English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 225 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
deferred charges U پیش پرداخت هزینه
deferred dobit U پیش پرداخت هزینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
finance U پرداخت هزینه
financed U پرداخت هزینه
finances U پرداخت هزینه
financing U پرداخت هزینه
c & f U قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
carriage and insurance paid to U هزینه حمل و بیمه به حامل پرداخت شده
carriage paid to U هزینه حمل به حامل پرداخت شده
charges forward U هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
charges prepaid U هزینه پیش پرداخت شده
cip U to paid insurance carriageand هزینه حمل وبیمه پرداخت شده
cost contract U قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
dcp U to paid carriage/freight هزینه حمل پرداخت شده
deferred dobit U تعویق در پرداخت هزینه
financed demand U احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
fpad U هزینه حمل درمقصد پرداخت میشود
freight and insurance paid to U هزینه حمل و بیمه پرداخت شده
freight paid to U هزینه حمل پرداخت شده
freight payable at destination U هزینه حمل در مقصد پرداخت میشود
freight prepaid U هزینه حمل پیش پرداخت شده
margin land U حالتی که بازده زمین فقط جبران پرداخت هزینه ها واستهلاکات را بکند
unobligated U هزینه پرداخت نشده
who will pay for it U کی هزینه انرا خواهد پرداخت
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
Other Matches
progress payment U پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte U فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing U پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
cost center U قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
usance U مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
lighterage U هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates U پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage U کسری پرداخت کسر پرداخت
tax evasion U عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom U وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
economic of scale U کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
carnet U اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
claim for indemnification U ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation U اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribing U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes U تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
dividend warrant U چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
vouchers U هزینه
expenditures U هزینه ها
outlay U هزینه
disbursement U هزینه
outgoings U هزینه
cost U هزینه
levying U هزینه
mise U هزینه
outgoing U هزینه
toll U هزینه
tolling U هزینه
levied U هزینه
levies U هزینه
tolls U هزینه
eight bit system U کم هزینه
benefit cost analysis U هزینه
levy U هزینه
battels U هزینه
voucher U هزینه
out goings U هزینه
tab U هزینه
goings-on U هزینه ها
expenditure U هزینه
tabs U هزینه
cost expenditure U هزینه
at someone expense U به هزینه
light expense U هزینه کم
charges U هزینه
total cost U هزینه کل
charge U هزینه
at the expence of U به هزینه
outlays U هزینه
outgo U هزینه
overall cost U هزینه کل
cost benefit ratio U هزینه
expense U هزینه
overhead expenses U به هزینه
overcharge U اضافه هزینه
marketing cost U هزینه بازاریابی
overcharged U اضافه هزینه
overcharge U هزینه اضافی
overcharging U اضافه هزینه
overcharges U هزینه اضافی
overcharging U هزینه اضافی
overcharges U اضافه هزینه
overcharged U هزینه اضافی
margin cost U هزینه جنبی
manufacturing cost U هزینه تولید
manufacturing cost U هزینه ساخت
marginal cost U هزینه نهائی
nominal cost U هزینه اسمی
operating cost U هزینه عملیاتی
freight U هزینه حمل
per capita expenditure U هزینه سرانه
poundage U هزینه اضافی
prime cost U هزینه پایه
prime cost U هزینه متغیر
private cost U هزینه خصوصی
production cost U هزینه تولید
program cost U هزینه برنامه
public cost U هزینه عمومی
recoupment U اقساط هزینه
replacement cost U هزینه جایگزینی
replacement cost U هزینه تعویض
research cost U هزینه تحقیق
specific cost U هزینه مستقیم
social cost U هزینه اجتماعی
cost of living U هزینه زندگی
costs U هزینه دادرسی
opportunity cost U هزینه فرصت
faring U هزینه عبور
fares U هزینه عبور
fared U هزینه عبور
fare U هزینه عبور
cost U ارزیدن هزینه
out of pocket expenses U هزینه واقعی
outgo U هزینه عزیمت
over head U هزینه سربار
costing U هزینه گذاری
overhead gharges U هزینه اداری
specific cost U هزینه ویژه
collection fee U هزینه وصول
cost curve U منحنی هزینه
cost estimate U براورد هزینه
cost function U تابع هزینه
cost of construction U هزینه ساختمان
cost of distribution U هزینه توزیع
cost of production U هزینه تولید
cost of removal U هزینه جابجایی
cost of reproduction U هزینه بازسازی
cost push U فشار هزینه
cost center U تمرکز هزینه
cost center U مرکز هزینه زا
cost category U بخش هزینه
conduct money U هزینه سفرشاهد
freight rate U هزینه حمل
conversion cost U هزینه تبدیل
conversion cost U هزینه تسعیر
cost absoption U هزینه موخر
cost allocation U تخصیص هزینه
cost allocation U بخش هزینه
cost calculation U براورد هزینه
cost to entry U هزینه ورود
cost variance U نوسانات هزینه
explicit cost U هزینه اشکار
expenditure credit U اعتبار هزینه
defrayal U تحمل هزینه
expenditure approach U روش هزینه
estimated cost U هزینه براوردی
energy expenditure U هزینه انرژی
economic cost U هزینه اقتصادی
differential cost U هزینه نهایی
direct cost U هزینه مستقیم
external cost U هزینه خارجی
extra cost U هزینه اضافی
decreasing cost U هزینه نزولی
costs of proceedings U هزینه دادرسی
freight forwarder U هزینه حمل
current expenditure U هزینه جاری
flow of expenditure U گردش هزینه
flow of expenditure U جریان هزینه
first cost U هزینه اولیه
debit note U سند هزینه
family expenditure U هزینه خانوار
family expenditure U هزینه خانواده
dockage U هزینه اسکله
maintenance cost U هزینه نگهداری
average expense U هزینه متوسط
average total cost U هزینه متوسط کل
average variable cost U هزینه متوسط
initial expenses U هزینه ابتدائی
initial expenses U هزینه نخستین
initial cost U هزینه اولیه
indirect materials U هزینه موادغیرمستقیم
indirect cost U هزینه غیرمستقیم
average cost U میانگین هزینه
actual cost U هزینه واقعی
living expenses U هزینه زندگی
living cost U هزینه زندگی
alternative cost U هزینه جایگزین
least cost U حداقل هزینه
labor cost U هزینه کار
joint costs U هزینه مشترک
job costing U ارزیابی هزینه ها
average cost U هزینه متوسط
incremental cost U هزینه نهایی
historical costs U هزینه واقعی
historical costs U هزینه اولیه
handing charge U هزینه باربری
certificate of expenditure U صورت هزینه
certificate of expenditure U سند هزینه
gross expenditure U هزینه ناخالص
grant in aid U کمک هزینه
freightage U هزینه حمل
collection charge U هزینه وصول
carring cost U هزینه حمل
household expenditure U هزینه خانوار
carriage paid to ... U با هزینه حمل تا ...
incremental cost U هزینه اضافی
incremental cost U هزینه نهائی
income and expenditure U درامد و هزینه
capital cost U هزینه سرمایه
cost of capital U هزینه سرمایه
capital expenditure U هزینه سرمایهای
capitalized cost U هزینه سرمایهای
carriage costs U هزینه باربری
carriage freight paid to ... U با هزینه حمل تا ...
collection charges U هزینه وصول
social spending U هزینه هایسرویسهایرفاهاجتماعی
export tariff U هزینه صادرات
wharfage U هزینه باراندازی
incremental cost U هزینه نهایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com