Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
she has lost her roses
U
چهره گلگونش زعفرانی شده است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
saffron
U
زعفرانی زعفرانی کردن
saffrony
U
زعفرانی
jacinth
U
یاقوت زعفرانی
to keep one's countenance
U
چهره
features
U
چهره
featuring
U
چهره
physiognomies
U
چهره
physiognomy
U
چهره
puss
U
چهره
featured
U
چهره
feature
U
چهره
face
U
چهره
visage
U
چهره
visages
U
چهره
faces
U
چهره
faces
U
چهره طرف
anaemic
U
زرد چهره
facial angle
U
زاویه چهره
facial expression
U
حالت چهره
complexions
U
رنگ چهره
complexion
U
رنگ چهره
face
U
چهره طرف
physiognomy
U
چهره بیرونی
physiognomies
U
چهره بیرونی
flushing
U
چهره گلگون کردن
flushes
U
چهره گلگون کردن
tears rained down his cheeks
U
اشک بر چهره اش روان شد
flush
U
چهره گلگون کردن
pokerface
U
چهره خشک وبیحالت
amimia
U
اختلال بیانگری چهره
lineament
U
خطوط چهره صفات مشخصه
effigy
U
چهره برجسته روی سکه
He is a new face in the company .
U
چهره تازه ای درشرکت است
effigies
U
چهره برجسته روی سکه
lineaments
U
خطوط چهره صفات مشخصه
straight face
U
چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
A happy heart makes a blooming visage.
<proverb>
U
قلب شاد,چهره را بشاش مى سازد .
to face somebody
[something]
U
چهره خود را بطرف کسی
[چیزی]
گرداندن
figural rug
[pictorial]
U
فرش تصویری
[در این نوع بافت چهره انسان و یا مناظر قسمت اصلی فرش را تشکیل داده و معمولا در ابعاد کوچک بافته می شود.]
relief
U
نقش یا گل برجسته
[این امر در فرشبافی بیشتر در هنگام بافت چهره انسان، گاه نقوش حیوانات و یا استفاده از آیات، کلمات و شعر در متن و یا حاشیه فرش بکار می رود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com