English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pedantize U پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pedantry or pedantism U پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
biblicism U پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
theorization U تحقیقات نظری استدلال نظری
capitulary U کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
follows U پیروی کردن از
go by U پیروی کردن از
to do after U پیروی کردن
to follow the example of U پیروی کردن از
followed U پیروی کردن از
conforms U پیروی کردن
conform U پیروی کردن
conformed U پیروی کردن
listened U پیروی کردن از
listen U پیروی کردن از
conforming U پیروی کردن
listening U پیروی کردن از
follow U پیروی کردن از
listens U پیروی کردن از
to follow in ones footsteps U پیروی تاتقلیدازکسی کردن
to go by a rule U ازقانونی پیروی کردن
theorising U تحقیقات نظری کردن
theorize U استدلال نظری کردن
theorized U استدلال نظری کردن
theorize U تحقیقات نظری کردن
theorized U تحقیقات نظری کردن
theorising U استدلال نظری کردن
theorizing U استدلال نظری کردن
theorised U استدلال نظری کردن
theorised U تحقیقات نظری کردن
theorises U استدلال نظری کردن
theorises U تحقیقات نظری کردن
theorizing U تحقیقات نظری کردن
theorizes U تحقیقات نظری کردن
theorizes U استدلال نظری کردن
to indulge one's passions U پیروی از هواو هوس کردن خوش گذرانی کردن
sensualize U پیروی از هوای نفس کردن
classicize U ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
to theorize [about something] U استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to theorise [about something] [British E] U استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to make a remark U حرفی زدن افهار نظری کردن
deuteronomic U وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
imitating U پیروی کردن کپیه کردن
imitates U پیروی کردن کپیه کردن
imitate U پیروی کردن کپیه کردن
imitated U پیروی کردن کپیه کردن
reader U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton U کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
readers U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference U کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
invisible hand U منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
platonize U پیروی از روش افلاطونی استدلال فلسفی افلاطونی کردن
grub U از کتاب استخراج کردن
grubs U از کتاب استخراج کردن
grubbed U از کتاب استخراج کردن
to bind a book U صحافی کردن یک کتاب
put two and two together <idiom> U حساب کتاب کردن ،دو دوتا کردن
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
sequacity U پیروی
imitations U پیروی
imitation U پیروی
subjection U پیروی
subsequent U پیروی
amenableness U پیروی
following U پیروی
armchair U نظری
indiscrimination U بی نظری
theoretical U نظری
armchairs U نظری
opinionative U نظری
visionary U نظری
theoretic U نظری
visionaries U نظری
faddism U پیروی از مد زودگذر
follows U پیروی استنباط
autonomy U خود پیروی
sectarianism U پیروی از یک فرقه
religiousness U پیروی مذهب
follow U پیروی استنباط
followed U پیروی استنباط
sensuousness U پیروی جسمانی
conformance U پیروی متابعت
law abidingness U پیروی قانون
pursuitmeter U پیروی سنج
conventionalism U پیروی از رسوم
conscientiousness U پیروی وجدان
orinality U پیروی ابتکار
theoretical rising U طلوع نظری
theoretical setting U غروب نظری
theoretical span U دهانه نظری
theoretical type U سنخ نظری
theoretical value U مقدار نظری
theory U علم نظری
theories U اصول نظری
theoretical plate U بشقابک نظری
theoretical mode U نمای نظری
theories U علم نظری
theories U تحقیقات نظری
parochialism U کوته نظری
theoretical chemistry U شیمی نظری
theoretical frequency U بسامد نظری
peninsularity U تنگ نظری
unique in every sense of the word U از هر نظری بی مانند
spanned U دهانه نظری
spanning U دهانه نظری
spans U دهانه نظری
dogmatic theology U لاهوت نظری
metaphsics U فلسفه نظری
a priori U تئوری و نظری
narrow minddedness U کوتع نظری
notionalist U عالم نظری
erotics U عشق نظری
