English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
clutch coupling U پیوست کلاج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clutch U کلاج
magnetic clutch U کلاج مغناطیسی
fluid clutch U کلاج روغنی
declutch U کلاج را رهاکردن
pilot bearing U بلبرینگ کلاج
plate clutch U کلاج صفحهای
plate clutch U کلاج دیسکی
clutch pedal U پدال کلاج
clutch facing U صفحه کلاج
driving clutch U کلاج محرکه
clutch coupling U تزویج کلاج
dry plate clutch U کلاج صفحه خشک
expanding ring clutch U کلاج اصطکاکی یا مالشی
freewheel clutch U کلاج در حالت خلاص
magnetic friction clutch U کلاج مالشی مغناطیسی
clutch pressure plate U صفحه فشاردهنده کلاج
overload clutch U کلاج بار زیاد
to declutch U کلاج عوض کردن
freewheeling U دارای کلاج جغجغهای
double multiple disc clutch U کلاج چند صفحه- دوبل
clutch U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutches U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutching U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutched U تزویج یا پیوستن دو عضومتحرک کلاج
clutches U پیوست
clutching U پیوست
bond U پیوست
tie bar U پیوست
therewith U به پیوست
enclosure U پیوست
clutched U پیوست
clutch U پیوست
constipation U پیوست
annexation U پیوست
annexes U پیوست
annex U پیوست
appendix U پیوست
coupling U پیوست
appendixes U پیوست
enclosures U پیوست
annexing U پیوست
appendages U پیوست
appendage U پیوست
transformer coupling U پیوست ترانسفورماتور
sleeve coupling U پیوست تزویجی
reunion U باز پیوست
input coupling U پیوست ورودی
intelligence annex U پیوست اطلاعات
reunions U باز پیوست
intelligence annex U پیوست اطلاعاتی
intermediate coupling U پیوست واسطه
jaw clutch coupling U پیوست دندانه
annexed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
affixed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
affected [added] <adj.> <past-p.> U پیوست شده
mains coupling U پیوست شبکه
attributed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
enclosed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
attached <adj.> <past-p.> U پیوست شده
inductive flux linkage U پیوست القائی
uniting U بهم پیوست
dog clutch U پیوست دندانهای
flange coupling U پیوست صفحهای
coupling element U عنصر پیوست
coupling factor U ضریب پیوست
electron coupling U پیوست الکترونی
coupling of circuits U پیوست مدارها
coupling resistance U مقاومت پیوست
electric coupling U پیوست الکتریکی
unites U بهم پیوست
artillery annex U پیوست توپخانه
unite U بهم پیوست
inductive exposure U پیوست القائی
inductive coupling U پیوست القائی
inductance coupling U پیوست القائی
impedance coupling U پیوست امپدانس
input coupling loop U حلقه پیوست ورودی
coupling impedance U مقاومت فاهری پیوست
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
main coupling transformer U ترانسفورماتور پیوست شبکه
coupling coil U سیم پیچ پیوست
appending U اویختن پیوست کردن
append U اویختن پیوست کردن
hose coupling U پیوست لوله پلاستیکی
appends U اویختن پیوست کردن
appended U اویختن پیوست کردن
coupling instability U نااستواری پیوست تزلزل تزویج
inductive feedback U پیوست برگشت وارونه القائی
railroad coupling U پیوست یا تزویج راه اهن
discs U صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره
disc U صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره
enclosing U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
encloses U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclose U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
attaching U پیوست کردن ضمیمه کردن
attaches U پیوست کردن ضمیمه کردن
coupling transformer U ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
critical coupling U کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
attach U پیوست کردن ضمیمه کردن
international labour organization U سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com