Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
platinum
U
پلاتین
breaker contact
U
پلاتین
breaker point
U
پلاتین
platinium
U
پلاتین
circular blank
U
پلاتین
tin plate bar
U
پلاتین
contact piece
U
پلاتین
ignition points
U
پلاتین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
accelerator winding
U
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
interrupter contact
U
کنتاکت پلاتین
interrupter spring
U
فنر پلاتین
interrupter gap
U
دهانه پلاتین
platiforming
U
تبدیل با پلاتین
interrupter lever
U
اهرم پلاتین
platinous
U
محتوی پلاتین
platinic
U
وابسته به پلاتین
platiniferous
U
پلاتین دار
interrupter cam
U
بادامک پلاتین
platinum black
U
پلاتین سیاه
interrupter arm
U
اهرم پلاتین
ignition points
U
پلاتین دلکو
ignition vibrator
U
پلاتین دلکو
ignition interrupter
U
پلاتین دلکو
ignition breaker
U
پلاتین دلکو
points
U
قطبهای پلاتین
points
U
پلاتین دلکو
platinoid
U
شبیه پلاتین
platinum iridium alloy
U
الیاژ پلاتین- ایریدیم
platinum
U
پلاتین یا طلای سفید
platinize
U
پلاتین روی چیزی کشیدن
platinotype
U
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
platinum black
U
گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
platinum metal
U
ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
anticathode
U
قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
white gold
U
الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
platina
U
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com