Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 277 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pay in advance
U
پیش پرداخت کردن
payment in advance
U
پیش پرداخت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
file
U
ساییدن پرداخت کردن
filed
U
ساییدن پرداخت کردن
give
U
دادن پرداخت کردن
gives
U
دادن پرداخت کردن
giving
U
دادن پرداخت کردن
launch
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching
U
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
subscribe
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
advance
U
ترقی کردن پیش پرداخت
advances
U
ترقی کردن پیش پرداخت
advancing
U
ترقی کردن پیش پرداخت
polish
U
پرداخت کردن
polishes
U
پرداخت کردن
default
U
عدم پرداخت قصور کردن
defaulted
U
عدم پرداخت قصور کردن
defaulting
U
عدم پرداخت قصور کردن
defaults
U
عدم پرداخت قصور کردن
spot
U
کشف کردن اماده پرداخت
spots
U
کشف کردن اماده پرداخت
pay
U
پرداخت کردن
paying
U
پرداخت کردن
pays
U
پرداخت کردن
furbish
U
پرداخت کردن
furbished
U
پرداخت کردن
furbishes
U
پرداخت کردن
furbishing
U
پرداخت کردن
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
buffer
U
پرداخت کردن
curries
U
پرداخت کردن چرم
curry
U
پرداخت کردن چرم
dabbing
U
پرداخت کردن سنگ
smoothing
U
صاف کردن پرداخت
spend
U
پرداخت کردن خرج کردن
spends
U
پرداخت کردن خرج کردن
disburse
U
پرداخت کردن
disbursed
U
پرداخت کردن
disburses
U
پرداخت کردن
disbursing
U
پرداخت کردن
burnish
U
پرداخت کردن
burnishes
U
پرداخت کردن
buff
U
با چرم پرداخت کردن
buffs
U
با چرم پرداخت کردن
reimburse
U
باز پرداخت کردن
reimbursed
U
باز پرداخت کردن
reimburses
U
باز پرداخت کردن
reimbursing
U
باز پرداخت کردن
tumble
U
پرداخت کردن
tumbled
U
پرداخت کردن
tumbles
U
پرداخت کردن
scour
U
پرداخت کردن
scoured
U
پرداخت کردن
scours
U
پرداخت کردن
buff stick
U
بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
compounding a felony
U
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
die burnish
U
پرداخت کردن حدیدهای
pay at sight
U
نقدا" پرداخت کردن
pay off
U
پرداخت کردن
pay off
U
تسویه کردن پرداخت
planish
U
پرداخت کردن
recoupment
U
قسطی پرداخت کردن یا بازپرداخت قسطی
ro rub up
U
خمیر کردن پرداخت کردن
smooth the paint
U
رنگ کردن و پرداخت کردن
to finish off
U
پرداخت کردن
to polish off
U
با شتاب پرداخت کردن
to suspend payment
U
پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
To demand prompt payment.
U
تقاضای پرداخت فوری کردن
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
final shaving
U
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
Other Matches
progress payment
U
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
U
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
U
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
U
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
U
کسری پرداخت کسر پرداخت
fate
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
tax evasion
U
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
U
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
U
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
dividend warrant
U
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
burnisher
U
پرداخت گر
rendering
U
پرداخت
discharges
U
پرداخت
settlements
U
پرداخت
finishing
U
پرداخت
lustreer
U
پرداخت
finishes
U
پرداخت
glazes
U
پرداخت
glaze
U
پرداخت
renderings
U
پرداخت
defrayal
U
پرداخت
glosser
U
پرداخت گر
pt
U
پرداخت
outlay
U
پرداخت
disbursement
U
پرداخت
discharge
U
پرداخت
refunds
U
پس پرداخت
polish
U
پرداخت
refund
U
پس پرداخت
payments
U
پرداخت
refunded
U
پس پرداخت
finish
U
پرداخت
trim
U
پرداخت
pay
U
پرداخت
paying
U
پرداخت
refunding
U
پس پرداخت
payment
U
پرداخت
remitment
U
پرداخت
polishes
U
پرداخت
finishing touches
U
پرداخت
discharging
U
پرداخت
settlement
U
پرداخت
pays
U
پرداخت
bleaching
U
پرداخت
expenditure
U
پرداخت
furbisher
U
پرداخت گر
refinishing
U
پرداخت
making good
U
پرداخت
pays
U
وابسته به پرداخت
paying
U
وابسته به پرداخت
date of payment
U
موعد پرداخت
dishonour
U
خودداری از پرداخت
dishonors
U
خودداری از پرداخت
burnishing
U
پرداخت کاری
d. note
