English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to spin a wheel U چرخی را تند چرخاندن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cyclical U چرخی
orbicular U چرخی
orbiculate U چرخی
trochal U چرخی
rotiform U چرخی
freewheeling U آزاد چرخی
gyratory U چرخی گردنده
cathedrian wheel U پنجره چرخی
reversible wheel U چرخی که در دو جهت بگردد
overshot wheel U چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
crown wheel U چرخی که دندانههای ان نسبت به سطح ان عمودباشد
undershot U درباب چرخی گفته میشود) که اب اززیرانرابگرداند
spools U چرخی که روی آن نوار یا ریبون چاپگر می چرخند
spool U چرخی که روی آن نوار یا ریبون چاپگر می چرخند
pin wheel U درساعت سازی چرخی که دندانههای استوانهای دارد
rotate U چرخاندن
rotated U چرخاندن
rotates U چرخاندن
pivots U چرخاندن
swivelled U چرخاندن
swivel U چرخاندن
whirls U چرخاندن
whirling U چرخاندن
whirled U چرخاندن
swivels U چرخاندن
whirl U چرخاندن
wind U چرخاندن
winds U چرخاندن
pivoted U چرخاندن
pivot U چرخاندن
spin U به درازاکشاندن چرخاندن
spins U به درازاکشاندن چرخاندن
wryly U به اطراف چرخاندن
wry U به اطراف چرخاندن
opisometer U الت پیمایش خطهای خمیده که دارای چرخی است و ان چرخ روی پیچی می غلتد
troll U چرخیدن چرخاندن گرداندن
trolls U چرخیدن چرخاندن گرداندن
to spin something U چیزی را تند چرخاندن
death spiral U حرکت چرخاندن یار
slashed U چرخاندن چوب به طرف حریف
cranked U میل لنگ گرداندن چرخاندن
cranking U میل لنگ گرداندن چرخاندن
cranks U میل لنگ گرداندن چرخاندن
slash U چرخاندن چوب به طرف حریف
slashes U چرخاندن چوب به طرف حریف
slashing U چرخاندن چوب به طرف حریف
crank U میل لنگ گرداندن چرخاندن
fishtail U چرخاندن دم هواپیما بمنظورکاستن سرعت ان
supination U چرخاندن کف دست به سمت بالا برگرداندن پا
to turn one's back on somebody U پشت خود را به طرف کسی چرخاندن
overstand U بیش از حد ماندن قایق در یک مسیر بجای چرخاندن
outside kick and front headlock U گرفتن دست راست بادست چپ و چرخاندن ازروی پشت
to spin laundry in the washing machine U لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
teleprompter U اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
printwheel U چرخی که از چندین بازو ساخته شده باشد به هر شکل حروف در انتهای بازو قرار دارد که در چاپگر claing wheel به کار می رود
island pullout U مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
turboprop U توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com