Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high line
U
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
barnstorm
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift
U
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs
U
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
battle line
U
خط جبهه ناوها
distance line
U
طناب نگهدارنده ناوها
wooden walls
U
ناوها یا کشتیهای جنگی
launching area
U
منطقه به اب زدن ناوها
maneuvering board
U
تابلوی حرکات ناوها
mine tracks
U
ریلهای مین گذاری ناوها
maneuvering board
U
تابلوی نمایش مانور ناوها
service line
U
ستون ناوها لجستیکی دریایی
peeking
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
U
اختلاف مکان تغییر مکان
disposition
U
تنظیم محل ناوها ارایش گرفتن
moves
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
stringed
U
طنابی
restiform
U
طنابی
rope ladder
U
نردبان طنابی
manrope
U
دستگیر طنابی
cringle
U
حلقه طنابی
rope ladders
U
نردبان طنابی
ropy
U
طنابی شکل
marline tie
U
گره طنابی
ratlin
U
پله طنابی
jacob's ladder
U
پله طنابی
shipyard
U
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards
U
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
ratline
U
نردبان طنابی کشتی
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
the strain on a rope
U
فشاریاکششی که بر طنابی وارد اید
tightrope
U
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
tightropes
U
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
buntline
U
طنابی که بپای بادبان بسته میشود
hawser bend
U
گره طنابی که دوسرطناب رابهم فروکند
headfast
U
طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
paracelling
U
کرباس قیراندود که مانند نوار به طنابی بپیچند
buddy line
U
طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
rue raddy
U
تسمه یا طنابی که از روی شانه گذرانیده چیزی را با ان می کشند
watch guard
U
زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
dragrope
U
طنابی که بوسیله ان چیزی رامیکشند یا اینکه روی زمین کشیده میشود
to freshen rope
U
جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
gantline
U
رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
availability factor
U
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
migration
U
نقل مکان نقل مکان کردن
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
ply yarn
U
نخ چندلا
[در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
space
U
مکان
spots
U
مکان
purlieus
U
مکان جا
spot
U
مکان
location
U
مکان
site
U
مکان
illocal
U
بی مکان
locus
U
مکان
sites
U
مکان
sited
U
مکان
spaces
U
مکان
places
U
مکان
places
U
جا مکان
place
U
مکان
stabilisers
U
مکان
locations
U
مکان
there
U
ان مکان
placing
U
جا مکان
place
U
جا مکان
part
U
مکان
stead
U
مکان
placing
U
مکان
stabilizer
U
مکان
locus
U
مکان هندسی
facility
U
مکان ساختمان
response position
U
مکان جواب
loci
U
مکان هندسی
nowheres
U
در هیچ مکان
change of place
U
تغییر مکان
memory location
U
مکان حافظه
displaciment
U
تغییر مکان
displaciment
U
تفاوت مکان
left shift
U
تغییر مکان به چپ
locative
U
دال بر مکان
otherwhere
U
در مکان دیگر
adverb of place
U
فرف مکان
place learning
U
مکان اموزی
public place
U
مکان عمومی
displeacement of water
U
تغییر مکان اب
topography
U
مکان نگاری
place of honor
U
مکان پر افتخار
location counter
U
مکان شمار
shifted
U
تغییر مکان
shifts
U
تغییر مکان
place
U
مکان موقع
places
U
مکان موقع
placing
U
مکان موقع
unit position
U
مکان واحد
shift
U
تغییر مکان
moves
U
نقل مکان
clearing
U
مکان مسطح
clearings
U
مکان مسطح
location
U
مکان یابی
locations
U
مکان یابی
move
U
نقل مکان
moved
U
نقل مکان
ubiety
U
کیفیت مکان
topographer
U
مکان نگار
locality
U
موضع مکان
cursors
U
مکان نما
storage location
U
مکان انباره
print position
U
مکان چاپ
sign position
U
مکان علامت
topologist
U
مکان شناس
cursor
U
مکان نما
localities
U
موضع مکان
storage location
U
مکان ذخیره
nowhere
U
در هیچ مکان
screen position
U
مکان صفحه
topology
U
مکان شناسی
displacement
U
تغییر مکان
logic shift
U
تغییر مکان منطقی
locus of centres
U
مکان هندسی مرکزها
locate mode
U
باب مکان یابی
red shift
U
تغییر مکان سرخ
sides way
U
تغییر مکان جانبی
shift register
U
ثبات تغییر مکان
ring shift
U
تغییر مکان حلقهای
shift out
U
تغییر مکان به بیرون
horizontal stabilizer
U
مکان افقی ثابت
location of industry
U
تعیین مکان صنعت
location theory
U
نظریه تعیین مکان
position vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
piston displacement
U
تغییر مکان پیستون
protected location
U
مکان حفافت شده
whereabout
U
حدود تقریبی مکان
toponymic
U
وابسته به مکان نامی
mental topography
U
مکان نگاری ذهن
radius vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
position
U
بردار مکان
[ریاضی]
permanent change of station
U
تغییر مکان دایمی
logical shift
U
تغییر مکان منطقی
location vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
topological psychology
U
روانشناسی مکان نگر
transmigrator
U
نقل مکان کننده
shifted
U
تغییر مکان انتقال
crusor arrows
U
پیکانهای مکان نما
components of displacement
U
مولفههای تغییر مکان
flit
U
نقل مکان کردن
flits
U
نقل مکان کردن
circular shift
U
تغییر مکان حلقوی
circular shift
U
تغییر مکان دایرهای
flitted
U
نقل مکان کردن
flitting
U
نقل مکان کردن
displacement
U
جابجاشدگی تغییر مکان
arithmetic shift
U
تغییر مکان حسابی
universe
U
کون و مکان دهر
locus
U
مکان هندسی مرکزها
topography
U
مکان نگاری مساحی
shifts
U
تغییر مکان انتقال
shift
U
تغییر مکان انتقال
current location counter
U
شمارنده مکان فعلی
cursor control
U
کنترل مکان نما
fleche
U
نقل مکان شمشیرباز
rudders
U
مکان عمودی متحرک
drilling position
U
مکان مته کاری
end around shift
U
تغییر مکان دورگشتی
doppler shift
U
تغییر مکان دوپلری
mobility
U
قابلیت نقل مکان
die shift
U
تغییر مکان حدیده
cyclic shift
U
تغییر مکان چرخهای
elevator
U
مکان افقی متحرک
elevators
U
مکان افقی متحرک
rudder
U
مکان عمودی متحرک
tablets
U
مکان نما روی صفحه
tablet
U
مکان نما روی صفحه
support movement
U
تغییر مکان تکیه گاه
topology
U
مکان شناسی وضعیت جغرافیایی
on the move
<idiom>
U
حرکت از مکانی به مکان دیگر
localities
U
محل مخصوص مکان جغرافیایی
statip shift register
U
ثبات تغییر مکان ایستا
right shift
U
تغییر مکان به سمت راست
removal
U
برطرف سازی نقل مکان
forth
U
دور از مکان اصلی جلو
cursor control keys
U
کلیدهای کنترل مکان نما
colocate
U
دریک مکان قرار دادن
move
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moves
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
cursor movement keys
U
کلیدهای حرکت مکان نما
output per unit of displacement
U
توان در واحد تغییر مکان
dp
U
بی مکان ومنزل تبعید شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com