U
درخواست پرداخت
date of maturity
U
موعد پرداخت
renditions
U
پرداخت تحویل
non payment
U
عدم پرداخت
overpayment
U
پرداخت اضافی
bonuses
U
پرداخت اضافی
pay
U
وابسته به پرداخت
payroll
U
سیاهه پرداخت
dishonouring
U
خودداری از پرداخت
dishonours
U
خودداری از پرداخت
bonus
U
پرداخت اضافی
liability
U
دیون پرداخت
liabilities
U
دیون پرداخت
part payment
U
پرداخت اقساطی
on account payment
U
پیش پرداخت
dishonoured
U
خودداری از پرداخت
rendition
U
پرداخت تحویل
paid
U
پرداخت شده
advances
U
پیش پرداخت
money orders
U
دستور پرداخت
smoothing plane
U
رنده پرداخت
paymaster
U
مامور پرداخت
subscriptions
U
تعهد پرداخت
subscription
U
تعهد پرداخت
paymasters
U
مامور پرداخت
payable
U
قابل پرداخت
money order
U
دستور پرداخت
annual payment
U
پرداخت سالیانه
remittances
U
پرداخت تادیه
remittance
U
پرداخت تادیه
advancing
U
پیش پرداخت
down payment
U
پیش پرداخت
down payments
U
پیش پرداخت
advance
پیش پرداخت
a bradent
U
وسیله پرداخت
money back
U
تضمین پرداخت
reimbursements
U
پرداخت جبرانی
earnest money
U
پیش پرداخت
unpaid
U
پرداخت نشده
advance payment
U
پیش پرداخت
dishonored
U
خودداری از پرداخت
settlement terms
U
شرایط پرداخت
dishonoring
U
خودداری از پرداخت
cash dispensers
U
پرداخت مینماید
spot cash
U
پرداخت نقدی
finishing
U
پرداخت کاری
advice note
U
دستورپیش پرداخت
repayments
U
پرداخت مجدد
advance
U
پیش پرداخت
reimbursements
U
باز پرداخت
reimbursement
U
پرداخت جبرانی
reimbursement
U
باز پرداخت
satin
U
جلا پرداخت
monthly payment
U
پرداخت ماهانه
non-payment
U
عدم پرداخت
lump sum payment
U
پرداخت یکجا
lump sum payment
U
پرداخت نقدی
repayment
U
پرداخت مجدد
average payment
U
پرداخت متوسط
back freigt
U
پرداخت کرایه
cash dispenser
U
پرداخت مینماید
finishes
U
پرداخت کار
finances
U
پرداخت هزینه
financed
U
پرداخت هزینه
finance
U
پرداخت هزینه
indemnification
U
پرداخت غرامت
disbursed
U
پرداخت خرج
period of grace
U
مهلت پرداخت
settlements
U
تصفیه پرداخت
prepayment
U
پیش پرداخت
planishing tool
U
ابزار پرداخت
outstanding
U
پرداخت نشده
outstandingly
U
پرداخت نشده
finish
U
پرداخت کار
disbursing
U
پرداخت خرج
prest
U
پیش پرداخت
payor
U
پرداخت کننده
deposits
U
پیش پرداخت
the d. of a debt
U
پرداخت بدهی
payees
U
پرداخت شونده
disburse
U
پرداخت خرج
deposit
U
پیش پرداخت
deferred payment
U
پرداخت اتی
disburses
U
پرداخت خرج
imprest
U
پیش پرداخت
terms of payment
U
شرایط پرداخت
installments
U
پرداخت قسطی
remittal
U
گذشت پرداخت
remittable
U
قابل پرداخت
reimbursable
U
قابل پرداخت
pre payment
U
پیش پرداخت
instalment
U
پرداخت قسطی
instalments
U
پرداخت قسطی
payee
U
پرداخت شونده
settlements
U
تسویه پرداخت
demand for payment
U
تقاضای پرداخت
settlement
U
تصفیه پرداخت
shear
U
پرداخت فرش
bilk
U
گذاشتن از پرداخت
settlement
U
تسویه پرداخت
remitter
U
پرداخت کننده
pre paid
U
پیش پرداخت
interim financing
U
پرداخت موقت
finisher
U
پرداخت کننده
payment by installments
U
پرداخت قسطی
installment payment
U
پرداخت قسطی
punctual payment
U
پرداخت در سر وعده
unpolished
U
پرداخت نشده
liquidation
U
پرداخت بدهی
by payment
U
از طریق پرداخت
payer
U
پرداخت کننده
casual payment
U
پیش پرداخت
diamond polishing
U
پرداخت الماسی
payable at sight
U
پرداخت دیداری
deferred payment
U
پرداخت معوق
final payment
U
پرداخت نهایی
payable on demand
U
پرداخت عندالمطالبه
payment by instalments
U
پرداخت به اقساط
financing
U
پرداخت هزینه
lustre
U
صیقل پرداخت
payment in full
U
پرداخت تمام
payment in full
U
پرداخت کامل
payment stopped
U
توقف پرداخت
progress payments
U
پرداخت تدریجی
payment in kind
U
پرداخت غیرنقدی
payment in kind
U
پرداخت جنسی
payment in due cource
U
پرداخت به موقع
payment terms
U
شرایط پرداخت
never-never
U
پرداخت قسطی
prompt payment
U
پرداخت فوری
payment in advance
U
پیش پرداخت
valve refacer
U
دستگاه پرداخت سوپاپ
credit transfers
U
پرداخت ازطریق انتقال
realisation
[British E]
[of something]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
die burnishing
U
جلادهی یا پرداخت حدیدهای
default
U
عدم پرداخت بدهی
unfinanced
U
مخارج پرداخت نشده
paupers
U
معسر یاعاجز از پرداخت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com