English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to seek a remedy for something U چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
afterthought U چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
afterthoughts U فکر کاهل چاره اندیشی برای کاری پس از کردن ان
to make r. after something U چیزی را جستجو کردن
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
to grub about U جستجو کردن [برای]
to grub U جستجو کردن [برای]
to prospect [for] U جستجو کردن [برای]
backwards U جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
antihistamine U موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
to appreciate something U قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی]
haematogen U دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . U درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] .
extension U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
mud bath U گل مالی تن برای درمان
heparinize U باهپارین درمان کردن تحت درمان باهپارین قراردادن
seeking U جستجو برای یافتن
seek U جستجو برای یافتن
seeks U جستجو برای یافتن
documented U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document U عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
searches U جستجو برای یک موضوع داده
searchingly U جستجو برای یک موضوع داده
search U جستجو برای یک موضوع داده
searched U جستجو برای یک موضوع داده
matches U جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
match U جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
therapist U متخصص درمان شناسی درمان شناس
therapists U متخصص درمان شناسی درمان شناس
dichotomizing search U روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
areas U جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
area U جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to set measures to anything U برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
to refuse somebody admittance to something U پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
sexualize U جنس برای چیزی تعیین کردن
impetrate U برای چیزی لابه واستغاثه کردن
to atone for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
to save up for something U برای چیزی صرفه جویی کردن
to make amends for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
to negotiate for something U گفتگو و معامله کردن برای چیزی
spoon-feed <idiom> U ساده کردن چیزی برای کسی
to make a r for something U برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
within reach of gunshot U کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
to save for something U پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
seeks U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
seeking U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
seek U بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
case sensitive search U جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
to open something to [the] traffic U چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
pay through the nose <idiom> U برای چیزی پول زیادی خرج کردن
represented U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
to e. with person on a thing U کسی را دوستانه برای چیزی سرزنش کردن
to go away U ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to go to U ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
represents U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represent U عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
put up to <idiom> U وسوسه کردن کسی برای انجام چیزی
trapdoor U روش وارد شدن به سیستم برای تغییر داده یا جستجو یا کلاهبرداری
trapdoors U روش وارد شدن به سیستم برای تغییر داده یا جستجو یا کلاهبرداری
linear U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
throw one's weight around <idiom> U ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
to always find something to gripe about U همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
permutation U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
permutations U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
disjunctive search U جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
to frisk [a person] U دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
to seek a remedy for something U چاره جویی کردن
To seak a remedy. U چاره جویی کردن
searchingly U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
via U حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
to recount something to someone [formal] U برای کسی چیزی را تعریف کردن [یکایک گفتن] [بازگفتن]
wetting U مایعی که برای تر ساختن یاخمیر کردن چیزی بکار رود
to trap something [e.g. carbon dioxide] U چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
browser U برنامه نرم افزاری که برای جستجو در صفحات www در اینترنت ذخیره شده است
helps U مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
help U مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
helped U مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
restrict U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricts U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restricting U محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
feedback U اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
to watch something U مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
treat U درمان کردن
remedied U درمان کردن
treated U درمان کردن
remedy U درمان کردن
remedying U درمان کردن
treats U درمان کردن
remedies U درمان کردن
cash in <idiom> U تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
distributing U سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distribute U سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distributes U سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
backward U جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
ameliorates U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorated U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorating U اصلاح کردن چاره کردن
ameliorate U اصلاح کردن چاره کردن
hydropathic U وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
client centered therapy U درمان متمرکز بر درمان جو
to stop somebody or something U کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
scour U جستجو کردن
seeks U جستجو کردن
searched U جستجو کردن
ransack U جستجو کردن
to search U جستجو کردن
ransacks U جستجو کردن
seeds U جستجو کردن
to scratch about U جستجو کردن
to rummage U جستجو کردن
to search after U جستجو کردن
seed U جستجو کردن
searches U جستجو کردن
scours U جستجو کردن
track down <idiom> U جستجو کردن
to browse through U جستجو کردن
to smell about U جستجو کردن
to feel after any thing جستجو کردن
scoured U جستجو کردن
seek U جستجو کردن
hunt for U جستجو کردن
ransacking U جستجو کردن
hunt up U جستجو کردن
search U جستجو کردن
mouses U جستجو کردن
ransacked U جستجو کردن
to hunt up U جستجو کردن
searchingly U جستجو کردن
seeking U جستجو کردن
seach U جستجو کردن
hunt after U جستجو کردن
snook U جستجو کردن
surveillance U جستجو کردن
mouse U جستجو کردن
to sift through something U با زیر و رو جستجو کردن
go through <idiom> U جستجو وکنکاش کردن
to hunt out U جستجو کردن ویافتن
wild goose chase <idiom> U ناامیدانه جستجو کردن
to search U گشتن [جستجو کردن]
search and clear U جستجو و پاک کردن دشمن
grubbed U زمین کندن جستجو کردن
grubs U زمین کندن جستجو کردن
grub U زمین کندن جستجو کردن
inspects U جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting U جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect U جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspected U جستجو کردن بررسی کردن کنترل
to dig up U با به هم زدن [جستجو کردن] از خاک در آوردن
follow up U تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
to portray somebody [something] U نمایش دادن کسی یا چیزی [رل کسی یا چیزی را بازی کردن] [کسی یا چیزی را مجسم کردن]
to grieve over anything U برای چیزی
lay hands upon something U جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to see something as something [ to construe something to be something] U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
to regard something as something U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
combing U شانه کردن جستجو کردن
hunt U صید کردن جستجو کردن در
hunted U صید کردن جستجو کردن در
combed U شانه کردن جستجو کردن
fishes U جستجو کردن طلب کردن
hunts U صید کردن جستجو کردن در
hunting U شکار کردن جستجو کردن
fished U جستجو کردن طلب کردن
attempting U تقلا کردن جستجو کردن
comb U شانه کردن جستجو کردن
attempts U تقلا کردن جستجو کردن
attempted U تقلا کردن جستجو کردن
fish U جستجو کردن طلب کردن
to look up U نگاه کردن جستجو کردن
attempt U تقلا کردن جستجو کردن
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
inclinable to something U مساعد برای چیزی
requests U تقاضا برای چیزی
requested U تقاضا برای چیزی
to grumble at any thing U برای چیزی غرغرکردن
look to <idiom> U آمادگی برای چیزی
request U تقاضا برای چیزی
requesting U تقاضا برای چیزی
modify U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifying U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
covet U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com