Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
solution
U
چاره سازی
solutions
U
چاره سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
alternatives
U
چاره
recourse
U
چاره
resourc
U
چاره
remedied
U
چاره
remedies
U
چاره
remedy
U
چاره
remedying
U
چاره
remediless
U
بی چاره
shiftless
U
بی چاره
alternative
U
چاره
makeshift
U
چاره
inalienable
<adj.>
U
چاره نا پذیر
absolute
<adj.>
U
چاره نا پذیر
indispensable
<adj.>
U
چاره نا پذیر
irremediable
U
چاره ناپذیر
pis aller
U
اخرین چاره
unalienable
<adj.>
U
چاره نا پذیر
inevitable
U
چاره نا پذیر
the remedy lies in this
U
چاره ان اینست
unavoidable
U
چاره ناپذیر
inescapable
U
چاره نا پذیر
irretrievability
U
چاره ناپذیری
inevitability
U
چاره ناپذیری
inevitable
<adj.>
U
چاره نا پذیر
remediable
U
چاره پذیر
ineluctable
U
چاره ناپذیر
make do
U
چاره موقتی
engrained
U
چاره ناپذیر
It cant be helped.
U
چاره ای نیست
irremediableness
U
چاره ناپذیری
resourceful
U
چاره ساز
stopgaps
U
چاره موقت
unalterable
<adj.>
U
چاره نا پذیر
mitraille
U
چاره پاره
an active remedy
U
چاره موثر
stopgap
U
چاره موقت
to seek a remedy for something
U
چاره جویی کردن
the only remedy is patience
U
چاره ان شکیبایی است
indispensable
U
چاره نا پذیر ضروری
dispensable
U
چاره پذیر غیرضروری
remedial
U
چاره ساز شفابخش
To find a way out. To find a remedy.
U
چاره پیدا کردن
To seak a remedy.
U
چاره جویی کردن
stop gap
U
وسیله یا چاره موقتی
indispensability
U
چاره ناپذیری اقتضا
indispensably
U
بطور چاره ناپذیر
boot
U
اخراج چاره یافایده
irredeemably
U
بطور چاره ناپذیر
i had no a
U
چاره دیگری نداشتم
irremediably
U
بطور چاره ناپذیر
pis aller
U
اخرین پناه چاره
makeshift
U
چاره موقتی ادم رذل
death is inevitable
U
مرگ حتمی یا چاره ناپذیراست
What can one do about it?
U
چاره کدام است ( چیست ) ؟
helps
U
مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
help
U
مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
afterthought
U
چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
haematogen
U
دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
helped
U
مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
It just cant be helped .
U
کاریش نمی شود کرد ( چاره یی نیست )
to seek a remedy for something
U
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
afterthoughts
U
فکر کاهل چاره اندیشی برای کاری پس از کردن ان
He is incorrigible.
U
این آدم چاره اش نمی شود ( اصلاح پذیر نیست )
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
ameliorates
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorating
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorate
U
اصلاح کردن چاره کردن
ameliorated
U
اصلاح کردن چاره کردن
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
irrevocably
U
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
local anasthesia
U
سر سازی
bridgework
U
پل سازی
deflexion
U
خم سازی
flection
U
خم سازی
individualization
U
تک سازی
individuation
U
تک سازی
padding
U
له سازی
flooring
U
کف سازی
pavement
U
کف سازی
pavements
U
کف سازی
bridge building
U
پل سازی
compaction
U
تو پر سازی
individualises
U
تک سازی
individualize
U
تک سازی
stylization
U
مد سازی
retortion
U
کج سازی
repk lection
U
پر سازی
individualizes
U
تک سازی
individualized
U
تک سازی
individualising
U
تک سازی
individualised
U
تک سازی
retortion
U
خم سازی
truncation
U
بی سر سازی
idolization
U
بت سازی
individualizing
U
تک سازی
invalidation
U
باطل سازی
irksomeness
U
کسل سازی
landscape painting
U
منظره سازی
inurement
U
معتاد سازی
irreticence
U
فاش سازی
intensification
U
پر قوت سازی
individualization
U
فرد سازی
inspissation
U
غلیظ سازی
wearisomeness
U
کسل سازی
calcination
U
اهک سازی
calico printing
U
چیت سازی
lancination
U
پاره سازی
lapidation
U
سنگسار سازی
assimilation
U
درون سازی
canalization
U
کانال سازی
assimilation
U
همگون سازی
milling
U
ارد سازی
lancination
U
مجروح سازی
balladry
U
تصنیف سازی
lamponery
U
هجونامه سازی
lapidification
U
سنگ سازی
canalization
U
ابراه سازی
canalization
U
مجرا سازی
industrialization
U
صنعتی سازی
horology
U
ساعت سازی
bedevilment
U
شیطان سازی
belittlement
U
کم ارزش سازی
bellfounding
U
زنگ سازی
impregnation
U
ابستن سازی
incavation
U
پوک سازی
inceration
U
موم سازی
coordination
U
هماهنگ سازی
bonification
U
به سازی محیط
confectionary
U
شیرینی سازی
cooperage
U
چلیک سازی
beadwork
U
تسبیح سازی
cooperage
U
پیت سازی
hymnography
U
سرود سازی
atomization
U
ریز سازی
ichnography
U
زمینه سازی
curriery
U
چرم سازی
image formation
U
تصویر سازی
immortalization
U
جاوید سازی
mimicry
U
شکلک سازی
crystallization
U
بلور سازی
countersink
U
خزینه سازی
brick works
U
اجر سازی
inculcation
U
جایگیر سازی
conceptualization
U
مفهوم سازی
neutralization
U
خنثی سازی
insulating
U
عایق سازی
insulates
U
عایق سازی
insulate
U
عایق سازی
pacification
U
ارام سازی
exclusion
U
محروم سازی
fading
U
محو سازی
enrichment
U
غنی سازی
humanization
U
مردمی سازی
neutralization
U
بی اثر سازی
infuriation
U
خشمگین سازی
cabinetwork
U
قفسه سازی
purification
U
خالص سازی
cabinetwork
U
مبل سازی
computer simulation
U
شبیه سازی
individualization
U
منفرد سازی
individuation
U
جدا سازی
inebriation
U
مست سازی
seduction
U
گمراه سازی
inflexion
U
خم سازی خمیدگی
nationalization
U
ملی سازی
compaction
U
فشرده سازی
mystification
U
گیج سازی
reductions
U
ساده سازی
reduction
U
ساده سازی
roofing
U
سقف سازی
implementation
U
پیاده سازی
mythopoetic
U
اساطیر سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com