English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to harp on one string U پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
queued U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access U فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
whittle U پیوسته کم کردن
red herring U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition U موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
to veer and heul U پیوسته تغییرعقیده دادن شل کردن وسفت کردن دراوردن
steadies U پیوسته ویکنواخت کردن
steadying U پیوسته ویکنواخت کردن
steadiest U پیوسته ویکنواخت کردن
steadied U پیوسته ویکنواخت کردن
steady U پیوسته ویکنواخت کردن
away U پیوسته بطور پیوسته
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
subduce U موضوع کردن
to expatiate on a subject U راجع یک موضوع زیادگویی کردن
circular U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
questions U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
questioned U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
question U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
collate U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collating U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
hold court <idiom> U همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
incessantly U پیوسته
married U پیوسته
incessant U پیوسته
cursive U پیوسته
unremittingly U پیوسته
contiguous U پیوسته
burst U پیوسته
for evermore U پیوسته
for ever and aday U پیوسته
in connexion with U پیوسته به
eternal U پیوسته
annexed U پیوسته
d. in U پیوسته
uninterrupted U پیوسته
allied U پیوسته
round-the-clock U پیوسته
cohesive U به هم پیوسته
perpetually U پیوسته
on end U پیوسته
on and on U پیوسته
non-stop U پیوسته
legato U پیوسته
affined U پیوسته
alway U پیوسته
proximate U پیوسته
bursts U پیوسته
continual U پیوسته
concomitant U پیوسته
never ceasing U پیوسته
ceaselessly U پیوسته
continuous U پیوسته
everywhen U پیوسته
attached U پیوسته
ceaseless U پیوسته
conjoint U پیوسته
syndetic U پیوسته
continued U پیوسته
coalescent U پیوسته
coadunate U پیوسته
continous U پیوسته
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
adjoin U پیوسته بودن
adjoined U پیوسته بودن
ex post U بوقوع پیوسته
without rest U پیوسته لاینقطع
without intermission U پیوسته لاینقطع
accrete U بهم پیوسته
forever U جاویدان پیوسته
against U پیوسته مجاور
to whittle at U پیوسته بریدن
conjunct U بهم پیوسته
connecting arrangement U ترتیب پیوسته
gamopetalous U پیوسته گلبرگ
continuate U پیوسته بهم
end to end U سرهم پیوسته
linked list U لیست پیوسته
nid nod U پیوسته جنبیدن
aggregate U بهم پیوسته
nid nod U پیوسته جنباندن
aggregates U بهم پیوسته
contiguous U همجوار پیوسته
insobriety U شرب پیوسته
flow chip U براده پیوسته
incessant drinking U پیوسته گساری
thereunto U بضمیمیه ان پیوسته به ان
to be in a state of f. U پیوسته درتغییربودن
peal U صدای پیوسته
pealed U صدای پیوسته
pealing U صدای پیوسته
peals U صدای پیوسته
haunts U پیوسته امدن به
symphsis U عضو پیوسته
sympetalous U پیوسته گلبرگ
inseparate U بهم پیوسته
vicinal U در همسایگی پیوسته
connected measures U اقدامت پیوسته
collateral measures U اقدامت پیوسته
full time U پیوسته کار
indiscrete U بهم پیوسته
sustained yield U بازده پیوسته
diligence U کوشش پیوسته
diligency U کوشش پیوسته
haunt U پیوسته امدن به
continuous distributions U توزیع پیوسته
continuous tone U اهنگ پیوسته
continuous function U تابع پیوسته
adjoins U پیوسته بودن
compacts U بهم پیوسته
permanent water level U تراز پیوسته اب
collective U بهم پیوسته
compacting U بهم پیوسته
compacted U بهم پیوسته
continuous paper U کاغذ پیوسته
compact U بهم پیوسته
continuous spectrum U طیف پیوسته
continuous scrolling U حرکت پیوسته
continuous processing U پردازش پیوسته
continuous phase U فاز پیوسته
continuous forms U ورقههای پیوسته
continuous process U فرایند پیوسته
gamophyllous U پیوسته برگ
burst mode U حالت پیوسته
continuous data U دادههای پیوسته
burster U فرم پیوسته
accretion U رشد پیوسته
continuous tone U ته رنگ پیوسته
continuous duty U کار پیوسته
continuous error U خطای پیوسته
continuous variable U متغیر پیوسته
continuous traffic line U خط پیوسته امد و شد
continuous form U ورقه پیوسته
gamosepalous U پیوسته کاسبرگ
to chop and change U پیوسته تغییررای دادن
indiscretely U بطور بهم پیوسته
continuous rating U کار پیوسته اسمی
statement with debate U بیانیه با بحث پیوسته
uniterrupted U پیوسته غیرمقطوع دایم
continuous function U تابع پیوسته [ریاضی]
continuous forms U فرم های پیوسته
to run on U بهم پیوسته بودن
to breed in and in U پیوسته باخویشاوندان پیوندکردن
continuous flow analyser U تجزیه گر جریان پیوسته
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
order about U پیوسته پی فرمان فرستادن
so let us always be kind U پیوسته مهربان باشیم
to peg a way at some work U پیوسته درسرچیزی کارکردن
continuing appropriation U تامین اعتبار پیوسته
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
steadily U بطور پیوسته و یکنواخت
continuous grading U دانه بندی پیوسته
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
direct connected U ماشینهای بهم پیوسته
continuous packing column U ستون پر شده پیوسته
to hang together U باهم پیوسته یامتحدبودن
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
to keep on U پیوسته نگاه داشتن
tractor feed U تغذیه کاغذ پیوسته
gamopetalous U دارای گلبرگ پیوسته
gamosepalous U دارای کاسبرگ پیوسته
he kept on speaking U پیوسته سخن میگفت
always U پیوسته همه وقت
gamophyllous U دارای برگ پیوسته
correlative U بهم پیوسته جفت نظیر
terraces U ردیف خانههای بهم پیوسته
terrace U ردیف خانههای بهم پیوسته
without interruption U پیوسته پی در پی بطورمسلسل بدون بادخور
to be connected U بهم پیوسته [متصل] بودن
to keep the track of something U پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
companionate U بهم پیوسته دراثر اتحادواشتراک
to move a bout U پیوسته جای خود را تغییردادن
linked pie/column graph U نمودار گرد و ستونی پیوسته
true or sternal ribs U دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
full time U پیوسته کاری تمام وقت
croft U زمین قابل کشت پیوسته بخانه
crofts U زمین قابل کشت پیوسته بخانه
feeding storm U طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
panoramically U بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
close grained U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
infield U کشتزار پیوسته بخانه زمین زیر کشت
close grain U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
dialled U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dials U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
continuous flow oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
dialed U راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com