Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to scrape up
[money]
U
چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن
[پول]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
imprescriptible
U
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
prescriptions
U
مرور زمان
lapse of time
U
مرور زمان
prescription
U
مرور زمان
statute of limitation
U
مرور زمان
time lapse
U
مرور زمان
limitation of actions
U
مرور زمان دعاوی
lapses
U
استفاده از مرور زمان
positive prescription
U
مرور زمان مملک
negative prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
statute of limitations
U
قانون مرور زمان
creative prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
positive prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
acquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
extinctive prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
limitation period
U
مدت مرور زمان
barred by statute
U
مشمول مرور زمان
time barred
U
مشمول مرور زمان
lapse
U
استفاده از مرور زمان
limitation act
U
قانون مرور زمان
statutory limitation
U
قانون مرور زمان
ecquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
period of prescription
U
مدت مرور زمان
lapsing
U
استفاده از مرور زمان
negative prescription
U
مرور زمان مسقط
wear thin
<idiom>
U
به مرور زمان لاغر شدن
lapse
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
elapsation
U
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
prescribe to
U
استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
curfews
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
lapses
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
curfew
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
lapsing
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
tolled
U
حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
patina
U
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
prescription
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
limitation of actions
U
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
put on one's thinking cap
<idiom>
U
زمان زیادی روی چیزی فکر کردن
brush up on something
<idiom>
U
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
margins
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
margin
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
turn over
U
مرور کردن
scrolls
U
مرور کردن
scroll
U
مرور کردن
go over
U
مرور کردن
go through
U
مرور کردن
run over
U
مرور کردن
rub up
U
مرور کردن
scale
U
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
relive
U
در ذهن مرور کردن
scan
U
اجمالا مرور کردن
review
U
بررسی کردن مرور
scanned
U
اجمالا مرور کردن
reviewed
U
بررسی کردن مرور
relived
U
در ذهن مرور کردن
scans
U
اجمالا مرور کردن
reliving
U
در ذهن مرور کردن
reviewing
U
بررسی کردن مرور
relives
U
در ذهن مرور کردن
reviews
U
بررسی کردن مرور
autumn
U
برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
autumns
U
برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
to run over
U
مرور کردن زیر گرفتن
to reinvent the wheel
<idiom>
U
هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
pipelines
U
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
pipeline
U
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
to portray somebody
[something]
U
نمایش دادن کسی یا چیزی
[رل کسی یا چیزی را بازی کردن]
[کسی یا چیزی را مجسم کردن]
walkthrough
U
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
to regard something as something
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
to see something as something
[ to construe something to be something]
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
lay hands upon something
U
جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
to appreciate something
U
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
modifies
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifying
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
covets
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covet
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
coveting
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction
U
صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
think nothing of something
<idiom>
U
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
rectifies
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectified
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
sleep on it
<idiom>
U
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
rectify
U
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
see about (something)
<idiom>
U
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
to give up
[to waste]
something
U
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
to mind somebody
[something]
U
اعتنا کردن به کسی
[چیزی]
[فکر کسی یا چیزی را کردن]
contemporize
U
هم زمان کردن
fix
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
schedule
U
زمان بندی کردن
scheduled
U
زمان بندی کردن
time slicing
U
قطعه کردن زمان
timing
U
زمان عمل کردن
add time
U
زمان جمع کردن
waste time
U
تلف کردن زمان
lose time
U
تلف کردن زمان
schedules
U
زمان بندی کردن
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
reviewed
U
مرور
revisal
U
مرور
reviewal
U
مرور
review
U
مرور
once-over
U
مرور
tracts
U
مرور
once over
U
مرور
tract
U
مرور
perusal
U
مرور
overviews
U
مرور
overview
U
مرور
reviews
U
مرور
reviewing
U
مرور
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
presents
U
زمان حاضر زمان حال
presented
U
زمان حاضر زمان حال
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
present
U
زمان حاضر زمان حال
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
lapsing
U
انصراف مرور
traffic
U
عبور و مرور
lapse
U
انصراف مرور
lapses
U
انصراف مرور
traffics
U
عبور و مرور
rehearsals
U
مرور ذهنی
trafficked
U
عبور و مرور
glance
U
نظراجمالی مرور
glances
U
نظراجمالی مرور
trafficking
U
عبور و مرور
rehearsal
U
مرور ذهنی
glanced
U
نظراجمالی مرور
to try to stop the march of time
U
تلاش به جلوگیری از گذشت زمان کردن
timing
U
تنظیم زمان عمل کردن موتور
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
wear off/away
<idiom>
U
به مرور محو شدن
airfield traffic
U
عبورو مرور در فرودگاه
informal design review
U
مرور غیررسمی طرح
die out
<idiom>
U
به مرور از بین رفتن
access structures
U
ساختمانهای عبور و مرور
traffic lane
U
مسیر عبور و مرور
traffic density
U
شدت عبور و مرور
airfield traffic
U
عبور و مرور فرودگاه
traffic density
U
تکاشف عبور و مرور
traffic court
U
دادگاه عبور و مرور
revisions
U
تجدید نظر مرور
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
revision
U
تجدید نظر مرور
traffic control
U
کنترل عبور و مرور
traffic intensity
U
شدت عبور و مرور
bus traffic
U
عبور و مرور اتوبوسها
traffic sign
U
علامت عبور و مرور
traffic peak
U
حداکثر عبور و مرور
traffic density
U
تراکم عبور و مرور
speeding
U
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speeds
U
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speed
U
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
traffic cut
U
تقاطع دو جریان عبور و مرور
to be under curfew
U
در منع عبور و مرور بودن
curfew period
U
ساعات منع عبور و مرور
air-traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
air traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
diacoustics
U
علم مرور وشکست صدا
clocks
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
chronologize
U
بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
clock
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
access structures
U
ساختمان های قابل عبور و مرور
safe-conducts
U
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
road discipline
U
مقررات عبور و مرور روی جاده
air movement section
U
قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com