Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
framing control
U
پیچ تنظیم تصویر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
focus
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focused
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focuses
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussed
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focusses
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussing
U
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
image
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
images
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
bleed
U
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleeds
U
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
Mandlebrot set
U
تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
non interlaced
U
سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
adjustment for horizontal-circle image
تنظیم افقی مرکز تصویر
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
Other Matches
crop
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crops
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped
U
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening
U
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
images
U
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
picturing
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picture
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured
U
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videoed
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
video
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoing
U
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
acrobat
U
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images
U
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
flickers
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
U
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
U
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
sight adjustment
U
تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station
U
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes
U
تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
auto
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
autos
U
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
range spotting
U
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune
U
تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
U
تصویر خطی تصویر مدادی
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
calibration
U
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
backgrounds
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
image dissector tube
U
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
images
U
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
raster scan
U
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
image formation
U
تولید تصویر تصویر
go no go
U
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay
U
تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring
U
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
ikons
U
تصویر
illustrations
U
تصویر
illustration
U
تصویر
projections
U
تصویر
image
U
تصویر
projection
U
تصویر
imagery
U
تصویر
portrait
U
تصویر
icon
U
تصویر
shape
U
تصویر
shapes
U
تصویر
likeness
U
تصویر
delineation
U
تصویر
likenesses
U
تصویر
vignettes
U
تصویر
vignette
U
تصویر
icons
U
تصویر
portraits
U
تصویر
skews
U
تصویر کج
pictures
U
تصویر
image line
U
خط تصویر
pictured
U
تصویر
skew
U
تصویر کج
portrayals
U
تصویر
portrayal
U
تصویر
skewing
U
تصویر کج
afterimage
U
رد تصویر
picturing
U
تصویر
grating
U
در تصویر
gratings
U
در تصویر
picture
U
تصویر
scenography
U
تصویر
images
U
تصویر
image ray
U
پرتو تصویر
image registration
U
ثبت تصویر
image registration
U
ترام تصویر
icons
U
پیکر تصویر
image reversal
U
واژگونی تصویر
picture tube
U
لامپ تصویر
image retention
U
ضبط تصویر
image response
U
پاسخ تصویر
icon
U
پیکر تصویر
image resolution
U
تجزیه تصویر
image potential
U
پتانسیل تصویر
image line
U
هدایت تصویر
image plate
U
الکترود تصویر
pixel
U
سلول تصویر
image processing
U
پردازش تصویر
picture writing
U
تصویر نگاری
image of interference
U
تصویر انترفرنس
image ratio
U
نسبت تصویر
image processing
U
تصویر پردازی
reverse image
U
تصویر وارونه
image ray
U
شعاع تصویر
pix
U
تصویر یا تصویرها
projection of a point
U
تصویر نقطه
image quality
U
کیفیت تصویر
oblique projection
U
تصویر مایل
image plane
U
سطح تصویر
ikons
U
پیکر تصویر
image reversal
U
نقض تصویر
noisy picture
U
تصویر همهمهای
macrograph
U
خط و تصویر درشت
scanned image
U
تصویر پوشیده
tearing
U
پارگی تصویر
projection
U
افکنش تصویر
raster
U
محل تصویر
projections
U
افکنش تصویر
picture element
U
عنصر تصویر
oblique projection
U
تصویر مورب
hues
U
تصویر فاهر
roentgenogram
U
تصویر رونتگن
picture element
U
سازه تصویر
newman projection
U
تصویر نیومن
mental image
U
تصویر ذهنی
retinal image
تصویر شبکیه ای
memory image
U
تصویر یاد
pencil drawing
U
تصویر مدادی
memory afterimage
U
رد تصویر یاد
real image
U
تصویر حقیقی
perspective projection
U
تصویر پرسپکتیوی
picture frequency
U
فرکانس تصویر
picture frequency
U
بسامد تصویر
inverse video
U
تصویر وارون
intermediate image
U
تصویر میانی
image space
U
فضای تصویر
image source
U
منبع تصویر
image side
U
جهت تصویر
image shift
U
جابجایی تصویر
projection tube
U
لامپ تصویر
image sharpness
U
ترام تصویر
tear out
U
پارگی تصویر
image shape
U
کادر تصویر
image scale
U
مقیاس تصویر
tablature
U
تصویر نقاشی
picture signal
U
سیگنال تصویر
image speard
U
انتشار تصویر
imageless thought
U
تفکر بی تصویر
image transmission
U
انتقال تصویر
picture screen
U
صفحه تصویر
image transformation
U
تبدیل تصویر
hue
U
تصویر فاهر
picture signal
U
علامت تصویر
image test
U
تست تصویر
image test
U
ازمایش تصویر
image speard
U
گسترش تصویر
image reversal
U
برگشت تصویر
image inversion
U
برگردانی تصویر
image aerial
آنتن تصویر
screened
U
صفحه تصویر
screen
U
صفحه تصویر
eidolon
U
تصویر خیالی
hologram
U
تصویر سه بعدی
body image
U
تصویر بدن
holograms
U
تصویر سه بعدی
double image
U
تصویر مضاعف
snapshot
U
تصویر لحظهای
image
U
تصویر کردن
element area
U
سازه تصویر
ephod
U
بت یا تصویر صنم
idealized image
U
تصویر ارمانی
picturesque
U
شایان تصویر
ghost signal
U
تصویر دوگانه
illustration
U
تصویر عکس
screens
U
صفحه تصویر
folded picture
U
تصویر تا خورده
false stereo
U
تصویر خیالی
fair drawing
U
تصویر مناسب
screening, screenings
U
صفحه تصویر
snapshots
U
تصویر لحظهای
double
U
تصویر قرینه
affigy
U
تصویر برجسته
sharp picture
U
تصویر شفاف
clear picture
U
تصویر شفاف
form
U
تصویر وجه
formed
U
تصویر وجه
image formation
U
تصویر سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com