Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
the long robe
U
پیشه قضائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
professional
U
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
professionals
U
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
well there are actors and actors
U
آخر هنر پیشه داریم تا هنر پیشه
judicatory
U
قضائی
circuit
U
حوزه قضائی
circuits
U
حوزه قضائی
juridically
U
از لحاظ قضائی
gentlemen of the robe
U
مردمان قضائی
the long robe
U
لباس قضائی
judicially
U
از نظر قضائی
rogatory commission
U
نیابت قضائی
judicial arbitrator
U
داور قضائی
leading case
U
نمونه یاسابقه قضائی
judicial review
U
تجدید نظر قضائی
to seek or ask lagal a
U
مشورت قضائی کردن
competant judicial authority
U
مقامات صلاحیت دار قضائی
verderer
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
U
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
verderor
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
cognizance
U
ابلاغ رسمی حق یا اختیارقانونی برای تعقیب موضوعی از مجاری قضائی
profession
U
پیشه
vocations
U
پیشه
professions
U
پیشه
craftbrother
U
هم پیشه
handicraftsman
U
پیشه ور
avocation
U
پیشه
artificer
U
پیشه ور
trade
U
پیشه
calling
U
پیشه
careers
U
پیشه
careering
U
پیشه
careered
U
پیشه
career
U
پیشه
vocation
U
پیشه
walks of life
U
پیشه
occupation
U
پیشه
tradesman
U
پیشه ور
mystery
U
پیشه
mysteries
U
پیشه
traded
U
پیشه
jobs
U
پیشه
job
U
پیشه
line of business
U
پیشه
artisans
U
پیشه ور
craft
U
پیشه
crafts
U
پیشه
artisan
U
پیشه ور
functions
U
پیشه
functioned
U
پیشه
function
U
پیشه
walk of life
U
پیشه
occupations
U
پیشه
tradesmen
U
پیشه ور
profession of medicine
U
پیشه پزشکی
freelancer
U
پیشه ور آزاد
studios
U
پیشه گاه
professionally
U
از لحاظ پیشه
chisel tooth
دندان پیشه
handicraft
U
پیشه دستی
jackdaws
U
کلاغ پیشه
jackdaw
U
کلاغ پیشه
oppressive
U
ستم پیشه
studio
U
پیشه گاه
pursuit
U
حرفه پیشه
traded
U
پیشه حرفه
pursuits
U
حرفه پیشه
supervisory
U
مباشر پیشه
trade
U
پیشه حرفه
practice
U
رویه پیشه
amative
U
عاشق پیشه
amorist
U
عاشق پیشه
line of business
U
شاخه پیشه
practice
U
کار پیشه
ministry of industry
U
وزارت پیشه و هنر
industry
U
پیشه و هنر ابتکار
professionally
U
ازراه پیشه یاکسب
profession
U
افهار پیشه و حرفه
he is a physician byprofession
U
پیشه او پزشکی است
craft guild
U
صنف پیشه وران
industries
U
پیشه و هنر ابتکار
professions
U
پیشگانی پیشه کار
trade
U
پیشه وری کاسبی
traded
U
پیشه وری کاسبی
professions
U
افهار پیشه و حرفه
good will
U
حق کسب و پیشه وتجارت
profession
U
پیشگانی پیشه کار
laid up in bed
U
پیشه ویژه رشته
career woman
U
زن دارای حرفه یا پیشه
career women
U
زن دارای حرفه یا پیشه
to retain a freelancer
U
استخدام کردن پیشه ور آزاد
specialism
U
پیروی علم یا پیشه ویژه
specialisms
U
پیروی علم یا پیشه ویژه
eminence
U
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
actual job
[job held]
[occupation held]
U
پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
industrial wealth
U
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
lay deacon
U
شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
nostradamus
U
کسیکه پیشه اش خبراز غیب دادن است
rigger
U
کسی که پیشه اش بستن بادبانهاوکوبیدن میخهای کشتی است
The box office star of 1980.
U
پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
logographer
U
مورخ نثر نویس یونانی پیش از زمان herodotusیونانی که پیشه اش نطق بود
practician
U
کسیکه دست بکار پیشه ایست وکیل دست در کار
to engage somebody as somebody
U
کسی را به عنوان کسی
[در پیشه ای]
استخدام کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com