English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
landscape U چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaped U چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscapes U چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaping U چشم انداز بامنظره تزئین کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ornament U تزئین کردن
bedight U تزئین کردن
wallpapers U با کاغذ دیواری تزئین کردن
pranks U شوخی زننده تزئین کردن
spots U باخال تزئین کردن درنظرگرفتن
spot U باخال تزئین کردن درنظرگرفتن
prank U شوخی زننده تزئین کردن
wallpaper U با کاغذ دیواری تزئین کردن
average propensity to save U میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
filling out U [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
saving institutions U موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board U طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
save U پس انداز کردن
saved U پس انداز کردن
lay-bys U پس انداز کردن
lay-by U پس انداز کردن
lay by U پس انداز کردن
save money U پس انداز کردن
saves U پس انداز کردن
to lay aside U پس انداز کردن
salt away <idiom> U پس انداز کردن
to lay up U پس انداز کردن
mortar report U گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving U پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
lay aside U پس انداز کردن انداختن
sock away U پول پس انداز کردن
to save for retirement U برای بازنشستگی پس انداز کردن
saved U نجات دادن پس انداز کردن
saves U نجات دادن پس انداز کردن
save U نجات دادن پس انداز کردن
to save for something U پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
disposable personal income U پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
mid wicket U توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
embellishment U تزئین
embellishments U تزئین
adornments U تزئین
adornment U تزئین
ornamentation U تزئین
garnishment U تزئین
coquillage U تزئین صدفی
anconis U حاشیه تزئین
ancon U حاشیه تزئین
astreated U تزئین شده با ستاره ها
emblazonment U تزئین با نشان و علائم
floriated U تزئین شده باگل
knull U [تزئین محدب شکل]
make up <idiom> U استقرار وسایل تزئین وآرایش
japanize U بسبک ژاپونی تزئین نمودن
cul-de-lame U تزئین آویخته [به مانند اهرام]
redoes U دوباره اتاق را تزئین کرد
redone U دوباره اتاق را تزئین کرد
redoing U دوباره اتاق را تزئین کرد
redid U دوباره اتاق را تزئین کرد
ornamentallyr U از لحاظ تزئین میناب زینت
ornamentally U از لحاظ تزئین منباب زینت
prince's feather U تزئین برجسته پشت صندلی
redo U دوباره اتاق را تزئین کرد
marquetry U تزئین باچوب وگوش ماهی
marqueterie U تزئین باچوب وگوش ماهی
enrichment U [هر تزئین شبیه زوار تخم مرغ]
rock garden U باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
confetti U کاغذ رنگی برای تزئین درجشنها
rock gardens U باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
caulicole U [ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
green roof U [سقف ساختمان تزئین شده با گیاهان]
caulcole U [ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
boulle U تزئین اطاق بصورت مرصع کاری
cauliculus U [ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
caul U [ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
celure U [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
cellure U [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
ceilure U [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
landscape gardeners U متخصص تزئین باغ وگلکاری وزیبا سازی منافر
intarsia U منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
ornament U [تزئینات و اجسامی که برای تزئین به فرش دوخته می شوند.]
needle work U سوزن دوزی [برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
landscape gardener U متخصص تزئین باغ وگلکاری وزیبا سازی منافر
tulip design U طرح گل لاله [گاه اطراف ترنج مرکزی را با آن تزئین می کنند.]
willowware U بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
Dizlyk U [نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
overcasting U شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
arabesque U منبت کاری [تزئین شده با شاخه ها، برگ ها و میوه ها یا صورتک های انسان و حیوان]
jewelled U [هر نوع تزئین تشکیل شده از نوارهای باریک و مهره های نیمه دایره و لوزی شکل]
ajaraca U [تزئین اسپانیایی دیوارهای آجری که از نقش هایی به اندازه یک نیم آجر تشکیل شده است.]
tossle U منگوله [در این حالت دسته ای از نخ ها جهت تزئین فرش یا خورجین و زین اسب بکار می روند.]
silver thread U نخ های زربفت یا نقره ای [این نوع نخ در بعضی قالیچه ها جهت تزئین در بافت فرش بکار می رود.]
