Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pay check
U
چک حقوق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
emolument
U
معونت حقوق
emoluments
U
معونت حقوق
accession
U
الحاق حقوق
subsidy
U
حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
compensation
U
حقوق و مزد
compensations
U
حقوق و مزد
increment
U
افزایش در حقوق توسعه
increments
U
افزایش در حقوق توسعه
trust
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusts
U
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
real
U
ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
vindication
U
استیفای حقوق
salaries
U
حقوق
salaries
U
حقوق دادن
salary
U
حقوق
salary
U
حقوق دادن
payroll
U
لیست حقوق صورت پرداخت
payroll
U
لیست حقوق
withholding tax
U
مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
withholding taxes
U
مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
strike pay
U
حقوق ایام اعتصاب که ازطرف سندیکاهای کارگری به اعتصاب کنندگان پرداخت میشود
barrister
U
حقوق دان
barristers
U
حقوق دان
infamous
U
محروم از حقوق مدنی ترذیلی
equities
U
تساوی حقوق
equity
U
تساوی حقوق
bill of rights
U
اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of rights
U
اعلامیه حقوق
bill of rights
U
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
pay
U
حقوق ماهیانه اجرت
pay
U
حقوق
paying
U
حقوق ماهیانه اجرت
paying
U
حقوق
pays
U
حقوق ماهیانه اجرت
pays
U
حقوق
copyright
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights
U
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
encroachment
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
occupation
U
حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
occupations
U
حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
human rights
U
حقوق بشر
stipendiaries
U
حقوق بگیر
stipendiary
U
حقوق بگیر
account
U
کلمه رمز و حقوق دستیابی به شبکه یا سیستم Online
common law
U
حقوق عرفی
common law
U
حقوق غیرمدون
common-law
U
حقوق عرفی
common-law
U
حقوق غیرمدون
report
U
گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reported
U
گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reports
U
گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
publicist
U
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists
U
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
injunction
U
دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunctions
U
دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
feminist
U
طرفدار حقوق زنان
feminists
U
طرفدار حقوق زنان
denationalised
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
ostracised
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracises
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracising
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracize
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracized
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracizes
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracizing
U
از حقوق اجتماعی محروم کردن
vindicate
U
استیفای حقوق کردن
vindicated
U
استیفای حقوق کردن
vindicates
U
استیفای حقوق کردن
vindicating
U
استیفای حقوق کردن
law
U
حق حقوق
law
U
حقوق عدالت
law
U
حقوق
law
U
علم حقوق
laws
U
حق حقوق
laws
U
حقوق عدالت
laws
U
حقوق
laws
U
علم حقوق
penal code
U
حقوق جزا
penal code
U
مجموعه حقوق کیفری
penal codes
U
حقوق جزا
penal codes
U
مجموعه حقوق کیفری
raise
U
ترقی دادن اضافه حقوق
raises
U
ترقی دادن اضافه حقوق
breach
U
تجاوز به حقوق دیگران
breached
U
تجاوز به حقوق دیگران
breaches
U
تجاوز به حقوق دیگران
enfranchise
U
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchised
U
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchises
U
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchising
U
حقوق مدنی اعطا کردن به
exhibition
U
نمایشگاه حقوق تقاعد
exhibitions
U
نمایشگاه حقوق تقاعد
Other Matches
common low
U
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
