Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 242 (25 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to rub a thing in
U
چیز دیگر دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exchange
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanged
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanges
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanging
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
substitute
U
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر.
substituted
U
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر.
substituting
U
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر.
carried
U
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carries
U
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carry
U
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carrying
U
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
switching
U
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
intruder
U
قرار دادن چیزی در چیز دیگر
intruders
U
قرار دادن چیزی در چیز دیگر
enclose
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
encloses
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
enclosing
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
superimpose
U
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
superimposes
U
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
superimposing
U
قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
interpolate
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolated
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolates
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolating
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
shift key
U
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift keys
U
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
ferried
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferry
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferrying
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
invitation
U
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitations
U
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
acculturate
نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
backslash
U
کاراکتر ASC II که در MS DOS برای نشان دادن ریشه دایرکتوری دیسک مثل C: یا مسیر دیگر به کار می روند
blitter
U
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
contango
U
از دفتری به دفتر دیگر انتقال دادن
jump instruction
U
دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
to have done
U
برای کسی
[دیگر]
انجام دادن
Other Matches
chip
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
U
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
U
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
U
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifted
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
U
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
U
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
furthering
U
دیگر
from each other
<adv.>
U
از هم دیگر
alternative
U
شق دیگر
from one another
<adv.>
U
از هم دیگر
further
U
دیگر
he is no more
U
او دیگر
anymore
U
دیگر
of each other
<adv.>
U
از هم دیگر
next
U
دیگر
thence
U
دیگر
one an other
U
یک دیگر
secus
U
از دیگر سو
another
U
دیگر
of one another
<adv.>
U
از هم دیگر
alternative
U
دیگر
else
U
دیگر
furthered
U
دیگر
furthers
U
دیگر
no more
U
دیگر نه
again
U
دیگر
alternatives
U
دیگر
other
U
دیگر
alternatives
U
شق دیگر
others
U
دیگر
alternative unit
U
واحدهای دیگر
alternatively
<adv.>
U
از سوی دیگر
aliunde
U
از منبع دیگر
yon
U
ان یکی دیگر ان
beside
U
ازطرف دیگر
over-
U
بسوی دیگر
apart from that
<adv.>
U
از سوی دیگر
apart from that
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
طور دیگر
otherwise
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other hand
<adv.>
U
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
U
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
U
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
U
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other side
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other hand
<adv.>
U
از سوی دیگر
by the same token
<adv.>
U
از سوی دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
از سوی دیگر
over
U
بسوی دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
طور دیگر
another day
U
یک روز دیگر
not any more
U
دیگر نه
[بیشتر نه]
others
U
نوع دیگر
namely
<adv.>
U
به عبارت دیگر
to wit
<adv.>
U
به عبارت دیگر
videlicet
U
به عبارت دیگر
in fact
U
به عبارت دیگر
other
U
نوع دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
a horse of another colour
[different colour]
U
مطلبی دیگر
again
U
از طرف دیگر
another guess
U
نوعی دیگر
another guess
U
قسمتی دیگر
at a later period
U
در موقع دیگر
shunts
U
به خط دیگر انداختن
shunted
U
به خط دیگر انداختن
shunt
U
به خط دیگر انداختن
variant
U
نوع دیگر
elsewhere
U
نقطه دیگر
elsewhere
U
بجای دیگر
elsewhere
U
درجای دیگر
another
U
شخص دیگر
another
U
یکی دیگر
somewhere else
U
یک جای دیگر
once
U
یکبار دیگر
by the same token
<adv.>
U
طور دیگر
otherguess
U
بروش دیگر
about face
U
سوی دیگر
about face
U
جهت دیگر
about-face
U
سوی دیگر
no more
U
دیگر ن
[فعل]
no longer
U
نه دیگر
[زمانی]
about-face
U
جهت دیگر
about-faces
U
سوی دیگر
about-faces
U
جهت دیگر
no more
U
نه دیگر
[بیشتر]
to wit
U
بعبارت دیگر
otherguise
U
جور دیگر
otherness
U
چیز دیگر
otherwhence
U
از جای دیگر
otherwhere
U
جای دیگر
otherwhere
U
در مکان دیگر
otherwhile
U
گاه دیگر
otherwhile
U
وقت دیگر
otherworld
U
دنیای دیگر
on one's coat-tails
<idiom>
U
همراه کس دیگر
the other two
U
دوتای دیگر
tother
U
بعدی دیگر
In our other words.
U
بعبارت دیگر
t' other
U
بعدی دیگر
so muchthe worse
U
دیگر بدتر
what more do you want
U
دیگر چه می خواهید
scilicet
U
بعبارت دیگر
withil
U
ازطرف دیگر
in other words
<adv.>
U
به عبارت دیگر
in other words
<adv.>
U
به کلام دیگر
on the other hand
<adv.>
U
طور دیگر
nevermore
U
دیگر ابدا
next year
U
سال دیگر
no more of that
U
بس است دیگر
et al
U
و در جای دیگر
none other than
U
هیچکس دیگر جز
otherwise
U
طور دیگر
nevermore
U
هرگز دیگر
never more
U
هرگز دیگر
on the other side
<adv.>
U
طور دیگر
otherwise
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
my other books
U
کتابهای دیگر من
apart from that
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
by the same token
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on more
U
بار دیگر
on the opposite side
U
در انسوی دیگر
on the other hand
U
از سوی دیگر
otherguess
U
جور دیگر
in other words
<idiom>
U
به کلام دیگر
otherguess
U
نوع دیگر
othergates
U
طور دیگر
othergates
U
جور دیگر
other people
U
مردم دیگر
to be no more
U
دیگر نبودن
on the other part
U
از طرف دیگر
on the other hand
U
ازطرف دیگر
example is better than precept
U
نمونه اخلاق از خود نشان دادن بهترازدستوراخلاقی دادن است
to sue for damages
U
عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
to put any one up to something
U
کسیرا از چیزی اگاهی دادن کسیرادر کاری دستور دادن
defining
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define
U
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
pooled
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
inter alia
U
میان اشخاص دیگر
inter alia
U
میان چیزهای دیگر
aliunde
U
ازیک جای دیگر
alternate routing
U
گزینش مسیر دیگر
pools
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pool
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
alternative route
U
گزینش مسیر دیگر
athwart
U
از طرفی بطرف دیگر
we have no more bread
U
دیگر نان نداریم
the future
U
دنیای دیگر عقبی
adjournment
U
احاله بوقت دیگر
tomorrow week
U
هشت روز دیگر
air-to-air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air to air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
they sing small now
U
دیگر جیک نمیزنند
close aboard
U
نزدیک به قایق دیگر
and now to be serious
U
دیگر شوخی بکنار
to p on any one's preserves
U
باپای دیگر جهیدن
this da y month
U
یک ماه دیگر از امروز
nerf
U
تصادف با اتومبیل دیگر
otherworldly
U
متوجه دنیای دیگر
My pain has gone.
U
دیگر درد ندارم.
itineration
U
ازیک جابجایی دیگر
it never occurred again
U
دیگر واقع نشد
pass on
<idiom>
U
رد کردن چیزی که دیگر
pick off
U
رد شدن از راننده دیگر
It never occurred again
دیگر اتفاق نیفتاد.
it is never the worse
U
دیگر بدتر که نیست
it is allup with him
U
دیگر امیدی ندارد
metaphraze
U
به عبارت دیگر در آوردن
like nowhere else
<adv.>
U
بیشتر از هر جای دیگر
yet another
U
دوباره یکی دیگر
nothing else
U
هیچ چیز دیگر
once again
دوباره
[بار دیگر]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com