English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tax haven U پناهگاه مالیاتی
tax havens U پناهگاه مالیاتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tax deduction U تخفیف مالیاتی مخارجی که معافیت مالیاتی دارند
case mate U پناهگاه توپ پناهگاه بمب جای نصب توپ در ناو
tax limit U حد مالیاتی
fiscal U مالیاتی
tax concession U بخشودگی مالیاتی
tax credit U اعتبار مالیاتی
taxpayer U مودی مالیاتی
tax efficiency U کارائی مالیاتی
tax equation U معادله مالیاتی
tax equity U عدالت مالیاتی
tax exclusion U استثنای مالیاتی
tax exemption U معافیت مالیاتی
tax collector U تحصیلدار مالیاتی
tax capacity U فرفیت مالیاتی
taxpayers U مودی مالیاتی
tax burden U بار مالیاتی
arrears of taxes U بقایای مالیاتی
capitation U سرشماری مالیاتی
fiscal policy U سیاست مالیاتی
burden of taxation U بار مالیاتی
ratability U مشمولیت مالیاتی
surtax U جریمه مالیاتی
revenuer U مامور مالیاتی
tax base U مبنای مالیاتی
tax remission U معافیت مالیاتی
tax expenditures U مخارج مالیاتی
tax friction U اصطکاک مالیاتی
tax havens U ماوای مالیاتی
tax haven U بهشت مالیاتی
tax haven U ماوای مالیاتی
tax revenue U درامد مالیاتی
tax proceeds U عواید مالیاتی
tax policy U سیاست مالیاتی
tax incentive U انگیزه مالیاتی
tax instrument U ابزار مالیاتی
tax havens U بهشت مالیاتی
tax law U قانون مالیاتی
tax system U نظام مالیاتی
tax payer U مودی مالیاتی
effective tax rate U نرخ موثر مالیاتی
net tax revenue U خالص درامد مالیاتی
non tax revenue U درامد غیر مالیاتی
effective tax system U نظام موثر مالیاتی
tax rolls U جزو جمع مالیاتی
regressive tax system U نظام مالیاتی نزولی
census U احصائیه ممیزی مالیاتی
tax loopholes U روزنههای فرار مالیاتی
tax reforms U اصلاح امور مالیاتی
censuses U احصائیه ممیزی مالیاتی
regressive tax system U نظام مالیاتی کاهنده
harbours U پناهگاه
harbouring U پناهگاه
haven ofrest U پناهگاه
harbored U پناهگاه
howff U پناهگاه
howf U پناهگاه
harborage U پناهگاه
harbor U پناهگاه
sanctury U پناهگاه
harboured U پناهگاه
haven U پناهگاه
sheltering U پناهگاه
resorts U پناهگاه
refuge U پناهگاه
refuges U پناهگاه
sheltered U پناهگاه
shelter U پناهگاه
ambushing U پناهگاه
ambushes U پناهگاه
ambushed U پناهگاه
asylum U پناهگاه
asylums U پناهگاه
ambush U پناهگاه
resort U پناهگاه
resorted U پناهگاه
covert U پناهگاه
harbour U پناهگاه
shelters U پناهگاه
harbors U پناهگاه
harboring U پناهگاه
a comparison of the tax systems in Italy and Spain U مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
tax avoidance U اجتناب از پرداخت مالیات کاهش بدهی مالیاتی
emergency shelter U پناهگاه اضطراری
sanctuaries U پناهگاه تحصین
sanctuary U پناهگاه تحصین
stronghold U سنگر پناهگاه
strongholds U سنگر پناهگاه
burrows U نقب پناهگاه
lean-tos U پناهگاه موقت
dugouts U پناهگاه موقتی
burrowing U نقب پناهگاه
burrowed U نقب پناهگاه
burrow U نقب پناهگاه
lean-to U پناهگاه موقت
awning U پناه پناهگاه
awnings U پناه پناهگاه
hovel U پناهگاه خیمه
dugout U پناهگاه موقتی
elephant shelter U پناهگاه فلزی
dug out U پناهگاه زیرزمینی
elephant shelter U پناهگاه ضدگلوله
casemate U پناهگاه توپ
funk hole U پناهگاه موقتی
light shelter U پناهگاه سبک
case mate U پناهگاه توپ
pup tent U چادر پناهگاه
hovels U پناهگاه خیمه
alee U پناهگاه کشتی
letter-box company U شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
gone away U رانده شده از پناهگاه
sheltered U پناهگاه پناه بردن
snowshed U پناهگاه روستایی در برابربرف
action station U پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
holds U نگهداشتن پناهگاه گرفتن
shelter U پناهگاه پناه بردن
hold U نگهداشتن پناهگاه گرفتن
air raid shelter U پناهگاه حمله هوائی
sheltering U پناهگاه پناه بردن
shelters U پناهگاه پناه بردن
bursting layer U لایههای سقفی پناهگاه
regressive tax U مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
cover U بوته زار پناهگاه شکار
coverings U بوته زار پناهگاه شکار
covers U بوته زار پناهگاه شکار
dugout U پناهگاه کنار زمین بازیگران
dugouts U پناهگاه کنار زمین بازیگران
institutionalization U نهادی شدن به پناهگاه سپردن
cuddy U پناهگاه کوچک مسقف در قایق
withholding taxes U مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
withholding tax U مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
coves U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
on berth U ناوی که داخل پناهگاه یا بندرلنگرانداخته است
erfuge U پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
cove U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
bomb proof U پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
revenue cutter U کشتی مسلح دولتی که برای جلوگیری ازقاچاق واجرای قوانین مالیاتی بکار رود
wind shadow U منطقه اب نسبتا راکد در سمت پناهگاه قایق از باد
view halloo U فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
subsidy U حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
tallyho U فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
murage U مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
revenue tax U مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
transitory shelter U پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
stamp duty U تمبر عوارض تمبر مالیاتی
exemption U معافیت مالیاتی معافیت گمرکی
stamp tax U تمبر عوارض تمبر مالیاتی
dispersal lays U محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com