public international law
U
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum
U
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
detention of pay
U
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
protective duty
U
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues
U
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder
U
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice
U
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
advalorem duty
U
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
authorized stoppage
U
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
jus
U
حقوق
rights
U
حقوق
stipends
U
حقوق
stipend
U
حقوق
civil
U
حقوق
duties
U
حقوق
jurisprudence
U
حقوق
civil rights
U
حقوق اجتماعی
sources law
U
منابع حقوق
civil law
U
حقوق مدنی
constitutional law
U
حقوق اساسی
conjugal rights
U
حقوق زناشویی
statutory
U
حقوق مدون
salary increase
U
اضافه حقوق
civil rights
U
حقوق مدنی
conjugal rights
U
حقوق زوجیت
criminal low
U
حقوق جزا
criminal law
U
حقوق جزا
criminal low
U
حقوق جنایی
custom duties
U
حقوق گمرکی
customs duties
U
حقوق گمرکی
salary increase
U
افزایش حقوق
wage earners
U
حقوق بگیران
substantive law
U
حقوق ذاتی
comparative low
U
حقوق تطبیقی
comparative law
U
حقوق تطبیقی
basic pay
U
حقوق اصلی
basic pay
U
اصل حقوق
wage bill
U
لیست حقوق
take-home pay
U
حقوق خالص
administrative law
U
حقوق اداری
woman's rights
U
حقوق نسوان
written laws
U
حقوق مدون
breach right
U
تجاوز به حقوق
business law
U
حقوق تجارت
due
U
سر رسد حقوق
commercial law
U
حقوق تجارت
civil low
U
حقوق مدنی
underpay
U
کم حقوق دادن
vindication of rights
U
استیفای حقوق
civi law
U
حقوق مدنی
child law
U
حقوق کودک
annuitant
U
حقوق بگیر
keelage
U
حقوق بندری
municipal law
U
حقوق داخلی
natural law
U
حقوق طبیعی
jus gentium
U
حقوق ملتها
jus cipile
U
حقوق مدنی رم
jus cipile
U
حقوق مدنی
jurisprudent
U
حقوق دان
jurisconsult
U
حقوق دان
old age pension
U
حقوق بازنشستگی
islamic law
U
حقوق اسلامی
pay order
U
سندپرداخت حقوق
indisputable rights
U
حقوق ثابته
l.l.d
U
دکتر در حقوق
labour law
U
حقوق کار
law faculty
U
دانشکده حقوق
maritime law
U
حقوق دریایی
marital rights
U
حقوق شوهری
matrimonial rights
U
حقوق زناشویی
leave with pay
U
مرخصی با حقوق
money income
U
مزد و حقوق
school of law
U
دانشکده حقوق
lawfaculty
U
دانشکده حقوق
law of treaties
U
حقوق معاهدات
law of the staple
U
حقوق تجارت
money list
U
لیست حقوق
law of obligations
U
حقوق تعهدات
pay roll
U
لیست حقوق
law merchant
U
حقوق تجارت
indefeasible rights
U
حقوق پا برجا
personal right
U
حقوق فردی
personal right
U
حقوق شخصی
public law
U
حقوق عمومی
quayage
U
حقوق بندری
regular salary
U
حقوق دائمی
droppage
U
کسر حقوق
regular salary
U
حقوق ثابت
detention of pay
U
ضبط حقوق
retired pay
U
حقوق بازنشستگی
retiring pension
U
حقوق بازنشستگی
rights of throne
U
حقوق سلطنت
customs tariff
U
حقوق گمرکی
customs dutios
U
حقوق گمرکی
property rights
U
حقوق مالکیت
private law
U
حقوق خصوصی
import duty
U
حقوق واردات
philosophy of law
U
فلسفه حقوق
harbour dues
U
حقوق بندر
half pay
U
حقوق ناتمام
gentlemen of the robe
U
حقوق دانها
gentleman of the long robe
U
حقوق دان
theory of law
U
فلسفه حقوق
full pay
U
حقوق تمام
political rights
U
حقوق سیاسی
foreign law
U
حقوق خارجی
family law
U
حقوق خانواده
faculty of law
U
دانشکده حقوق
preventive justice
U
حقوق تامینی
export tariff
U
حقوق صادرات
export charge
U
حقوق صادرات
He was put on trial.
U
او محاکمه شد.
[حقوق]
customs duty
U
حقوق گمرکی
import charge
U
حقوق واردات
import tariff
U
حقوق واردات
export duty
U
حقوق صادرات
jurisprudence
U
حقوق الهی
salaried
U
دارای حقوق
salaried
U
حقوق بگیر
enfranchisement
U
اعطای حقوق
pension
U
حقوق بازشنستگی
pensions
U
حقوق بازشنستگی
jurisprudence
U
فلسفه حقوق
in my presence
U
در حضور من
[حقوق]
asylum law
U
حقوق پناهندگی
[قانون]
nonpay status
U
وضعیت قطع حقوق
payroll system
U
سیستم پرداخت حقوق
Deprivation of ones civil rights .
