English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
flumed bridge U پل تنگ کننده معبر اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
passage U معبر
approached U معبر
pathway U معبر
way U معبر
galleries U معبر
road U معبر
ferrying U معبر
approaches U معبر
ferry U معبر
pads U معبر
approach U معبر
trenches U معبر
passages U معبر
gallery U معبر
trench U معبر
conduit U معبر
debouchure U معبر
conduits U معبر
roads U معبر
dream reader U معبر
thoroughfare U معبر
thoroughfares U معبر
passed U معبر
passes U معبر
ferried U معبر
pass U معبر
ferries U معبر
pad U معبر
pathways U معبر
passed U معبر جنگی
manhole U معبر گرد
manholes U معبر گرد
cuts U شکاف معبر
crossover U دو رگه معبر
cut U شکاف معبر
passes U معبر جنگی
windway U معبر باد
vas U لوله معبر
meatus U روزنه معبر
traverse U معبر پیمودن
traversed U معبر پیمودن
traverses U معبر پیمودن
dummy pass U معبر کور
pipeline trench U معبر خط لوله
beach exit U معبر ساحلی
drainage trench U معبر فاضلاب
trunk circuit U معبر مشترک
pass U معبر جنگی
traversing U معبر پیمودن
an interpreter of dreams U تعبیر گو معبر
approach U نزدیک امدن معبر
approaches U نزدیک امدن معبر
approached U نزدیک امدن معبر
deflection component of trail U شاخه سمتی معبر حرکت
defiles U دفیله رفتن معبر باریک راه
defiled U دفیله رفتن معبر باریک راه
defile U دفیله رفتن معبر باریک راه
lane marker U راهنمای معبر داخل میدان مین
lie by U تورفتگی دیوار یا دوراهی معبر تنگ
defiling U دفیله رفتن معبر باریک راه
wind tunnels U معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
wind tunnel U معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit U عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer U تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper U کج کننده واژگون کننده
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers U تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms U نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer U تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic U سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker U وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant U مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket U ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff U ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater U تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper U شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers U شوت کننده با پرش پرش کننده
out side U دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
deletive U حک کننده
mumbler U من من کننده
deflective U کج کننده
commulator U یک سو کننده
fizzy U کف کننده
fluxing oil U اب کننده
squasher U له کننده
ear-splitting U کر کننده
benders U خم کننده
bender U خم کننده
filler U پر کننده
syncopator U غش کننده
fillers U پر کننده
spurner U رد کننده
catterer U پچ پچ کننده
solver U حل کننده
prattfall U پچ پچ کننده
mitigatory U کم کننده
crepitant U خش خش کننده
hoppers U لی لی کننده
hopper U لی لی کننده
bidders U کننده
mauler U له کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com