English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
complex multiplet U چندتایی پیچیده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
multeity U چندتایی
multiplet U چندتایی
manifoldness U چندتایی بسیاری
multiplex U چندتایی متعدد
multilaunching U اغاز بکار چندتایی
time division multiplexing U انتقال چندتایی زمانی
csma/cd U دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
multiple loading operating system U سیستم عامل بارکننده چندتایی
multiplexing U انتقال چندتایی پیغام ها تسهیم
cisc U مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
zonate U واقع بروی یک خط مانند بعضی ازهاگهای چندتایی
carrier sense U detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
large scale computer U که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
frequency division multilexing U مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
crimpy U پیچیده
gordian U پیچیده
abstruse U پیچیده
crackly U پیچیده
indirect U پیچیده
jigsaw U پیچیده
jigsaws U پیچیده
crabby U پیچیده
tangled U پیچیده
intricate U پیچیده
complicated U پیچیده
wrapped U پیچیده
complexes U پیچیده
complexes U :پیچیده
complex U پیچیده
complex U :پیچیده
implex U پیچیده
muffled U پیچیده
verticillate U پیچیده
involved U پیچیده
sigmoid U پیچیده
revolute U پیچیده
tortile U پیچیده
wreathy U پیچیده
restiform U پیچیده
deep <adj.> U پیچیده
in a tangle U پیچیده
intorted U در هم پیچیده
perplexing U پیچیده
metaphsical U پیچیده
obscurant U پیچیده
sophisticate U پیچیده
perplexed U مبهوت پیچیده
twisted strata U لایههای پیچیده
writhen U درهم پیچیده
rolls U چیز پیچیده
intricately U بطور پیچیده
recondite U عمیق پیچیده
curly chip U براده پیچیده
involute U پیچیده شدن
perplexingly U بطور پیچیده
ravel U چیز در هم پیچیده
convolute U بهم پیچیده
complicacy U کار پیچیده
complex system U سازگان پیچیده
complex system U سیستم پیچیده
rolled U چیز پیچیده
roll U چیز پیچیده
wounds U پیچیده شدن
complexities U پیچیده شدن
complicating U پیچیده کردن
complicates U پیچیده کردن
convoluted U بهم پیچیده
reeling U نخ پیچیده بدورقرقره
complicate U پیچیده کردن
reeled U نخ پیچیده بدورقرقره
ballast U فرمولهای پیچیده
complexity U پیچیده شدن
reel U نخ پیچیده بدورقرقره
wound U پیچیده شدن
reels U نخ پیچیده بدورقرقره
wounding U پیچیده شدن
interlaced U بهم پیچیده
the matter is perplexed U مطلب پیچیده است
volute U طومار پیچیده طوماری
entangle U گیرانداختن پیچیده کردن
complexly U بطور پیچیده یا مخلوط
sinistrorsal U چپ پیچ پیچیده از چپ براست
sinistrorse U چپ پیچ پیچیده از چپ براست
crump U پیچیده چین دار
twisted pair U جفت پیچیده شده
can of worms <idiom> U مشکل پیچیده وسردرگم
unintelligible U پیچیده غیر صریح
convolve U بهم پیچیده شدن
microcircuit U مدار مجتمع پیچیده
plexus U چیزهای درهم پیچیده پیچیدگی
daedal U دارای هوش اختراع پیچیده
twisted pair cable U کابل زوج بهم پیچیده
intricate design U نقش پیچیده، درهم و مشکل
hassocks U کلاله علف درهم پیچیده
complex instruction set computer U کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
simple U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
hassock U کلاله علف درهم پیچیده
It is an extremely complicated problem. U مسأله بسیار پیچیده ایست
cisc U کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
plexiform U شبیه خزههای درهم پیچیده
simplest U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simpler U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
quads U سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
quad U سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
advanced U بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
complementary metal oxide semiconductor U طرح مدار پیچیده و روش ساخت
diffusion U روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
complex U بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
cmos U طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
baluster-side U [شکلی شبیه بالشتک پیچیده شده]
The human brain is a complex organ . U مغز انسان عضو پیچیده یی است
complexes U بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
quadrangles U سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
advanced U برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
quadrangle U سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
primitive U برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
stop hit U ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
angle-volute U [طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
coordination U سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
DSP U مدار پیچیده مخصوص برای تغییر سیگنالهای دیجیتال
coordinate U سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
roller bandage U نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
tessellate U کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
shields U کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
buff stick U بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
shield U کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
primitive U تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
shield U کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields U کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
swob U چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
ate U که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
mysticism U در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
VBA U زبان ماکرو پیچیده ساخت ماکروسافت با کمک ابزار برنامه سازی Visual Basic
Shockwave U سیستم سافت Maecromedia که به جستجو گر وب امکان نمایش جلوههای پیچیده چند رسانهای میدهد
Agricultural Order U سرستون [سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
rollpin U پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
dip U خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
dips U خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
cybernation U کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
gate U تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gates U تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
rf U ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود
DIL U مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
cable drum U قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
locknut U مهرهای که وقتی بدورپیچ پیچیده شود قفل میشود مهره قفل شو
downward U توانایی سیستم کامپیوتر پیچیده برای کار با یک کامپیوتر ساده
sack race U مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
automatics U کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
plotter U نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters U نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
automatic U کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
Type cable U دو سیم پیچیده شده برای سیم تلفن
database U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
detects U سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect U سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting U سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected U سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
complexes U طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complex U طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
ethernet U شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
language U زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages U زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
scans U فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scan U فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scanned U فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
wires U روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire U روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
Mamluk Carpets U فرش مملوک [ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
false selvage U شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
geometric design U طرح هندسی [این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
DNS U پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
directory U روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directories U روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com