English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overhaul U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disembarkation U به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain U از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
interim overhaul U پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
grenadier U سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
secondary landing U منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
transit area U منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
roll up U پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
overhauled U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
disassembly order U دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
dismantles U پیاده کردن
disassemble U پیاده کردن
dismounts U پیاده کردن
disembarking U پیاده کردن
disembarks U پیاده کردن
set down U پیاده کردن
dismounting U پیاده کردن
dismantle U پیاده کردن
dismantlement U پیاده کردن
dismantling U پیاده کردن
unset U پیاده کردن
disembark U پیاده کردن
take down U پیاده کردن
demodulation U پیاده کردن
dismount U پیاده کردن
disembarked U پیاده کردن
dismantled U پیاده کردن
pedestrianizing U پیاده روی کردن
pedestrianizes U پیاده روی کردن
pedestrianises U پیاده روی کردن
dosmount command U فرمان پیاده کردن
dismount U پیاده کردن یا شدن
pedestrianized U پیاده روی کردن
dismantled U پیاده کردن موتور
pedestrianising U پیاده روی کردن
pedestrianize U پیاده روی کردن
dismounting U پیاده کردن یا شدن
dismantle U پیاده کردن موتور
staking U پیاده کردن مسیر
dismantling U پیاده کردن موتور
disassembly U پیاده کردن موتور
To implement a project. U طرحی را پیاده کردن
setting out U پیاده کردن مسیر
dismounts U پیاده کردن یا شدن
pad U پیاده سفر کردن
pedestrianised U پیاده روی کردن
pads U پیاده سفر کردن
setting out U پیاده کردن نقشه
dismantles U پیاده کردن موتور
dismounting U پیاده کردن قطعات و وسایل
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
dismount U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantling U پیاده کردن قطعات مونتاژ
walk U گردش کردن پیاده رفتن
dismantled U پیاده کردن قطعات مونتاژ
disassembly order U روش پیاده کردن وسیله
walked U گردش کردن پیاده رفتن
walks U گردش کردن پیاده رفتن
removable U قابل سوار و پیاده کردن
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
dismantle U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles U پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
dismounts U پیاده کردن قطعات و وسایل
disassemble U پیاده کردن موتور اتومبیل جداکردن
debarkation U تخلیه پیاده کردن یکانها یاتجهیزات
removal U از بین بردن برداشتن پیاده کردن
terminals U محل پیاده وسوار کردن بارها
terminal U محل پیاده وسوار کردن بارها
landing group U گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
peg out U کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
administrative landing U پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
air landing U پیاده شدن از راه هوا هوانشست کردن
tramp U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
ramp U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
ramps U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
tramps U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
tramped U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
take to pieces U پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
cannibalises U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
transfer loader U دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
doctrines U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
doctrine U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
reassembled U دوباره سوارکردن
reassemble U دوباره سوارکردن
reassembles U دوباره سوارکردن
reassembling U دوباره سوارکردن
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
unhorse U از اسب افتادن یا پیاده شدن اسب را از گاری یا درشگه باز کردن
ship to shore U حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
tractor group U گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
restaging U جابجا کردن سوارکردن نفرات
pick up <idiom> U سوارکردن مسافر ،دریافت کردن
pavement U پیاده رو
foot bridge U پل پیاده رو
foot bank U پیاده رو
foot infantry U پیاده
foot slogger U پیاده
footer U پیاده رو
footpaths U پیاده رو
footpath U پیاده رو
pedestrian bridge U پل پیاده رو
footway U پیاده رو
pignorate U پیاده
pavements U پیاده رو
on of U پیاده
afoot U پیاده
paths U پیاده رو
walk U پیاده رو
sidewalk U پیاده رو
ganway U پل پیاده رو
side walk U پیاده رو
walkways U پیاده رو
infantry U پیاده
walkway U پیاده رو
impledge U پیاده
sidewalks U پیاده رو
path U پیاده رو
walked U پیاده رو
pedestrians U پیاده
peripatetic U پیاده رو
pedestrian U پیاده
walks U پیاده رو
infantry man U پیاده
dismounted U پیاده
to pad aroad U پیاده رفتن
foot slugger U سرباز پیاده
footbridge U پل پیاده روها
footbridge U پل پیاده روی
pads U دزد پیاده
footbridges U پل پیاده روها
foot passenger U مسافر پیاده
foot infantry U پیاده نظام
wayfarer U مسافر پیاده
wayfarers U مسافر پیاده
promotion U ترفیع پیاده
counterpawn U پیاده متقابل
rifle man U سرباز پیاده
footbridges U پل پیاده روی
foot passenger U پیاده پا رهسپار
promotions U ترفیع پیاده
wayfaring U پیاده روی
armored infantry U پیاده مکانیزه
kerbs U جدول پیاده رو
humping U پیاده روی
kerbs U حاشیه پیاده رو
kerb U جدول پیاده رو
kerb U حاشیه پیاده رو
banquette U نیمکت پیاده رو
disembarkation U پیاده شدن
humps U پیاده روی
on foot U به صورت پیاده
to go on foot U پیاده رفتن
skirmisher U پیاده نظام
mechanized U پیاده زرهی
hike U پیاده روی
armored infantry U پیاده زرهی
ganger U مسافر پیاده
footpad U راهزن پیاده
pad U دزد پیاده
demodulator U پیاده کننده
footsoldier U سرباز پیاده
implementation U پیاده سازی
get down U پیاده شدن
hiking U پیاده روی
hikes U پیاده روی
hiked U پیاده روی
on foot U پای پیاده
alighted U پیاده شدن
regiment of f. U هنگ پیاده
infantry man U سرباز پیاده
alighting U پیاده شدن
disembarking U پیاده شدن
grabby U سرباز پیاده
walkabouts U مسافرت پیاده
to pad it U پیاده رفتن
knight of the road U راهزن پیاده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com