Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
true-blue
U
پیرو متعصب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
partisan
U
حامی پیرو متعصب
partisans
U
حامی پیرو متعصب
partizan
U
حامی پیرو متعصب
religionist
U
پیرو متعصب دین
Other Matches
dogmatist
U
متعصب
chauvinistic
U
متعصب
narrow-minded
U
متعصب
moralistic
U
متعصب
rabid
U
متعصب
hard shell
U
متعصب
one idead
U
متعصب
biassed
U
متعصب
dogmatic
U
متعصب
prejudiced
U
متعصب
bigot
U
متعصب
bigots
U
متعصب
fanatic
U
متعصب
furious
U
متعصب
fanatics
U
متعصب
fanatical
U
شخص متعصب
chessophrenetic
U
متعصب شطرنج
fanaticize
U
متعصب کردن
hide bound
U
خشکیده متعصب
zeal
U
غیور متعصب
fanatics
U
شخص متعصب
bigoted
U
متعصب و سرسخت
fanatic
U
شخص متعصب
intolerant
U
بی گذشت متعصب
bigots
U
ادم خرافاتی متعصب
bigot
U
ادم خرافاتی متعصب
ultra
U
خیلی متعصب مافوق
chauvinist
U
میهن پرست متعصب
vigilante
U
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
vigilantes
U
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
bluenose
U
ادم متعصب وسخت گیر
illiberal
U
متعصب مخالف اصول ازادی
zealots
U
ادم متعصب یاهواخواه مجاهد
zealot
U
ادم متعصب یاهواخواه مجاهد
thereinafter
U
پیرو ان
pursuant
U
پیرو
slaving
U
پیرو
follower
U
پیرو
to heel
U
پیرو
follwer
U
پیرو
followers
U
پیرو
sequacious
U
پیرو
satellites
U
پیرو
sequela
U
پیرو
sequent
U
پیرو
succedaneous
U
پیرو
cohorts
U
پیرو
cohort
U
پیرو
slave
U
پیرو
secondary planet
U
پیرو
slaved
U
پیرو
slaves
U
پیرو
henchmen
U
پیرو
henchman
U
پیرو
satellite
U
پیرو
platonist
U
پیرو افلاطون
shiite
U
پیرو شیعه
rightteous
U
پیرو شریعت
succedent
U
پیرو متعاقب
satellite processor
U
پردازشگر پیرو
obedient to the law
U
پیرو قانون
sidekick
U
ادم پیرو
disciples
U
پیرو هواخواه
vassal
U
تابع پیرو
platonic
U
پیرو افلاطون
faddish
U
پیرو مد زودگذر
leninist
U
پیرو لنین
vassals
U
تابع پیرو
adherents
U
تابع پیرو
adherent
U
تابع پیرو
law-abiding
U
پیرو قانون
sidekicks
U
ادم پیرو
disciple
U
پیرو هواخواه
mumpsimus
U
ایین دیرینه بی معنی که ازروی تعصب بدان بچسبند نادان متعصب
shiite
U
پیرو مذهب شیعه
socratic
U
پیرو حکمت سقراط
wesleyan
U
پیرو جان وسلی
wagnerite
U
پیرو واگنرموسیقیدان المانی
epicures
U
پیرو عقیده اپیکور
wagnerian
U
پیرو واگنرموسیقیدان المانی
epicure
U
پیرو عقیده اپیکور
sunnite
U
پیرو مذهب سنت
shia
U
پیرو مذهب شیعه
master slave system
U
سیستم راهبر پیرو
episcopalian
U
پیرو کلیسای اسقفی
dialectician
U
پیرو منطق استدلالی
pragmatist
U
پیرو فلسفه عملی
slave mode
U
حالت پیرو یا برده
conservative
U
پیرو سنت قدیم
conservatives
U
پیرو سنت قدیم
stoical
U
پیرو فلسفه رواقیون
realists
U
پیرو مکتب realism
realist
U
پیرو مکتب realism
stoic
U
پیرو فلسفه رواقیون
classical
U
پیرو سبکهای باستانی
episcopalians
U
پیرو کلیسای اسقفی
followers
U
پیرو مذهب شیعه مقلد
atistotelian
U
وابسته به ارسطوشاگرد یا پیرو ارسطو
to be at the foot of any one
پیرو یا شاگرد کسی بودن
sensuously
U
پیرو محسوسات ولذات نفسانی
sensuous
U
پیرو محسوسات ولذات نفسانی
governmentalize
U
پیرو و تابع قانون کردن
to lead away
U
پیرو خود کردن کشیدن
sensualist
U
پیرو هوای نفس واحساس
follower
U
پیرو مذهب شیعه مقلد
manichee
U
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichean
U
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichaean
U
پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
malthusian
U
پیرو عقیده توماس مالتوس
major party
U
حزب سیاسی پیرو درانتخابات
kantian
U
وابسته به یا پیرو فلسفه کانت
pythagorean
U
پیرو یا وابسته به فلسفه فیثاغورث
rabbinist
U
پیرو خاخام هایاعلمای یهود
cynics
U
بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
cynic
U
بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
platonize
U
پیرو فلسفه ایده الی شدن
traditionalist
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
schoolastic
U
پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
schoolman
U
پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
pindaric
U
پیرو سبک مغلق نویسی شاعریونانی موسوم به
stalinize
U
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
drum majorette
U
زنی که رهبر طبالان است پیرو موزیک
shavian
U
پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
U
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
evangelic
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelical
U
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
sunni
U
اهل سنت پیرو مذهب سنت
revisionism
U
روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com