English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gray cast iron U چدن خاکستری
grey cast iron U چدن خاکستری
mottled pig iron U چدن خاکستری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pewter U خاکستری
grizzled U خاکستری
grizzled U خاکستری رنگ دارای موهای سفید
beige U رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری
monochrome U در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
anti- U روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
black U 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked U 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker U 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest U 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks U 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
ashen U خاکستری
ashen U دارای رنگ خاکستری
livid U خاکستری رنگ
euro U کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
Euro- U کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
sallow U رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز
grizzle U خاکستری
grizzle U خرس خاکستری امریکا
grizzle U نالیدن خاکستری کردن
grizzles U خاکستری
grizzles U خرس خاکستری امریکا
grizzles U نالیدن خاکستری کردن
grizzling U خاکستری
grizzling U خرس خاکستری امریکا
grizzling U نالیدن خاکستری کردن
gull U مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
gulls U مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
iron grey U رنگ خاکستری وسیاه اهن
iron-grey U رنگ خاکستری وسیاه اهن
greyness U خاکستری بودن
greyness U رنگ خاکستری
grayer U خاکستری
grayest U خاکستری
grey U خاکستری
greyer U خاکستری
greyest U خاکستری
greyish U مایل به خاکستری
grizzlies U خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzly U خاکستری یا مایل به خاکستری
drab U خاکستری
drabber U خاکستری
drabbest U خاکستری
hoary U سفید مایل به خاکستری
aliasing U روش کاهش اثر لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها. 2-
ash coloured U خاکستری
ash gray U خاکستری رنگ
ashy U خاکستری
cindery U خاکستری
beryllium U فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
blae U ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
cinderous U خاکستری
cinerarium U خاکستری
cinerary U خاکستری
cinereous U خاکستری رنگ
cirro status U ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
composite video U واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
earth light U روشنایی خاکستری
earth shine U روشنایی خاکستری
gray U خاکستری
gray bearded U رنگ خاکستری
gray matter U ماده خاکستری بافت عصبی مغز
gray matter U ماده خاکستری
gray or mercurial unguent U روغن خاکستری
grey unguent U روغن خاکستری
mercurial unguent U روغن خاکستری
neapolitan ointment U روغن خاکستری
gray ramus U شاخه خاکستری
gray scale U اندازه خاکستری
grayish U متمایل به خاکستری
grayly U بطور خاکستری
grayness U خاکستری بودن
grayness U رنگ خاکستری
grege U اردهای مایل به خاکستری
grey iron foundry U ریخته گری خاکستری
grey iron scrap U قراضه اهن خاکستری
grey matter U بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
grey propaganda U تبلیغات خاکستری
grey scale U سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
grey tin U قلع خاکستری
greyly U بارنگ خاکستری
grisaille U نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
griseous U خاکستری مایل به ابی
grivet U نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
grizzly bear U خرس خاکستری
high test grey iron U چدن خاکستری پرارزش
hoar U سفید مایل به خاکستری موسفید
image contrast U درجه خاکستری تصویر
iron gray U رنگ خاکستری وسیاه اهن
isabel U زرد مایل به خاکستری
isabella U زرد مایل به خاکستری
krimmer U پوست گوسفند خاکستری
lyard U دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
lyart U دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
median gray U خاکستری متوسط
olive gray U رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
podzolization U تشکیل خاک خاکستری یا سفید
slate blue U رنگ ابی مایل به خاکستری
teal blue U رنگ ابی مایل به خاکستری
taupe U رنگ خاکستری مایل به قهوهای
Other Matches
salt-and-pepper U خاکستری
He (his hair) turned grey. U مویش خاکستری شد
dark grey U رنگ خاکستری تیره
gray-white U رنگ سفید-خاکستری
thalamic U ماده خاکستری مغز میانی
slate <adj.> <noun> U رنگی میان آبی و خاکستری
thalamus U تالاموس ماده خاکستری مغز میانی
towhead U کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
karakul U کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
Rudbar U شهر رودبار [این شهر در استان قزوین به بافت فرش در اندازه های مختلف و استفاد از پود سفید یا خاکستری یا صورتی شناخته شده است.]
log wood U درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com