Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
serving
U
پوشش نخی دورقسمتهایی از کمان
servings
U
پوشش نخی دورقسمتهایی از کمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bowsock
U
پوشش تیره روی کمان ضدبازتاب نور
target bow
U
کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
nickel clad sheet
U
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel
U
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screens
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
bowed
U
کمان کمان هدفگیری
bow
U
کمان کمان هدفگیری
bows
U
کمان کمان هدفگیری
bowing
U
کمان کمان هدفگیری
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
rainbow border
U
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
cuticle
U
پوشش مو پوشش شاخی
guidance
U
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
U
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen
U
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
fiddlestick
U
کمان
fiddle bow
U
کمان
arch
U
: کمان
bowstring
U
زه کمان
sagittarius
U
کمان
spot
U
کمان
spots
U
کمان
arch
U
کمان
arch-
U
: کمان
arches
U
: کمان
arches
U
کمان
arc
U
کمان
arcs
U
کمان
sagittarii
U
کمان
bows
U
کمان
bowed
U
کمان
arch-
U
کمان
bow
U
کمان
bowing
U
کمان
longbows
U
کمان بزرگ
crossbows
U
کمان صلیبی
arch-
U
چفت کمان
crossbows
U
کمان پولادی
arches
U
چفت کمان
longbow
U
کمان بزرگ
crossbows
U
کمان زنبورکی
arch
U
چفت کمان
bend
U
کمان خمش
rainbows
U
رنگین کمان
rainbow
U
رنگین کمان
iris
U
رنگین کمان
opalesce
U
مانندرنگین کمان
irises
U
رنگین کمان
nock
U
جای زه کمان
crossbow
U
کمان زنبورکی
crossbow
U
کمان پولادی
crossbow
U
کمان صلیبی
long bow
U
کمان دستی
power hacksaw
U
کمان اره
archers
U
تیرانداز با کمان
archer
U
تیرانداز با کمان
included angle of arch
U
دهانه کمان
central angle of arch
U
دهانه کمان
cant
U
کج گرفتن کمان
bowyer
U
کمان فروش
bowyer
U
کمان ساز
bow and arrow
U
تیر و کمان
bowman
U
تیرانداز با کمان
bow weight
U
وزن کمان
circular measure
U
اندازه کمان
cock feather
U
پر وصل به کمان
cross bow
U
کمان زنبورکی
arblast
U
کمان زنبورکی
atabalist
U
کمان زنبورکی
arch of corti
U
کمان کورتی
arch thrust
U
رانش کمان
handbow
U
کمان تیراندازی
bare bow
U
کمان لخت
cross bow
U
گوله کمان
cross bow
U
کمان پولادی
bowman
U
تیرانداز کمان کش
straight bow
U
کمان راست
string picture
U
روزنه کمان
bowed
U
تعظیم کمان
sunbow
U
رنگین کمان
swede saw
U
کمان اره
swede saw
U
اره کمان
bowed
U
کمان شکاری
bowing
U
تعظیم کمان
to bend or draw the bow
U
کمان کشیدن
bowing
U
کمان شکاری
bows
U
تعظیم کمان
bows
U
کمان شکاری
bow
U
تعظیم کمان
bow
U
کمان شکاری
face
U
شکم کمان
stacked bow
U
کمان باریک
faces
U
شکم کمان
saw frame
U
کمان اره
to feel any one's pulse
U
کمان کردن
reflex arc
U
کمان بازتاب
catapult
[British E]
U
تیر و کمان قلابسنگی
slingshot
[American E]
U
تیر و کمان قلابسنگی
catapult
[British E]
U
تیر و کمان سنگی
vans
U
کمان سینه ناو
slingshot
[American E]
U
تیر و کمان سنگی
anchors
U
کشیدن زه کمان تاصورت
anchoring
U
کشیدن زه کمان تاصورت
anchor
U
کشیدن زه کمان تاصورت
bowstring
U
ریسمان دار زه کمان
limbs
U
هرکدام از طرفین کمان
limb
U
هرکدام از طرفین کمان
archery
U
تیراندازی با تیر و کمان
van
U
کمان سینه ناو
rectification of a curve
U
طول کمان
[ریاضی]
arc length
U
طول کمان
[ریاضی]
bow arm
U
بازویی که کمان را می گیرد
bow fishing
U
ماهیگیری با تیر و کمان
bow hunter
U
شکارچی با تیر و کمان
bow hunting
U
شکار با تیر و کمان
frame
U
قاب چارچوب کمان
sounding board
U
کمان ویولن وتار
to bend or draw the bow
U
کمان را چله کردن
soundboard
U
کمان ویولن وتار
great circle route
U
کمان دایره عظیمه
understrung
U
فاصله زه تا دستگیره کمان
frame of hachsaw
U
کمان اره چکی
fogbow
U
رنگین کمان حاصل از مه
string fingers
U
سه انگشتی که زه کمان را می کشند
iridescence
U
نمایش رنگین کمان
iridescency
U
نمایش رنگین کمان
sounding boards
U
کمان ویولن وتار
nock
U
شکاف انتهای کمان
crossbow man
U
کمانگیر با کمان صلیبی
belly
U
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
draw
U
تیر در چله کمان گذاشتن
whips
U
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whipped
U
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whip
U
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
bellies
U
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
string
U
مربی خم کردن کمان و بستن زه
longbows
U
اغراق گویی کمان دستی
toxophilite
U
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
longbow
U
اغراق گویی کمان دستی
self
U
کمان یا تیر از یک تکه چوب
backs
U
تنظیم بادبان پشت کمان
fistmele
U
فاصله بین دسته کمان و زه
full draw
U
کشیدن زه کمان بطور کامل
back
U
تنظیم بادبان پشت کمان
circular grooving saw
U
کمان اره ویژه شیار
draws
U
تیر در چله کمان گذاشتن
bowsight
U
وسیله کمکی هدفگیری وصل به کمان
longbows
U
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
longbow
U
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
double-bellid
U
[صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
arrow rest
U
تکیه گاه تیر روی کمان
hunting bow
U
کمان بلند و سنگین برای شکار
subtense
U
خطی که روبروی کمان یاگوشهای واقع شود
target archery
U
مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
rainbows
U
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
timber hitch
U
گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
rainbow
U
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
lipping
U
قطعه چوبی که در ترک یاشکاف کمان گذاشته شده
lipping
U
قطعه چوبی که در لای شکاف کمان تعبیه شده
backed bow
U
کمان نوار پیچی شده برای ازدیاد مقاومت
loose
U
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
loosest
U
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
looser
U
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
kissing button
U
برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
windage
U
تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
backing
U
کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
clout shooting
U
تیراندازی به هدف بزرگ ازمسافت 021 تا 081 متری باتیر و کمان
sight window
U
بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
keeper
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
target captain
U
عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
sconce
U
پوشش
camouflages
U
پوشش
encrustment
U
پوشش
encrustations
U
پوشش
cladding
U
پوشش
shroud
U
پوشش
coverture
U
پوشش
perianth
U
پوشش گل
crustification
U
پوشش
revetment
U
پوشش
shrouded
U
پوشش
head gear
U
پوشش سر
integument
U
پوشش
hypethral
U
بی پوشش
cowling
U
پوشش
jacket
U
پوشش
tunc
U
پوشش
involucre
U
پوشش
camouflaging
U
پوشش
encrustation
U
پوشش
camouflaged
U
پوشش
camouflage
U
پوشش
envelopment
U
پوشش
involucrum
U
پوشش
cover
U
پوشش
roofing
U
پوشش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com