English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scutch U پنبه زنی کردن پهن کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
willy U ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
uncork U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorking U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorks U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
gin U پنبه را پاک کردن
gins U پنبه را پاک کردن
swab U پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swabs U پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
steeve U خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
swob U چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
waxing cork U چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
Other Matches
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
asbestos U پنبه نسوز پنبه کوهی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
cotton yarn U نخ پنبه
cotton U پنبه
cottons U پنبه
carder U پنبه زن
collodion U پنبه
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cork U چوب پنبه
cards U پنبه زنی
float U چوب پنبه
pyrocellulose U پنبه باروتی
cotton seed U پنبه دانه
pyrocotton U پنبه باروتی
floated U چوب پنبه
abiston U پنبه نسوز
bullies U پهلوان پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
bobber U چوب پنبه
floats U چوب پنبه
bully U پهلوان پنبه
bullying U پهلوان پنبه
asbeston U پنبه نسوز
bullied U پهلوان پنبه
corks U چوب پنبه
cash crops U پنبه وتنباکو
cotton wool U لایی پنبه
absorbent cotton U پنبه هیدروفیل
cotton seed U تخم پنبه
lint U ضایعات پنبه
miuntain flax U پنبه کوهی
abiston U پنبه کوهی
cotton wool U پنبه لایی
phellem U چوب پنبه
asbestus U پنبه نسوز
card U پنبه زنی
rock cork U پنبه کوهی
earth flax U پنبه کوهی
asbestus U سنگ پنبه
asbestus U پنبه کوهی
miuntain flax U سنگ پنبه
pod U قوزه پنبه
paper tiger U پهلوان پنبه
cotton plant U درخت پنبه
cotton plant U بوته پنبه
pods U قوزه پنبه
nitro cotton U باروت پنبه
stopper U چوب پنبه
asbestos U پنبه نسوز
stoppers U چوب پنبه
guncotton U باروت پنبه
Egyptian cotton U پنبه مصری
cottonseed U تخم پنبه
cottonseed U پنبه دانه
To cut ones head with cotton . <proverb> U با پنبه سر بریدن .
bravado U پهلوان پنبه
cotton plantation U پنبه کاری
paper tigers U پهلوان پنبه
floss U پنبه ابریشمی
feeding cloth U پنبه رسان
cotton waste U ضایعات پنبه
oxide zine U پنبه روی
floers of zinc U پنبه روی
asbestos U پنبه کوهی
cotton plantation U پنبه زار
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
stoppers U باچوب پنبه بستن
bung U چوب پنبه بشکه
bunged U چوب پنبه بشکه
stopper U باچوب پنبه بستن
bungs U چوب پنبه بشکه
bunging U چوب پنبه بشکه
tampons U پنبه یا کهنه قاعدگی
tampon U پنبه یا کهنه قاعدگی
kapok U چوب پنبه سبک
batting U پنبه حلاجی شده
corked U چوب پنبه دار
cottonseed oil U روغن پنبه دانه
cotton-mills U کارخانه ریسندگی پنبه ای
cotton-waste U آشغال و ضایعات پنبه
cotton gin U ماشین پنبه پاک کن
maco U پنبه درجه یک مصری
asbestine U مانند پنبه نسوز
mallow U پنیرک پنبه ایرانی
asbestos cement U سیمان پنبه کوهی
asbestos cement U سیمان پنبه نسوز
basic crops U پنبه تنباکو و برنج
loggerhead U نوعی افت پنبه
cotton cake U کنجاره پنبه دانه
cork oak U درخت چوب پنبه کش
comber U ماشین پنبه زنی
pourpoint U لحاف پنبه دار
ginning U پنبه پاک کنی
cork borer U چوب پنبه سوراخ کن
mountain cork U یکجور پنبه کوهی
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
preach U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
preaches U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
angola yarn U نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
gin U ماشین پنبه پاک کنی
gins U ماشین پنبه پاک کنی
cotton grade U درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
quilting U پنبه دار پارچه لحافی
phellogen U لایه چوب پنبه ساز
asbestos mica U عایق پنبه نسوز و میکا
subereous U از چوب پنبه گرفته شده
seed wool U پنبه خام یاپاک نکرده
peasecod U جلونیم تنه پنبه دار
bundle U بقچه کلاف پشم یا پنبه
the cork went off with apop U چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
cellulose U الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
absorption U میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
mildew U کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
vegetable fiber U الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
To pay no heed . To be inattentive . U پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
pyroxilin U یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
he undid what i had done U انچه من رشته بودم او پنبه کرد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com