English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fire escape U پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escapes U پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Emergeny exit . U پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
tailcoat U کت دامن گرد مخصوص مواقع رسمی
sou'wester U کلاه مخصوص مواقع توفانی دریا
silk hat U کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
lam U فرار کردن گریختن فرار
lamming U فرار کردن گریختن فرار
lams U فرار کردن گریختن فرار
On such ( these ) occasions . U دراینگونه مواقع
sometimes U بعضی مواقع
We would like to take this opportunity to … U مواقع را مغتنم شمرده ...
stochastic U دارای تغییردر مواقع مختلف
fire escapes U خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
fire escape U خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
ahoy U ندا و خبر برای مواقع سلام لفظ
index number U مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
fired U حریق
fires U حریق
fire U حریق
occasional U وابسته به فرصت یا موقعیت مربوط به بعضی از مواقع یاگاه و بیگاه
incendiarism U تولید حریق
conflagration U حریق مدهش
conflagrations U حریق مدهش
fire control U اطفاء حریق
fire insurance U بیمه حریق
deserting U کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts U کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert U کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
ejection seat U صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
dichogamic U دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
arson U ایجاد حریق عمدی
fire drills U تمرین اطفاء حریق
fire and rescue U نجات و اطفای حریق
fire detection system U سیستم اشکارساز حریق
fire extinguishing system U سیستم اطفاء حریق
pyromania U جنون ایجاد حریق
fire party U تیم اطفای حریق
fire drill U تمرین اطفاء حریق
fire and rescue U عملیات نجات و اطفای حریق
arson U تولید حریق عمدی در مال غیر
vault storage U محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
arsonist U کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
fire sale U فروش مال التجاره حریق زده
one-upmanship U سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
one upmanship U سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
bill U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
discharge indicator disc U دیسک رنگی معمولا زرد یاقرمز برای نشان دادن تخلیه سیستم اطفاء حریق
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
evasive U فرار
scape U فرار
escaping U فرار
escapement U فرار
breakaway U فرار
volatile U فرار
to take flight U فرار
leg bail U فرار
escaped U فرار
subtile U فرار
drives U فرار گل زن
escapes U فرار
transgressor U فرار و
escape U فرار
loup U فرار
drive U فرار گل زن
mercurial U فرار
bridge escape U فرار از پل
defection U فرار
capital flight U فرار سرمایه
escape U فرار کردن
I made good my escape . U موفق به فرار شد
scarpering U فرار کردن
fugitiveness U تمایل به فرار
fugitively U بطور فرار
desertion U فرار بیوفایی
flight of capital U فرار سرمایه
fugitive U ناپایدار فرار
get away U فرار برو
scarpered U فرار کردن
guys U فرار گریز
flyaway U فرار فراری
to run away U فرار کردن
escape U فرار از خاک
scarper U فرار کردن
trailing edge U لبه فرار
skip of the mat U فرار از تشک
centrifugal U فرار از مرکز
hot money U پول فرار
fugitives U ناپایدار فرار
skedaddle U فرار کردن
volatility product U محصول فرار
volatility product U فراورده فرار
volatile storage U حافظه فرار
volatile storage U انباره فرار
brain drain U فرار مغزها
volatile memory U حافظه فرار
volatile file U پرونده فرار
volatile file U فایل فرار
volatile compound U ترکیب فرار
bolt-hole U راه فرار
to run off U فرار کردن
abscond U فرار کردن
to run away U فرار کردن
to elope U فرار کردن
escape trunk U دهلیز فرار
escape velocity U سرعت فرار
desertion U فرار از خدمت
escapologists U اهل فرار
escapologist U اهل فرار
bolt-holes U راه فرار
escaping U فرار از خاک
escapism U فلسفه فرار
postern U راه فرار
nonvolatile U غیر فرار
scape of molecules U فرار ملکول ها
luft U خانه فرار
loup U فرار کردن
escape mechanism U وسیله فرار
escapes U گریز فرار
escapes U فرار از خاک
scape U وسیله فرار
absconds U فرار کردن
escaping U فرار کردن
scudding U فرار از باد
scape U فرار کردن
escaping U گریز فرار
absconded U فرار کردن
absconding U فرار کردن
escape hatch U دریچه فرار
flee U فرار کردن
guy U فرار گریز
getaways U گریز فرار
escaped U فرار کردن
tax evasion U فرار از مالیات
scarpers U فرار کردن
jailbreaks U فرار از زندان
jailbreak U فرار از زندان
escape U گریز فرار
get away <idiom> U فرار کردن
fleeing U فرار کردن
escaped U فرار از خاک
getaway U گریز فرار
escapes U فرار کردن
escapable U فرار کردنی
fled U فرار کرده
escaped U گریز فرار
flees U فرار کردن
flight square U خانه فرار شطرنج
elopes U گریختن فرار کردن
elopes U فرار کردن با معشوق
elope U فرار کردن با معشوق
tax loopholes U روزنههای فرار مالیاتی
blockage U راه فرار را بستن
blockages U راه فرار را بستن
eloping U فرار کردن با معشوق
eloping U گریختن فرار کردن
elope U گریختن فرار کردن
eloped U فرار کردن با معشوق
nonvolatile storage U حافظه غیر فرار
eloped U گریختن فرار کردن
bleed U فرار کردن یک سیال
bleeds U فرار کردن یک سیال
skulks U از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking U از زیرمسئولیت فرار کردن
skulk U از زیرمسئولیت فرار کردن
give out <idiom> U اجازه فرار دادن
give someone the slip <idiom> U از کسی فرار کردن
turn tail <idiom> U فرار از خطر یا مشکل
skulked U از زیرمسئولیت فرار کردن
breach of prison U جرم فرار از زندان
They escaped under cover of darkness. U درتاریکی شب فرار کردند
To beak jail . U از زندان فرار کردن
tax evasion U فرار از پرداخت مالیات
He ran away from scool . U از مدرسه فرار کرد
shoo U باکیش فرار دادن
fly U گریختن از فرار کردن از
shoos U باکیش فرار دادن
shooing U باکیش فرار دادن
shooed U باکیش فرار دادن
volatile oils U روغنهای فرار یا بخارشدنی
kicking U فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicks U فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
skirl U بسرعت باد فرار کردن
kicked U فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
preconcert U قبلا فرار ومدار گذاردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com