English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
case knife U چاقوی بزرگ
pigsticker U چاقوی بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
jack-knife U چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifed U چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifes U چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifing U چاقوی بزرگ جیبی
jack-knives U چاقوی بزرگ جیبی
jackknife U چاقوی بزرگ جیبی
Other Matches
moon knife U چاقوی هلالی
three bladed knife U چاقوی سه تیغه
dissecting knife U چاقوی تشریح
the knife U چاقوی جراحی
spud U چاقوی کوتاه
spuds U چاقوی کوتاه
drawknife U چاقوی دو دسته
flick-knives U چاقوی ضامندار
flick-knife U چاقوی ضامندار
pocketknife U چاقوی جیبی
pocket knives U چاقوی جیبی
pocket knife U چاقوی جیبی
circular cutter head U چاقوی گرد
scalpels U چاقوی کوچک جراحی
scalpel U چاقوی کوچک جراحی
bistoury U چاقوی کوچک جراحی
scalpels U چاقوی کالبد شکافی
keratotome U چاقوی قرنیه شکافی
keratome U چاقوی قرینه شکافی
scalpel U چاقوی کالبد شکافی
sheath knives U چاقوی غلاف دار
sheath knife U چاقوی غلاف دار
penknife U چاقوی کوچک جیبی
penknives U چاقوی کوچک جیبی
grapefruit knife چاقوی گریپ فروت
pruning knife U چاقوی شاخه زنی
drawshave U چاقوی دوسردسته دار
drawingknife U چاقوی دوسردسته دار
case knife U چاقوی جلد دار
switchblade knife U چاقوی ضامن دار
catling U چاقوی تشریح یاجراحی
clasp knife U چاقوی ضامن دار
moon knife U چاقوی پوست تراشی
hack knife U چاقوی مخصوص برش کامل
carving knife U چاقوی حکاکی یا گوشت بری
cultrate U بشکل چاقوی شاخه زنی
cultrated U بشکل چاقوی شاخه زنی
bolo U چاقوی بلند یک لبه قداره
carving knives U چاقوی حکاکی یا گوشت بری
trench knitfe U چاقوی مخصوص مبارزه دست بیقه
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
hook knife U چاقوی قلاب شکل [جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
massively U بزرگ
voluminous U بزرگ
nonus U بزرگ
great- U بزرگ
massive U بزرگ
gate U در بزرگ
hugeous U بزرگ
great U بزرگ
majuscular U بزرگ
magacephalic U بزرگ سر
vasty U بزرگ
megapod U بزرگ پا
headman U بزرگ
headmen U بزرگ
gates U در بزرگ
spanking U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
spankings U بزرگ
doyenne U زن بزرگ
smallest U بزرگ نه
large sized a U بزرگ
large sized U بزرگ
eminent U بزرگ
mighty U بزرگ
mightiest U بزرگ
mightier U بزرگ
king size U بزرگ
bigger U بزرگ
big U بزرگ
graves U بزرگ
gravest U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
macro U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
long ton U تن بزرگ
majuscule U بزرگ
extensive U بزرگ
propylon U در بزرگ
swith U بزرگ
bulky U بزرگ
bulkiest U بزرگ
of a large size U بزرگ
stour U بزرگ
bulkier U بزرگ
biggest U بزرگ
adults U بزرگ
adult U بزرگ
dignified U بزرگ
immane U بزرگ
small U بزرگ نه
smaller U بزرگ نه
grave U بزرگ
greatest U بزرگ
wallopings U بزرگ
majoring U بزرگ
majored U بزرگ
grossing U بزرگ
vast U بزرگ
major U بزرگ
walloping U بزرگ
highs U بزرگ
highest U بزرگ
grossest U بزرگ
extra U بزرگ
grosses U بزرگ
grosser U بزرگ
swingeing U بزرگ
full bottomed U بزرگ
large U بزرگ
larger U بزرگ
enormous U بزرگ
egregious U بزرگ
gross U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
grossed U بزرگ
decuman U بزرگ
extra- U بزرگ
jumbo U بزرگ
largest U بزرگ
bandog U سگ بزرگ
extras U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
jumbos U بزرگ
majestic U بزرگ
high U بزرگ
whacking U خیلی بزرگ
maximising U بزرگ کردن
swell U بزرگ شدن
full breasted U بزرگ پستان
bass drum U طبل بزرگ
swelled U بزرگ شدن
maximizing U بزرگ کردن
maximizes U بزرگ کردن
larged sized U اندازه بزرگ
maximised U بزرگ کردن
largen U بزرگ شدن
largen U بزرگ کردن
whackings U خیلی بزرگ
maximises U بزرگ کردن
big league U لیگ بزرگ
maximize U بزرگ کردن
maximized U بزرگ کردن
largen vi U بزرگ کردن
bass fiddle U ویلن سل بزرگ
giant slalmon U مارپیچ بزرگ
bulldogs U نوعی سگ بزرگ
goodman U بزرگ خانواده
bulldog U نوعی سگ بزرگ
distend U بزرگ کردن
distending U بزرگ کردن
distends U بزرگ کردن
billows U موج بزرگ اب
billowing U موج بزرگ اب
archangels U فرشتهء بزرگ
giant corporation U شرکت بزرگ
leading nations U ملتهای بزرگ
swells U بزرگ شدن
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , U بزرگ دارد
gor bellied U شکم بزرگ
billow U موج بزرگ اب
long boat U کرجی بزرگ
bonefire U اتش بزرگ
largen vi U بزرگ شدن
gamp U چتر بزرگ
billowed U موج بزرگ اب
lives of great men U مردمان بزرگ
magnifcation U بزرگ سازی
d. store U مغازه بزرگ
cleek U قلاب بزرگ
enlarge U بزرگ کردن
enlarged U بزرگ کردن
the wain U خرس بزرگ
colosseum U سالن بزرگ
magnifier U بزرگ کننده
major planets U سیارات بزرگ
major epilepsy U صرع بزرگ
major cycle U چرخه بزرگ
amplified U بزرگ شدن
major cycle U بزرگ چرخه
amplifies U بزرگ شدن
main frame U کامپیوتر بزرگ
amplify U بزرگ شدن
magnifier U بزرگ ساز
amplifying U بزرگ شدن
enlarges U بزرگ کردن
dalmatian U نوعی سگ بزرگ
capital letter U حرف بزرگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com