Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
foreign exchange
U
پول خارجی ارز خارجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
source
U
ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
redundancies
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
induce
U
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induced
U
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induces
U
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
inducing
U
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
direct objects
U
چیز ماده خارجی
indirect objects
U
چیز ماده خارجی
object
U
چیز ماده خارجی
objected
U
چیز ماده خارجی
objecting
U
چیز ماده خارجی
objects
U
چیز ماده خارجی
immunity
U
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
face
U
نمای خارجی
faces
U
نمای خارجی
highway
U
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways
U
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
bus
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
U
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
U
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
halt
U
معمولا با روشهای خارجی
halted
U
معمولا با روشهای خارجی
halts
U
معمولا با روشهای خارجی
graphics
U
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
stable
U
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
stables
U
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
alien
U
خارجی
aliens
U
خارجی
externalised
U
خارجی کردن
externalised
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalises
U
خارجی کردن
externalises
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalising
U
خارجی کردن
externalising
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalize
U
خارجی کردن
externalize
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalized
U
خارجی کردن
externalized
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes
U
خارجی کردن
externalizes
U
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing
U
خارجی کردن
externalizing
U
واقعیت خارجی قائل شدن
tips
U
باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
outsider
U
خارجی
outsiders
U
خارجی
passive
U
دستخوش عامل خارجی
passives
U
دستخوش عامل خارجی
objective
U
دارای وجود خارجی
objectives
U
دارای وجود خارجی
peripheral
U
خارجی
peripheral
U
قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
outside
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside
U
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outside
U
خارجی
outsides
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outsides
U
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
U
خارجی
intervention
U
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
U
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
capitulation
U
تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
embassies
U
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
embassy
U
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
shield
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shields
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
extra
U
خارجی
extra-
U
خارجی
extras
U
خارجی
dross
U
کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
information
U
نمایش اطلاعات روی وسله خارجی
strange
U
خارجی غریبه
strangest
U
خارجی غریبه
facade
U
نمای خارجی
facades
U
نمای خارجی
fanades
U
نمای خارجی
geopolitics
U
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
deport
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deports
U
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
external
U
خارجی
externals
U
خارجی
extraneous
U
خارجی
incarnation
U
صورت خارجی
incarnations
U
صورت خارجی
objectively
U
بطور واقعی یا خارجی
pragmatism
U
مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
load
U
بار خارجی
loads
U
بار خارجی
Other Matches
positive externalities
U
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
U
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
U
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
U
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
outwork
U
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson
U
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
U
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund
U
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
back berm
U
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
exosphere
U
خارجی
exogenous
U
خارجی
international line
U
خط خارجی
exoteric
U
خارجی
outboard
U
خارجی
extern
U
خارجی
gringo
U
خارجی
outward
U
خارجی
foreign
U
خارجی
exterior
U
خارجی
exteriors
U
خارجی
gringos
U
خارجی
exotic
U
خارجی
oversea
U
خارجی
outer
U
خارجی
abextra
U
خارجی
external reperence
U
ارجاع خارجی
external reference
U
ارجاع خارجی
external pressure
U
فشار خارجی
external reference
U
مرجع خارجی
external security
U
امنیت خارجی
external sort
U
جورکردن خارجی
external thread
U
دنده خارجی
external storage
U
حافظه خارجی
external store
U
انباره خارجی
external symbol
U
علامت خارجی
external storage
U
انباره خارجی
external operation
U
عملیات خارجی
exterior varnish
U
لاک خارجی
exterior varnish
U
جلای خارجی
exterior ballistics
U
بالیستیک خارجی
outer fix
U
رمپ خارجی
exosphere
U
