Total search result: 203 (15 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
swarm U |
چندین اشکال برنامه |
 |
 |
swarmed U |
چندین اشکال برنامه |
 |
 |
swarms U |
چندین اشکال برنامه |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
toolkit U |
مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند |
 |
 |
debugger U |
برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل |
 |
 |
debugging a program U |
اشکال زدایی یک برنامه |
 |
 |
program debugging U |
اشکال زدایی برنامه |
 |
 |
versions U |
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد |
 |
 |
version U |
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد |
 |
 |
primitive U |
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی |
 |
 |
transversal U |
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی |
 |
 |
setting up U |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
 |
 |
sets U |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
 |
 |
set U |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
 |
 |
symbolically U |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
 |
 |
symbolic U |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
 |
 |
regional breakpoint U |
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود |
 |
 |
snapshots U |
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه |
 |
 |
snapshot U |
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه |
 |
 |
commonest U |
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس |
 |
 |
common U |
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس |
 |
 |
commoners U |
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس |
 |
 |
stepping U |
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است |
 |
 |
step U |
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است |
 |
 |
multi programming U |
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند |
 |
 |
maintenance U |
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند |
 |
 |
compounded U |
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است |
 |
 |
compound U |
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است |
 |
 |
compounds U |
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است |
 |
 |
trace U |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
 |
 |
traces U |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
 |
 |
traced U |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
 |
 |
ATC U |
مجوز ناشر نرم افزار به کاربر برای گرفتن چندین کپی از برنامه |
 |
 |
multi- U |
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد |
 |
 |
multi U |
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد |
 |
 |
reentrant U |
روالی که میتواند توسط چندین برنامه مستقل بطورهمزمان بکار برده شوددرون رو |
 |
 |
re entrant U |
برنامه یا کدی که توسط چندین کاربر در سیستم چند کاربره استفاده میشود. |
 |
 |
concurrent U |
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد |
 |
 |
reentrant subroutine U |
زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود |
 |
 |
universal U |
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است |
 |
 |
enhance U |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
 |
 |
enhancing U |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
 |
 |
enhanced U |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
 |
 |
enhances U |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
 |
 |
campus environment U |
محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان |
 |
 |
communication U |
پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است |
 |
 |
utility U |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
 |
 |
extending U |
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است |
 |
 |
extend U |
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است |
 |
 |
extends U |
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است |
 |
 |
multivalent U |
دارای چندین قدر چندین بنیانی |
 |
 |
polygenetic U |
دارای چندین نیا یا چندین تخم |
 |
 |
macroinstruction U |
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo |
 |
 |
api U |
مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود |
 |
 |
spreadsheets U |
1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر |
 |
 |
spreadsheet U |
1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر |
 |
 |
tasks U |
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند |
 |
 |
task U |
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند |
 |
 |
gadroon U |
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه |
 |
 |
automatic programming U |
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار |
 |
 |
source U |
برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس |
 |
 |
object oriented U |
روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود |
 |
 |
newest U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
new U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
newer U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
new- U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
landing schedule U |
برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود |
 |
 |
jobs U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
swap U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
job U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
swopping U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swops U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swaps U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swapped U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swopped U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
dynamic data exchange U |
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 روشی که در آن دو برنامه فعال می توانند دادههای خود را رد و بدل کنند یک برنامه از سیستم عامل می خواهد تا بین دو برنامه اتصال برقرار کند |
 |
 |
modular U |
بخشهای کوچک نوشته شده در برنامه از کد کامپیوتر که مناسب برنامه سافت یافته است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است |
 |
 |
Send To command U |
دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد |
 |
 |
preemptive multitasking U |
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت |
 |
 |
