English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
library edition U چاپی که درخودکتابخانه باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lebrary edition U چاپی از کتاب که در خورکتابخانه باشد
print hand U دستخطی که مانندچاپ یاحروف چاپی باشد
print letters U دستخطی که مانند چاپ یاحروف چاپی باشد
duodecimo U کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
twelvemo U کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
a closed mouth catches no flies <proverb> U تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine U مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hot U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon U سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbed U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition U حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
letterpress U چاپی
typographic U چاپی
misprints U غلط چاپی
misprints U اشتباه چاپی
print U عکس چاپی
print U مواد چاپی
pamphlet U رساله چاپی
pamphlets U رساله چاپی
fully formed characters U کاراکترهای چاپی
letter U حرف چاپی
letters U حرف چاپی
printout U نتیجه چاپی
editorially U بطور چاپی
hard copy U نسخه چاپی
etched circuit U مدار چاپی
printouts U نتیجه چاپی
letter press U مواد چاپی
printed U عکس چاپی
printed U مواد چاپی
infusion of tea U دم کردن چاپی
printed matter U مواد چاپی
printed wiring U سیمکشی چاپی
printed circuit U مدار چاپی
printed matter U اوراق چاپی
misprint U اشتباه چاپی
misprint U غلط چاپی
prints U مواد چاپی
billhead U بروات چاپی
prints U عکس چاپی
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
misprint U غلط چاپی کردن
misprints U غلط چاپی کردن
soft copy U نسخه غیر چاپی
letterpress U وابسته بحروف چاپی
small print U حروف چاپی ریز
to pull a proof U نمونه چاپی دراوردن
typal U شبیه حروف چاپی
hard-copy output U نسخه [خروجی] چاپی
ampersand U علامت چاپی & به معنای "و"
printed circuit board U تخته مدار چاپی
hard copy U نسخه ملموس خروجی چاپی
mother board U برد مدار چاپی اصلی
letterhead U عنوان چاپی بالای کاغذ
colour hard copy device U اسباب نسخه چاپی رنگی
script font U فونت چاپی شبیه به دستخط
printout U نسخه چاپی نتیجه نهایی
letter head U کاغذیکه نشان چاپی دارد
printouts U نسخه چاپی نتیجه نهایی
letterheads U عنوان چاپی بالای کاغذ
laptop U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
billhead U کاغذی که شبیه برات چاپی است
motherboard U تخته مدار چاپی اصلی در سیستم
face value <idiom> U عکس چاپی روی پول ،تمبر،...
wellŠsuppose it is so U خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
margin U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
Proof – reading. U غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
rolling press U الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
pcb U Board Circuit Printed تخته مدار چاپی
past performances U سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
hair stroke U خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
margins U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
secret ballot U ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
line drawings U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
galley U نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
proofroom U اطاق غلط گیری نمونه هایی چاپی مطبعه
line drawing U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
linocut U چاپی که بوسیله کلیشه روی مشمع ایجاد میگردد
sic U علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده
Zel-i Sultan vase U طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design U لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
sick U علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
on screen U که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
on-screen U که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
galley proof U نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
sickest U علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
ascender U مسیر یک حرف که بالای خط اصلی حروف چاپی قرار دارد.
special handling U ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
controllers U وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller U وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
slip sheet U صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
populated board U یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
print shop U بسته گرافیکی ساده که چندین خدمت چاپی را بخوبی انجام میدهد
micro U ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند
universal U سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
micros U ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند
format U مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
formats U مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
expansion board U برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر
bar graphics U دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar code U دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar codes U دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
prospectus U شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectuses U شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
charge U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
microcomputer U تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
overstriking U توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
rat's nest U یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
cobb doglas production function U ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
back plane U یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
expansion unit U وسیلهای که به یک کامپیوترمتصل بوده و دارای سوکتهای اضافی است تا درون انها تخته مدارهای چاپی بتوانند قرار گیرند
ion deposition U فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند
coding U صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
spooler U برنامه یا دستگاه جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد تا به هنگام انجام کار دیگر نسخه چاپی روی چاپگر تولید کندجمع کننده
shaggy ugs U فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial U تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials U تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
peripheral slots U شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
linecut U صفحه چاپی که فقط روی ان خط کشی شده باشدوبرای خط کشی کاغذ وغیره بکارمیرود و block lineوengraving line نیز نامیده میشود
turnaround document U متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
typeover U توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
types U حروف چاپی حروف چاپ
typed U حروف چاپی حروف چاپ
type U حروف چاپی حروف چاپ
armistise U متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
optical U فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
admissibly U باشد
any old thing U هر چه باشد
Benedictine U باشد
Benedictines U باشد
at the owner's risk U باشد
some one or other U هر کس باشد
admissibleness U باشد
custom's declaration U باشد
reflexively U باشد
incomplete flower U کم باشد
quantum sufficit U چندان که بس باشد
be it so U چنین باشد
over crowding U بیشتر باشد
coute que coute U بهربهاکه باشد
beit so U چنین باشد
let it remain as it is U بگذارید باشد
hydroxide U داشته باشد
at most U خیلی باشد
stet U بگذارید باشد
whencesoever U از هرجا که باشد
whosoever U هر شخصی که باشد
worksheet U ی داشته باشد
if he be U اگر او باشد
keep your peck up U دل داشته باشد
whoso U هر شخصی که باشد
let it be U بگذارید باشد
if any U اگر باشد
kentish fire U که نشانه نفاق ..باشد
by all means U بهر قیمت که باشد
straying U که متوقف نشده باشد
stray U که متوقف نشده باشد
strays U که متوقف نشده باشد
at all events U بهر وسیله که باشد
at f. U منتهی خیلی باشد
at any price U بهر قسمت که باشد
as the case may be U تاچه مورد باشد
pitfully U چنانکه سزاوارنکوهش باشد
caryatid U ستونی که مجسمه زن باشد
inoffensively U بی انکه زننده باشد
if need be U اگر لازم باشد
if necessary U اگر لازم باشد
if i find an opportunity U اگر مجالی باشد
if any U اگر داشته باشد
medially U چنانکه درمیان باشد
i girder U تیری که بشکل ) باشد
i beam or i beam U تیری که به شکل ) باشد
HTTPD U تصدیق و جستجو باشد
how difficult soever it may be U هر قدر سخت باشد
he wished to be private U می خواست در خلوت باشد
he must have gone U باید رفته باشد
flocculence U یا دسته پشم باشد
out of range U که خارج از حد سیستم باشد
meetly U چنانکه در خور باشد
culpably U چنانکه سزاوارسرزنش باشد
perhaps so U شاید چنین باشد
inviolably U چنانکه سزاوارحرمت باشد
layer U ل تصحیح خطا باشد
shepherdesses U شبان کلیسا که زن باشد
May his soull live in peace. U روحش شاد باشد
You neednt worry . Dont bother your head. U خیالت راحت باشد
Keep your mind on your work. U حواست بکارت باشد
Mark my words . Remember what I told you . U یادت باشد چه گفتم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com