Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fractional turn
U
چرخش کسری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
waltz three
U
سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
single action
U
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
leakage
U
کسری
shortsage
U
کسری
fractional
U
کسری
aliquot
U
کسری
shortfalls
U
کسری
shortfall
U
کسری
shortcoming
U
کسری
fractionary
U
کسری
fraction line
U
خط کسری
fractional part
U
جز کسری
fraction
U
کسری از
fractions
U
کسری از
shortages
U
کسری
deficit
U
کسری
deficits
U
کسری
shortcomings
U
کسری
inadequate
U
کسری
leakages
U
کسری
shortage
U
کسری
leakage or breakage
U
کسری
deficiency
U
کسری ایراد
fractional rotation
U
گردش کسری
fractional size
U
اندازه کسری
fractionation method
U
روش کسری
fractional pitch
U
گام کسری
short
U
تک تیر کسری
short
U
کسری داشتن
lack
U
فقدان کسری
lacked
U
فقدان کسری
lacks
U
فقدان کسری
under
U
کسری دار
leakages
U
کمبود و کسری
leakage
U
کمبود و کسری
basic deficit
U
کسری کلی
basic deficit
U
کسری اساسی
budget deficit
U
کسری بودجه
fixed point part
U
جزء کسری
shortest
U
کسری داشتن
shortest
U
تک تیر کسری
shorter
U
کسری داشتن
shorter
U
تک تیر کسری
under-
U
کسری دار
deficiencies
U
کسری ایراد
trade deficit
U
کسری بازرگانی
mantissa
U
جزء کسری
trade deficit
U
کسری تجارت
trade gap
U
کسری تجارتی
two thousand odd
U
0002 و کسری
trade balance deficit
U
کسری تراز تجاری
reds
U
کسری داشتن حساب
reddest
U
کسری داشتن حساب
redder
U
کسری داشتن حساب
root
U
توان کسری یک عدد
roots
U
توان کسری یک عدد
lag rate
U
میزان کسری پرسنل
red
U
کسری داشتن حساب
make up a deficit
U
تامین کردن کسری
make up a deficit
U
جبران کردن کسری
mantissa
U
بخش کسری عدد
lag rate
U
نسبت کسری نیروی انسانی
improper fraction
U
کسری که صورت ان بزرگتر از مخرج باشد
proportional parts
U
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
real number
U
عددی که با بخش کسری همراه است .
to invert a fraction
U
برخهای را برگرداندن کسری را معکوس کردن
leakages
U
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
leakage
U
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
point
U
که تقسیم بین واحد کامل و بخش کسری آنها
integer
U
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
integers
U
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
fractional reserve banking
U
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
decimals
U
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimal
U
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
rotation
U
چرخش
revolutions
U
چرخش
whirled
U
چرخش
circulations
U
چرخش
whirlpool
U
چرخش اب
whirlpools
U
چرخش اب
twirl
U
چرخش
twirling
U
چرخش
twirled
U
چرخش
whirl
U
چرخش
spin
U
چرخش
whirls
U
چرخش
revolution
U
چرخش
circulation
U
چرخش
whirling
U
چرخش
spins
U
چرخش
twirls
U
چرخش
trolls
U
چرخش
wheeling
U
چرخش
wrenches
U
چرخش
wrench
U
چرخش
wheels
U
چرخش
turn
U
چرخش
turns
U
چرخش
rotational
U
چرخش
volte-face
U
چرخش
volte face
U
چرخش
gyrations
U
چرخش
gyration
U
چرخش
wheel
U
چرخش
head rolling
U
سر چرخش
troll
U
چرخش
swirls
U
چرخش
swirling
U
چرخش
swirled
U
چرخش
swirl
U
چرخش
wrenched
U
چرخش
levorotation
U
چرخش به چپ
point
U
نقط های که تقسیم بین بیتهای عدد کامل و بخش کسری آنرا از عدد دودویی نشان میدهد
specific rotation
U
چرخش ویژه
stuff
U
چرخش توپ
stuffed
U
چرخش توپ
stuffs
U
چرخش توپ
quartimax rotation
U
چرخش کوارتیماکس
proper rotation
U
چرخش متعارف
pivot ship
U
ناو چرخش
pivot point
U
مرکز چرخش
rotation
U
چرخش دوران
pick and roll
U
ایجاد سد و چرخش
orthogonal rotation
U
چرخش عمودی
radius of giration
U
شعاع چرخش
rotatable
U
چرخش پذیر
rotational post
U
شغل در چرخش
twists
U
چرخش بدن
universal
U
با چرخش ازاد
sidespin
U
چرخش توپ
spins
U
چرخش به سرعت
spins
U
چرخش توپ
sidespin
U
چرخش انحرافی
sidespin
U
چرخش بیک سو
rotational speed
U
سرعت چرخش
spin
U
چرخش به سرعت
spin
U
چرخش توپ
speed of rotation
U
چرخش بر دقیقه
optical rotation
U
چرخش نوری
oblique rotation
U
چرخش مایل
wrest
U
چرخش پیچش
wrested
U
چرخش پیچش
wresting
U
چرخش پیچش
wrests
U
چرخش پیچش
forward dive
U
شیرجه رو به اب با چرخش
body english
U
چرخش بی اختیار
disrotatory motion
U
چرخش ناهمسو
cyclostat
U
دستگاه چرخش
conrotatory motion
U
چرخش همسو
concentricity
U
دقت چرخش
axis of rotation
U
محور چرخش
upturn
U
چرخش ببالا
molecular rotation
U
چرخش مولکولی
magnetic ritation
U
چرخش مغناطیسی
kick turn
U
نیم چرخش
improper rotation
U
چرخش نامتعارف
high spin
U
چرخش زیاد
radius of gyration
U
شعاع چرخش
gyoradius
U
شعاع چرخش
angle of rotation
U
زاویه چرخش
free rotation
U
چرخش ازاد
compass swing
U
چرخش خط محوری
twisting
U
چرخش بدن
rev
U
چرخش بر دقیقه
number of revolutions
U
چرخش بر دقیقه
rotational speed
U
چرخش بر دقیقه
turnabouts
U
چرخش به یک طرف
vertical scrolling
U
چرخش عمودی
varimax rotation
U
چرخش واریماکس
upward rotation
U
چرخش رو به بالا
turnabout
U
چرخش به یک طرف
tumble
U
چرخش اشفتگی
tumbled
U
چرخش اشفتگی
revolutions per minute
U
چرخش بر دقیقه
revs per minute
U
چرخش بر دقیقه
revolutions
U
چرخش دوران
rpm
U
چرخش بر دقیقه
turn off
U
محل چرخش
tumbles
U
چرخش اشفتگی
revolution
U
چرخش دوران
upright spin
U
چرخش ایستاده
chases
U
پایه چرخش
helicopter
U
چرخش در هوا
rotation
U
مقدار چرخش یک شی
chasing
U
پایه چرخش
turn-offs
U
محل چرخش
turning points
U
نقطه چرخش
topspin
U
چرخش توپ
turn-off
U
محل چرخش
williamson turn
U
چرخش ویلیامسون
twist
U
چرخش بدن
chase
U
پایه چرخش
rolled
U
چرخش گردش
trepan
U
چرخش انحراف
helicopters
U
چرخش در هوا
pivoting
U
قابل چرخش
chased
U
پایه چرخش
turning point
U
نقطه چرخش
rolls
U
چرخش گردش
roll
U
چرخش گردش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com