to work out something
U
حل چیزی را پیدا کردن
out maneuver
U
برتری مانور پیدا کردن
overmaster
U
مهارت کامل پیدا کردن در
pot luck
U
هرچه دردیگ پیدا شود
object symptoms
U
نشانههای پیدا یا بیرون نما
read between the lines
<idiom>
U
پیدا کردن مفهوم ضمنی
pay dirt
<idiom>
U
زیر خاکی پیدا کردن
neptunian
U
ازاب پیدا شده نپتونی
deeping of capital
U
عمق پیدا کردن سرمایه
genealogize
U
شجره کسی را پیدا کردن
find and replace
U
پیدا کردن و جایگزین نمودن
if he has found it
U
اگر ان را پیدا کرده باشد
hit on/upon
<idiom>
U
پیدا کردن چیزی که میخواهی
The mountain peak is not in sight.
U
قله کوه پیدا نیست
self born
U
پیدا شده در نفس انسان
respiring
U
امید تازه پیدا کردن
respires
U
امید تازه پیدا کردن
respired
U
امید تازه پیدا کردن
respire
U
امید تازه پیدا کردن
to come to an understanding
U
پیدا کردن سازش پیداکردن
radar trapping
U
اختلال پیدا کردن رادار
to rummage out
U
با جستجوی زیاد پیدا کردن
It I get the time . If I could spare sometime. If I round to it.
U
اگر رسیدم( فرصت پیدا شد )
to pick up
U
فراگرفتن دوباره پیدا کردن
to pick out
U
باگوش پیدا کردن دریافتن
Help me find my keys.
U
کمک کن کلیدهایم را پیدا کنم
Fetch a doctor at once.
U
زود یک دکتر پیدا کن بیاور
to nerve oneself
U
قوت قلب پیدا کردن
to make the pot boi;
U
معاش خود را پیدا کردن
to orient oneself
U
چهار سوی خود را پیدا کردن
to seek somebody out
U
جستجو برای پیدا کردن کسی
to get the upper hand
U
برتری جستن تفوق پیدا کردن
Good oranges are very scarce .
U
پرتقال خوب خیلی کم پیدا می شود
scare up
<idiom>
U
ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
Did you ever find that pen you lost ?
U
قلمت که گم شده بود پیدا کردی ؟
I couldnt find the way back.
U
نتوانستم راه بر گشت را پیدا کنم
pull oneself together
U
بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
needle in a haystack
<idiom>
U
چیزی که خیلی سخت پیدا بشه
radio direction finding
U
پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
make out
U
معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
I found a hair in the soup .
U
توی سوپ یک موبود (پیدا کردم )
to turn round
U
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
to get a meat for a bird
U
برای مرغی جفت پیدا کردن
rub
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubbed
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubs
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
bench jockey
U
ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
Can you find me a porter?
U
آیا میتوانید برای من یک باربر پیدا کنید؟
scrape up
<idiom>
U
پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
plunges
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
the ship is hull down
U
کشتی چندان دوراست که تنه ان پیدا نیست
plunge
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
I racked ( cudgeled ) my brain to find a solution .
U
به مغزم فشارآوردم تا راه حلی پیدا کنم
Our company has some pecuniary difficulties .
U
شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
Are there any houses for sale in these parts?
U
این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
Things wI'll be looking up .Things wI'll be assuming a better shape (complexion).
U
اوضاع صورت بهتری پیدا خواهد کرد
vinous eloquence
U
فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
warm to one's work
U
در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
we cannot trace the petitioner
U
نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
plunged
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
to make friends
[to make connections]
U
رابطه پیدا کردن
[با مردم برای هدفی]
bench warmer
U
ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
kentish rag
U
یکجورسنگ اهک سخت که درkent پیدا میشود
to get to somebody
[something]
U
به کسی دسترسی پیدا کردن
[ به چیزی رسیدن]
leadingquestion
U
پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
attributively
U
بطور مستقیم چنانکه صورت فرع پیدا کند
these room let well
U
نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
to always find something to gripe about
U
همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
diachrony
U
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
i do it at odd moments
U
هر وقت فرصت پیدا کنم ان کار را انجام میدهم
mark of mouth
U
نشان پیری در اسب که ازگودی دندانش پیدا است
Can you find me a babysitter?
U
آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟
Is there an inexpensive restaurant around here?
U
آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here?
U
آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
logoriph
U
یکجور جدول معمایی که باقلب حروف پیدا میشود
The planes pin- pointed the enemy targets .
U
هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
it is of a wide distribution
U
در خیلی جاها پیدا میشود بسیار فراوان است
issue of law
U
نکتع موضوع بحث که درتطبیق قانون پیدا میشود
cunclude
U
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
Lets go to my house for pot luck .
U
برویم منزل ما با لا خره یک لقمه نان وپنیر پیدا می شود
They have come out with a new gimmick to attract customers .
U
کلک جدیدی برای جلب مشتری پیدا کرده اند
nominative appositive
U
اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
checking
U
نرم افزاری که در برنامه یا نوشتار داده یا کد آن خطایی را پیدا میکند
fitcall finding
U
پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
rontgen
U
نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
keloid or cheloid
U
یکجو ربرامدگی درپوست که درجای اسیب دیده پیدا میشود
subroutine
U
کد زیر تابع که در حافظه پس از پیدا شدن دستور فراخوانی کپی میشود
lost ball
U
گوی گم شده در مسیر بازی گلف که به فاصله 5 دقیقه پیدا نشود
spatial measurement
U
روش ای که به کامپیوتر امکان میدهد تا محل نشانه گر را در سه بعدی پیدا کند
to pick up somebody
U
کسی را پیدا کردن
[دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
acanthosisnigricans
U
بیماری نادر پوستی که پوست میانی هیپرتروپی وپیگمانتاسیون پیدا مینماید
justification
U
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
justifications
U
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
pausal form
U
دردستور عبری شکلی که کلمه هنگام ایست درجمله پیدا میکند
compiler
U
خصوصیتی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکند خطاها را پیدا کند
one should not drop the pilot
U
شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
homing
U
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
money spinner
U
کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختی و وسیله پیدا شدن پول میدانند
curve fitting
U
روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
electromagnet
U
اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
mine watching
U
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
Life isn't about finding yourself. Life is about creating yourself.
U
زندگی پیدا کردن خود نیست بلکه ساختن خود است.
waltz three
U
سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
debugger
U
نرم افزاری که به برنامه نویس کمک میکند خطاهای برنامه را پیدا کند
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
bessel method
U
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
step through
U
عمل برنامه رفع خطا که برای را خط به خط اجرا میکند تا خطا را در هر لحظه پیدا کند
we had a narrow majority
U
بزور اکثریت پیدا کردیم اکثریت کمی داشتیم
asopportunity offers
U
هر وقت فرصتی پیدا شود هر وقت دست بدهد
searchingly
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
actinism
U
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
veronica
U
ابزاری که با Gopher کار میکند تا به کاربر کمک کند تا اطلاعات یا فایل راروی WWW پیدا کند
it smells sour
U
از بوی ان پیدا است که ترش شده است
give tongue
U
عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
iceblink
U
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
pythogenic
U
پیدا شده از چرک یا گندیدگی زاده چرک
searches
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
searched
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searchingly
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
faulted
U
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com