S-border U حاشیه های اس [در بعضی از فرش ها، خصوصا قفقازی و آناتولی از نگاره هایی به شکل حرف اس یا زد لاتین جهت تزئین استفاده می کنند.]
Composite Order U [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
metallic thread U نخ زربفت [اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
thrift U پس انداز
savings U پس انداز
saver U پس انداز کن
irrigator U اب انداز
deposits U پس انداز
deposit U پس انداز
aggregate saving U پس انداز کل
ex post saving U پس انداز
saving U پس انداز
ex ante saving U پس انداز
forehanded U پس انداز کن
discobolus U دایره انداز
driver U راه انداز
mobilization of savings U تجهیز پس انداز
mobilization of savings U بسیج پس انداز
missile man U موشک انداز
missile launcher U موشک انداز
drivers U راه انداز
bank of deposit U بانک پس انداز
bank of deposit U صندوق پس انداز
scenery U چشم انداز
bumpy <adj.> U پر دست انداز
rough <adj.> U پر دست انداز
dissaving U پس انداز منفی
net saving U پس انداز خالص
negative saving U پس انداز منفی
national saving U پس انداز ملی
ecbolic U جنین انداز
ballista U سنگ انداز
rocket launchers U موشک انداز
parapets U دست انداز
abortifacient U بچه انداز
mortar U خمپاره انداز
mortars U خمپاره انداز
firemen U سوخت انداز
puddle U دست انداز
puddles U دست انداز
fireman U سوخت انداز
actual saving U پس انداز واقعی
lookouts U چشم انداز
lookout U چشم انداز
mouth-watering U دهان آب انداز
hooker U قلاب انداز
hookers U قلاب انداز
ejector U بیرون انداز
rocket launcher U موشک انداز
parapet U دست انداز
bumpiness U دست انداز
permanent saving U پس انداز دائمی
prospect U چشم انداز
prospected U چشم انداز
prospecting U چشم انداز
prospects U چشم انداز
retardant U عقب انداز
reverberative U طنین انداز
landscaping U چشم انداز
saving ratio U نسبت پس انداز
saving motive U انگیزه پس انداز
compulsory saving U پس انداز اجباری
forced saving U پس انداز اجباری
saving function U تابع پس انداز
saving equation U معادله پس انداز
saving bank U بانک پس انداز
saving account U حساب پس انداز
releaser U راه انداز
saving rate U نرخ پس انداز
personal saving U پس انداز شخصی
landscaped U چشم انداز
panoramas U چشم انداز
penny bank U صندوق پس انداز
paysage U چشم انداز
paradox of thrift U تناقض پس انداز
landscape U چشم انداز
cannoneer U توپ انداز
crapshooter U طاس انداز
postponer U تاخیر انداز
landscapes U چشم انداز
rate of saving U نرخ پس انداز
traffickers U پشت هم انداز
trafficker U پشت هم انداز
propensity to save U گرایش به پس انداز
procrastinator U تعویق انداز
private saving U پس انداز خصوصی
buttonhook U دکمه انداز
feller U درخت انداز
shoveling U خاک انداز
panorama U چشم انداز
shoveled U خاک انداز
scoops U خاک انداز
trustee savings bank U صندوق پس انداز
shovel U خاک انداز
initiator terminator U راه انداز
ringers U طنین انداز
ringer U طنین انداز
intriguer U پشت هم انداز
intriguant U پشت هم انداز
intrigant U پشت هم انداز
bump U دست انداز
shovelled U خاک انداز
provident bank U صندوق پس انداز
savings bank U صندوق پس انداز
divisive U تفرقه انداز
clearing banks U بانک پس انداز
pothole U دست انداز
clearing bank U بانک پس انداز
potholes U دست انداز
napkin U پیش انداز
napkins U پیش انداز
deposit account U حساب پس انداز
dustpan U خاک انداز
dustpans U خاک انداز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com