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U |
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری |
 |
 |
assembly U |
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند |
 |
 |
rollover U |
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند |
 |
 |
applet U |
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3- |
 |
 |
traversing U |
اشکال |
 |
 |
bugging U |
اشکال |
 |
 |
bugs U |
اشکال |
 |
 |
node U |
اشکال |
 |
 |
snaggy U |
پر اشکال |
 |
 |
nodus U |
اشکال |
 |
 |
nodes U |
اشکال |
 |
 |
worriment U |
اشکال |
 |
 |
traverses U |
اشکال |
 |
 |
dead lock U |
اشکال |
 |
 |
barely U |
با اشکال |
 |
 |
spinosity U |
اشکال |
 |
 |
traversed U |
اشکال |
 |
 |
drawback U |
اشکال |
 |
 |
disadvantage U |
اشکال |
 |
 |
bug U |
اشکال |
 |
 |
disadvantages U |
اشکال |
 |
 |
drawbacks U |
اشکال |
 |
 |
traverse U |
اشکال |
 |
 |
debugs U |
اشکال زدایی |
 |
 |
debug U |
اشکال زدایی |
 |
 |
nuclide U |
اشکال اتمی |
 |
 |
baboons U |
اشکال مضحک |
 |
 |
baboon U |
اشکال مضحک |
 |
 |
debugger U |
اشکال زدائی |
 |
 |
difficulty U |
اشکال زحمت |
 |
 |
demurrable U |
اشکال کردنی |
 |
 |
debugging U |
اشکال زدایی |
 |
 |
debugging U |
اشکال زدائی |
 |
 |
hardness U |
اشکال سفتی |
 |
 |
i can add rapidly U |
به اشکال ما افزود |
 |
 |
geometrical figures U |
اشکال هندسی |
 |
 |
debugged U |
اشکال زدایی |
 |
 |
forms of currency U |
اشکال پول |
 |
 |
diversely U |
به اشکال مختلف |
 |
 |
debugger U |
اشکال یابی |
 |
 |
difficulties U |
اشکال زحمت |
 |
 |
to make difficulties U |
اشکال تراشیدن |
 |
 |
burbling U |
اشکال بی نظمی |
 |
 |
defect description U |
توضیح اشکال |
 |
 |
burble U |
اشکال بی نظمی |
 |
 |
burbles U |
اشکال بی نظمی |
 |
 |
to tide over a difficulty U |
اشکال را بر طرف |
 |
 |
trouble shooting U |
رفع اشکال |
 |
 |
fault description U |
توضیح اشکال |
 |
 |
description of error U |
توضیح اشکال |
 |
 |
troubleshooting U |
اشکال یابی |
 |
 |
impediment U |
محظور اشکال |
 |
 |
geometric shapes U |
اشکال هندسی |
 |
 |
smooth delivery U |
تحویل بی اشکال |
 |
 |
error description U |
توضیح اشکال |
 |
 |
impediments U |
محظور اشکال |
 |
 |
burbled U |
اشکال بی نظمی |
 |
 |
discomfited U |
ایجاد اشکال کردن |
 |
 |
discomfit U |
ایجاد اشکال کردن |
 |
 |
handicap U |
امتیاز دادن اشکال |
 |
 |
To get into difficulties. U |
دچار اشکال شدن |
 |
 |
There is the rub. U |
اشکال درهمین جااست |
 |
 |
To raise difficulties . To creat obstacles. U |
اشکال تراشی کردن |
 |
 |
handicaps U |
امتیاز دادن اشکال |
 |
 |
debugging aids U |
ادوات اشکال زدایی |
 |
 |
debugging aids U |
وسائل اشکال زدایی |
 |
 |
discomfiting U |
ایجاد اشکال کردن |
 |
 |
discomfits U |
ایجاد اشکال کردن |
 |
 |
it is particularly difficult U |
یک اشکال بخصوصی دارد |
 |
 |
wells U |
بدون اشکال اوه |
 |
 |
acataposis U |
اشکال عمل بلع |
 |
 |
dysphagia U |
اشکال دربلعیدن غذا |
 |
 |
diversiform U |
دارای اشکال مختلف |
 |
 |
debugged U |
اشکال زدائی کردن |
 |
 |
dysphonia U |
اشکال در حرف زدن |
 |
 |
well U |
بدون اشکال اوه |
 |
 |
debugged U |
اشکال زدایی کردن |
 |
 |
similar figures U |
اشکال همانندیا متشابه |
 |
 |
to create a difficulty U |
اشکال پیش اوردن |
 |
 |
bottle neck U |
مانع اشکال کار |
 |
 |
debugs U |
اشکال زدایی کردن |
 |
 |
debug U |
اشکال زدایی کردن |
 |
 |
debugs U |
اشکال زدائی کردن |
 |
 |
debug aids U |
ادوات اشکال زدایی |
 |
 |
kaleidoscopes U |
لوله اشکال نما |
 |
 |
kaleidoscope U |
لوله اشکال نما |
 |
 |
debug U |
اشکال زدائی کردن |
 |
 |
adds U |
قرار دادن اشکال کنار هم |
 |
 |
filet U |
توری دارای اشکال مربع |
 |
 |
adding U |
قرار دادن اشکال کنار هم |
 |
 |
add U |
قرار دادن اشکال کنار هم |
 |
 |
pressed for time <idiom> U |
با اشکال وبه سختی وقت |
 |
 |
smooth U |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
 |
 |
smoothed U |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
 |
 |
smoothest U |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
 |
 |
galanty show U |
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن |
 |
 |
proteus U |
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته |
 |
 |
To put obstacles in the way. U |
سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن ) |
 |
 |
smooths U |
صاف کردن بدون اشکال بودن |
 |
 |
executives U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
iterative routine U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
iterate U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
goto U |
دستور برنامه نویسی که جهش به نقط ه یا تابعی دیگر در برنامه دارد |
 |
 |
supervisory U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتری که اجرای تعبیر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
business U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
businesses U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
executive U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
source computer U |
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود |
 |
 |
sequential U |
حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند |
 |
 |
compiler U |
نرم افزاری که برنامه کد گذاری شده را به برنامه با کد ماشین تبدیل میکند |
 |
 |
parameters U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
scheduled wave U |
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه |
 |
 |
parameter U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
stops U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
stopping U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
diagnostics U |
تابعی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکندخطاهای کد برنامه را بیابد |
 |
 |
developments U |
مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش |
 |
 |
stop U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
calling U |
مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه |
 |
 |
subprogram U |
1-زیر تابع در یک برنامه . 2-برنامهای که با برنامه اصلی فراخوانی شود |
 |
 |
synthetic address U |
زبان برنامه نویسی که برنامه اصلی به آن نوشته شده است |
 |
 |
development U |
مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش |
 |
 |
stopped U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
conditional U |
دستور برنامه سازی که جهش به بخشی از برنامه میکند در صورت برقراری شرطی |
 |