theoretical competition U رقابت نظری
expected value U مقدار نظری
latitudinarianism U وسیع نظری
theory U تحقیقات نظری
span U دهانه نظری
revisionary U تجدید نظری
objectivity U اصل بی نظری
illiberal views U تنگ نظری
oversight U اشتباه نظری
metapolitics U سیاسیات نظری
oversights U اشتباه نظری
sight check U مقابله نظری
in theory U درعلم نظری
inspectional U نظری دیدنی
objectivity U بیطرفی و بی نظری
subjectivism U حالت نظری
theory U اصول نظری
insularism U تنگ نظری
provinciality U تنگ نظری
pure mathematics U ریاضیات نظری
psychologism U پیروی از اصول روانی
isolationism U پیروی از سیاست انزوا
episcopalianism U پیروی از کلیسای اسقفی
pursuit rotor U پیروی سنج چرخان
scientism U پیروی از روش علمی
conventionality U پیروی از سنت قدیم
sentimentality U پیروی از عواطف واحساسات
rotary pursuit U پیروی سنج چرخان
manichaeism U پیروی از دین مانی
sensationalism U پیروی از عواطف واحساسات
illuminism U پیروی ازفلسفه اشراقی
sentimentalism U پیروی از عواطف واحساسات
conformity U پیروی از رسوم یاعقاید
nudism U پیروی از عقایدجماعت برهنگان
islamism U پیروی از دین اسلام
Scientologist U پیروی دین ساینتولوژی
lyricism U پیروی از سبک اشعاربزمی
heteronomy U پیروی از قانون دیگری
probity U پیروی دقیق از اصول
Taoism U پیروی از طریقت چینی
Jungian U پیروی یونگ [روانشناسی]
notionalist U هواخواه استدلال نظری
dogmatics U علم الهیات نظری
visionaries U وابسته بدلایل نظری
that is a good idea U خوب نظری است
A comparison of theory and practice. U مقایسه ای از نظری و عمل.
theorists U طرفدار استدلال نظری
visionary U وابسته بدلایل نظری
theoretics U تحقیقات نظری در علوم
short sighted U ناشی از کوته نظری
notionalist U متخصص علوم نظری
theorist U طرفدار استدلال نظری
classicism U پیروی از سبکهای یونان وروم
specialisms U پیروی علم یا پیشه ویژه
sensationalism U پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
classicalism U پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
consequentiality U پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
vigilantism U پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
Methodism U پیروی از متد یا روش بخصوصی
secarianism U پیروی از تیره یا فرقه یاحزبی
specialism U پیروی علم یا پیشه ویژه
sansculottism U پیروی از اصول انقلاب افراطی
lyrism U پیروی از سبک اشعار بزمی
occidentalism U پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
predestinarianism U پیروی از فلسفه قدری وجبری
syndicalism U پیروی از اصول اتحادیه صنفی
inflationism U پیروی از روش تورم اقتصادی
latitudinarianism U پیروی از وسعت نظر پنهاگرایی
self abandonment U افسارگسیختگی پیروی از هوی هوس
doctrinal U عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
theorists U متخصص علوم نظری نگرشگر
theorist U متخصص علوم نظری نگرشگر
hull speed U حداکثر سرعت نظری قایق
short sight U نزدیک بینی کوتاه نظری
height equivalent of theroretical plate U ارتفاع معادل بشقابک نظری
teetotalism U پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
literalism U پیروی تحت اللفظی از چیزی ملانقطی
italianism U پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
presbyterianism U پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
trade unionism U پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
There is no disagreement among us. U اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
sacramentalism U اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
westernization U فرنگی مابی پیروی از تمدن مغرب زمین
naturism U عریان گری [پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
I don't want to say anything about that. U من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
compliance index U شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
kinetic theory of heat U عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
thermostatics U اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
I wI'll not comment on this issue. U درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com