قسمت خارجی جو
ectoparasite
U
انگل خارجی
concrete object
U
عین خارجی
apothesis
U
منحنی خارجی
angle of emergence
U
زاویه خارجی
alien enemy
U
دشمن خارجی
adventitious
U
خارجی الحاقی
actine
U
قسمت خارجی
acrotic
U
بیرونی خارجی
impurity
U
اتم خارجی
external armature
U
ارمیچر خارجی
arris
U
زاویه خارجی
external menory
U
حافظه خارجی
external memory
U
حافظه خارجی
external load
U
بار خارجی
external label
U
برچسب خارجی
external interrupt
U
وقفه خارجی
external force
U
نیروی خارجی
external docuhentation
U
مستندات خارجی
external benefits
U
فواید خارجی
external delay
U
تاخیر خارجی
external cost
U
هزینه خارجی
external control
U
کنترل خارجی
external command
U
فرمان خارجی
external combustion
U
احتراق خارجی
external circuit
U
مدار خارجی
landfalls
U
بویه خارجی
external transaction
U
معاملات خارجی
superior planets
U
سیارههای خارجی
superior conjunction
U
مقارنه خارجی
spillover effects
U
اثرات خارجی
spillover costs
U
هزینههای خارجی
spillover benefits
U
منافع خارجی
renvoi
U
تبعیدشخص خارجی
overseas trade
U
معاملات خارجی
overseas agent
U
نماینده خارجی
outwork
U
سنگر خارجی
outward opening
U
دهانه خارجی
outside view
U
منظره خارجی
outside view
U
نمای خارجی
outside power
U
جریان خارجی
outside diameter
U
قطر خارجی
facade
نمای خارجی
apophyge
U
منحنی خارجی
apophysis
U
منحنی خارجی
outside cause
U
علت خارجی
outside caliper
U
کولیس خارجی
foreign loan
U
وام خارجی
foreign law
U
حقوق خارجی
foreign deposit
U
سپرده خارجی
foreign currency
U
ارز خارجی
foreign currencies
U
پولهای خارجی
foreign bill
U
برات خارجی
foreign aid
U
کمک خارجی
extrinsic factor
U
عامل خارجی
extrinsic
U
بیرونی خارجی
exteroceptive
U
محرک خارجی
externalization
U
خارجی کردن
externalities
U
اثرات خارجی
externalities
U
پی امدهای خارجی
foreign particle
U
جسم خارجی
foreign policy
U
سیاست خارجی
outness
U
کیفیت خارجی
outer wall
U
دیوار خارجی
outer planets
U
سیارات خارجی
outer connection
U
اتصال خارجی
outboard profile
U
نیمرخ خارجی
negative externalities
U
زیانهای خارجی
load curve
U
خم بار خارجی
inflow of foreign funds
U
ورودسرمایههای خارجی
immission
U
انتشار خارجی
imbody
U
صورت خارجی
foreign trade
U
تجارت خارجی
foreign trade
U
بازرگانی خارجی
foreign reserves
U
ذخائر خارجی
external variable
U
متغیر خارجی
landfall
U
بویه خارجی
foreign national
U
ملیت خارجی
foreign national
U
تبعه خارجی
guests
U
انگل خارجی
guest
U
انگل خارجی
slough
U
پوسته خارجی
foreign exchange
U
تعویض خارجی
foreign exchange
U
پول خارجی
foreign exchange
U
ارز خارجی
foreign exchange
U
مبادله خارجی
external economies
U
صرفه جوئیهای خارجی
importing
U
بازیگر خارجی تیم
outside influence
U
نفوذ بیرونی یا خارجی
outboard
U
سمت خارجی کشتی
non reactive load
U
بار خارجی ناخودالقا
non inductive load
U
بار خارجی ناخودالقا
nominal load
U
بار خارجی اسمی
imported
U
بازیگر خارجی تیم
external magnetic circuit
U
مدار مغناطیسی خارجی
incarnate
U
صورت خارجی دادن
outward application
U
استعمال برونی یا خارجی
import
U
بازیگر خارجی تیم
exteriorization
U
صورت خارجی دادن به
external gear
U
تاج دندانه خارجی
outfield
U
قسمت خارجی میدان
negative externalities
U
پی امدهای نامطلوب خارجی
external sort
U
جور کردن خارجی
exteroceptive
U
وابسته به محرک خارجی
inductive load
U
بار خارجی القایی
extrinsic
U
دارای مبداء خارجی
fellyfelloe
U
طوقه خارجی چرخ
full load
U
بار خارجی اسمی
foreign aid program
U
برنامه کمک خارجی
foreign bill
U
حواله ارز خارجی
foreign policy
U
خط مشی عمل خارجی
foreign judgment
U
رای دادگاه خارجی
foreign investment
U
سرمایه گذاری خارجی
inflow of foreign funds
U
ورود وجوه خارجی
externalsorting
U
جور کردن خارجی
external sort
U
مرتب سازی خارجی
load test
U
ازمایش با بار خارجی
load factor
U
ضریب بار خارجی
external storage
U
ثبات خارجی کامپیوتر
foreign currency
U
پول کشور خارجی
load current
U
جریان بار خارجی
load control
U
تنظیم با بار خارجی
foreign judgment
U
حکم دادگاه خارجی
adscititious
U
مشتق از عامل خارجی
connected load
U
بار خارجی متصل
unbalanced load
U
بار خارجی نامتوازن
dermatome
U
قسمت خارجی یک موجود
ectoclast
U
بخش خارجی یاخته
chorion
U
مشیمه خارجی جنین
balance of foreign trade
U
تراز تجارت خارجی
balanced load
U
بار خارجی متعادل
visitors from abroad
U
بازدید کنندگان خارجی
alveary
U
سوراخ خارجی گوش
adscititious
U
دارای منبع خارجی
ectoclast
U
پوسته خارجی سلول
unadulterated
U
بدون مواد خارجی
spillover costs
U
عوارض منفی خارجی
exocrine
U
غدهء مترشحهء خارجی
vector product
U
ضرب خارجی
[ریاضی]
accredited officer
U
افسر خبرنگار خارجی
directed area product
U
ضرب خارجی
[ریاضی]
pericranium
U
قسمت خارجی جمجمه
exoskeleton
U
استخوان بندی خارجی
pericardium
U
غشاء خارجی قلب
pecuniary externalities
U
پی امدهای خارجی پولی
peak power
U
بار خارجی بیشینه
peak load
U
بار خارجی بیشینه
cross product
U
ضرب خارجی
[ریاضی]
spillover benefits
U
صرفه جوئیهای خارجی
slick ear
U
حیوان فاقدگوش خارجی
foreign exchange
U
پول کشور خارجی
reactive load
U
بار خارجی القایی
foreign trade multiplier
U
ضریب فزاینده بازرگانی خارجی
heterolysis
U
فسادوزوال در اثر عامل خارجی
outer fix
U
محوطه توقف خارجی هواپیما
sling load
U
بار خارجی هلی کوپتر
rationing of foreign exchange
U
جیره بندی ارز خارجی
plasmalemma
U
پروتوپلاسم منطقه خارجی یاخته
plasma membrane
U
غشاء خارجی سفیده یاخته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com