Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stick-on
U
چسبنده چسبناک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cohesive material
U
مواد چسبنده چسبنده
gummiest
U
چسبنده
gummier
U
چسبنده
agglutinative
U
چسبنده
gooey
U
چسبنده
toughest
U
چسبنده
sticktight
U
چسبنده
sticking
U
چسبنده
gummy
U
چسبنده
clinging
U
چسبنده
glutinous
U
چسبنده
sticky
U
چسبنده
tough
U
چسبنده
tougher
U
چسبنده
tenacious
U
چسبنده
adnascent
U
چسبنده
inherent
U
چسبنده
adhesive
U
چسبنده
adhesives
U
چسبنده
viscid
U
چسبنده
gooey
U
چسبناک
cloggy
U
چسبناک
slabs
U
چسبناک
slab
U
چسبناک
glaireous
U
چسبناک
dauby
U
چسبناک
adhesive force
U
چسبناک
sticky
U
چسبناک
adhesives
U
چسبناک
adhesive
U
چسبناک
self-adhesive
U
چسبناک
cohesive
U
چسبناک
pasty
U
چسبناک
sticking
U
چسبناک
goo
U
چسبناک
tacky
U
چسبناک
viscid
U
چسبناک
resinous
U
چسبناک
viscose
U
چسبناک
sizy
U
چسبناک
pasties
U
چسبناک
muculent
U
چسبناک
limy
U
چسبناک
inviscid
U
چسبناک
stick
U
چسبناک
viscous
U
چسبناک
binding material
U
مصالح چسبنده
bituminous binder
U
چسبنده قیری
coherent materials
U
مواد چسبنده
sticky charge
U
خرج چسبنده
remora
U
ماهی چسبنده
semiliquid
U
مایع چسبنده
hot setting adhesive
U
چسبنده گرم
cohesive materials
U
مواد چسبنده
adhesively
U
بطور چسبنده
heaviest
U
مسیر پر از گل چسبنده
heavies
U
مسیر پر از گل چسبنده
heavier
U
مسیر پر از گل چسبنده
heavy
U
مسیر پر از گل چسبنده
tenaculum
U
الت چسبنده
adhesive wax
U
موم چسبنده
innate
U
درونی چسبنده
adhesive force
U
نیروی چسبنده
tenacious
U
چسبنده سفت
sticky slag
U
سرباره چسبناک
smeary
U
چرب چسبناک
sticky slag
U
شلاکه چسبناک
stringy
U
نخ مانند چسبناک
thready
U
نازک چسبناک
string
U
چسبناک دراز
cloggy snow
U
برف چسبناک
jammy
U
چسبناک لوچ
cohesive soil
U
خاک چسبناک
cohesive soil
U
زمین چسبناک
sticky
U
چسبناک کردن
grume
U
مایع چسبناک
binders
U
چسبان مواد چسبنده
binder
U
چسبان مواد چسبنده
gluten
U
ماده چسبنده گندم
gumbo
U
گل چسبنده و زیاد در مسیراسبدوانی
goo
U
ماده چسبنده و لزج
lime
U
چسبناک کردن اغشتن
limes
U
چسبناک کردن اغشتن
gliadin
U
قسمت چسبناک و لزج گلوتن
sloshing
U
غذای چسبناک مشروب لزج
slosh
U
غذای چسبناک مشروب لزج
sloshes
U
غذای چسبناک مشروب لزج
slime
U
چیز چسبناک لجن مال کردن
glairy
U
مثل سفیده تخم مرغ چسبناک
gley
U
خاک رس چسبناک وخاکستری مایل به ابی
library paste
U
نوعی خمیر چسبنده که ازنشاسته درست میکنند
Band-Aid
U
نوار کوچک زخم بندی که لبههای آن چسبناک است
Band-Aids
U
نوار کوچک زخم بندی که لبههای آن چسبناک است
limpet mines
U
مین ناو چسب مین چسبنده دریایی
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com