U
محرومیت از حقوق مدنی
pay records
U
پرونده لیست حقوق
well paid employees
U
کارمندانی که حقوق خوب
out law
U
از حقوق بی بهره کردن
pay order
U
لیست پرداخت حقوق
pay day
U
روز پرداخت حقوق
payroll tax
U
مالیات بر مزد و حقوق
hearing of evidence
U
شنوایی گواهی
[حقوق]
plea bargain
U
توافق مدافعه
[حقوق]
to execute somebody
U
اعدام کردن
[حقوق]
money list
U
لیست پرداخت حقوق
taking of evidence
U
شنوایی گواهی
[حقوق]
pay roll
U
لیست پرداخت حقوق
payroll program
U
برنامه پرداخت حقوق
pensionary
U
حقوق بگیر مزدور
student of law
U
شاگرد دانشکده حقوق
frame agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
to study for the bar
U
درس حقوق خواندن
to study for the bar
U
تحصیل حقوق کردن
basic agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
transmissable rights
U
حقوق قابل انتقال
master agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
skeleton agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
sole selling right
U
حقوق فروش انحصاری
outline agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
nationality
[citizenship]
U
ملیت
[حقوق]
[سیاست]
citizenship
[status of a citizen]
U
ملیت
[حقوق]
[سیاست]
alimony suit
U
ادای نفقه
[حقوق]
fornication
U
زنا
[دین]
[حقوق]
preferential duties
U
حقوق گمرکی امتیازی
presence
[of somebody]
U
حضور
[کسی]
[حقوق]
regular payment of salaries
U
پرداخت حقوق بطورمرتب
publicijuris
U
مربوط به حقوق عمومی
wages tax
U
مالیات مزد و حقوق
profits a prendre
U
حقوق ناشی از مزارعه
well paid
U
دارای حقوق کافی
Cash is in short supply these days .
U
از حقوق ماهانه ام کم کنید
custom
U
حقوق گمرکی گمرک
pay-day
U
روز پرداخت حقوق
countervailing duty
U
حقوق گمرکی جبرانی
freeman
U
دارای حقوق مدنی
pay-days
U
روز پرداخت حقوق
salaried
U
کارمند حقوق بگیر
dutiable
U
مشمول حقوق گمرکی
pensions
U
حقوق بازنشستگی پانسیون
duties free
U
معاف از حقوق گمرکی
duty free
U
بخشوده از حقوق گمرکی
duty free
U
فاقد حقوق گمرکی
pension
U
حقوق مستمری گرفتن
entitle to civil rights
U
متمتع از حقوق مدنی
pension
U
حقوق بازنشستگی پانسیون
exterritoriality
U
حقوق برون مرزی
freemen
U
دارای حقوق مدنی
attainder
U
محرومیت از حقوق مدنی
bill of human rights
U
اعلامیه حقوق بشر
declaration of the rights of man
U
اعلامیه حقوق بشر
civi rights
U
حقوق وامتیازات مدنی
civic d.
U
محرومیت از حقوق کشوری
civil death
U
محرومیت از حقوق مدنی
civil degradation
U
محرومیت از حقوق مدنی
back pay
U
حقوق عقب افتاده
extraterritoriality
U
حقوق برون مرزی
import surcharge
U
حقوق گمرکی اضافه
pension
U
حقوق بازنشستگی یا تقاعد
drawbacks
U
استرداد حقوق گمرکی
infringement on others rights
U
تخطی به حقوق دیگران
infringer
U
متخطی به حقوق دیگران
jus postliminii
U
قانون استعاده حقوق
international law
U
حقوق بین الملل
drawbacks
U
برگشت حقوق گمرکی
countervailing duties
U
حقوق گمرکی جبرانی
jurists
U
متخصص حقوق خصوصی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com