English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
private saving U پس انداز خصوصی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
private automatic branch exchange U رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
average propensity to save U میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions U موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board U طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
unintended saving U پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mortar report U گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
mid wicket U توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
subrosa U خصوصی
privates U خصوصی
private line U خط خصوصی
jackes U خصوصی
personal U خصوصی
necessary house U خصوصی
private U خصوصی
informal U خصوصی
off the record <idiom> U خصوصی
private eye U کارآگاه خصوصی
pillow talk U حرفهای خصوصی
private schools U اموزشگاه خصوصی
private eyes U کارآگاه خصوصی
relator U شاکی خصوصی
privatised U خصوصی کردن
private investigator U کاراگاه خصوصی
quasi private U نیمه خصوصی
quasi private U شبه خصوصی
proprietary company U شرکت خصوصی
privatises U خصوصی کردن
private school U اموزشگاه خصوصی
private enterprise U عمل خصوصی
private detective U کاراگاه خصوصی
semiprivate U نیمه خصوصی
private enterprise U شرکت خصوصی
privately leased line U خط اجارهای خصوصی
special relativity U نسبیت خصوصی
private detectives U کاراگاه خصوصی
Citizens' Band U باند خصوصی
privately U بطور خصوصی
relator U مدعی خصوصی
party lines U خط خصوصی تلفن
private borrowing U استقراض خصوصی
closeting U گنجه خصوصی
closets U گنجه خصوصی
private institutions U موسسات خصوصی
private enterprises U موسسات خصوصی
private employees U کارکنان خصوصی
private deed U سند خصوصی
praivate ownership U مالکیت خصوصی
private debt U بدهی خصوصی
private cost U هزینه خصوصی
private corporation U شرکت خصوصی
private consumption U مصرف خصوصی
closeted U گنجه خصوصی
closet U گنجه خصوصی
private finance U مالیه خصوصی
party line U خط خصوصی تلفن
private benefits U منافع خصوصی
private treaty U معامله خصوصی
private talk U صحبت خصوصی
private ownership U مالکیت خصوصی
personal U منقول خصوصی
tutor U معلم خصوصی
tutored U معلم خصوصی
tutors U معلم خصوصی
private property U دارائیهای خصوصی
private property U مالکیت خصوصی
private law U حقوق خصوصی
private company U شرکت خصوصی
privatising U خصوصی کردن
private tutoring [American E] U تدریس خصوصی
paticular U خصوصی بابت
apsidiole U نیایشگاه خصوصی
camarin U نیایشگاه خصوصی
caskets U نامه خصوصی
casket U نامه خصوصی
passkey U کلید خصوصی
backstage U محرمانه خصوصی
off the record U محرمانه و خصوصی
private lessons U تدریس خصوصی
extra tuition U تدریس خصوصی
private tuition U تدریس خصوصی
in petto U بطور خصوصی
off-the-record U محرمانه و خصوصی
privates U اختصاصی خصوصی
private U اختصاصی خصوصی
private agreement U قرارداد خصوصی
subjective U فاعلی خصوصی
privy U خصوصی محرمانه
private sector U بخش خصوصی
privatizing U خصوصی کردن
privatizes U خصوصی کردن
privatized U خصوصی کردن
privatize U خصوصی کردن
very own <adj.> U خصوصی [شخصی]
privatization U خصوصی کردن
tutors U درس خصوصی دادن به
tutored U درس خصوصی دادن به
private rate of discount U نرخ تنزیل خصوصی
private rate of return U نرخ بازده خصوصی
backsides U عقب هر چیزی خصوصی
tutor U درس خصوصی دادن به
to give private lessons U درس خصوصی دادن
principle of exclusion U در مورد کالاهای خصوصی
backside U عقب هر چیزی خصوصی
to be privately insured U بیمه خصوصی داشتن
to have private insurance [cover] U بیمه خصوصی داشتن
behind the stage <adj.> <adv.> U خصوصی [اصطلاح مجازی]
private broadcasting U پخش برنامه خصوصی
private branch exchange U مبادله انشعاب خصوصی
curtain lecture U صحبتهای خصوصی زن وشوهر
pbx U تبادل انشعاب خصوصی
personal staff U ستاد خصوصی فرمانده
private enterprise U اقتصاد بخش خصوصی
tutorials U درس خصوصی دادن به
tutorial U درس خصوصی دادن به
jurists U متخصص حقوق خصوصی
sitting in camera U جلسه خصوصی دادگاه
jurist U متخصص حقوق خصوصی
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
To have selfish motives . to have an axe to grind. U غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
private international law U حقوق بین الملل خصوصی
with average U شامل خسارات خصوصی وجزئی
objectives U علمی و بدون نظر خصوصی
privy purse U اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
objective U علمی و بدون نظر خصوصی
marginal net private product U محصول خصوصی نهائی خالص
palor U اطاق برای گفتگو خصوصی
private enterprise U اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
to keep one's feet on the ground <idiom> U علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
offstage U خارج از صحنه نمایش درزندگی خصوصی
committees U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committee U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
to tutor somebody in English U به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
behind the scenes U در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
table talk U صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
privilege cab U درشگه کرایهای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
qui tam action U دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
pabx U Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
personals U بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
toll traverse U وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
aggregate saving U پس انداز کل
deposits U پس انداز
deposit U پس انداز
savings U پس انداز
saver U پس انداز کن
saving U پس انداز
ex post saving U پس انداز
thrift U پس انداز
forehanded U پس انداز کن
irrigator U اب انداز
ex ante saving U پس انداز
introducing U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduced U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduce U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
ante-chapel U [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
provident bank U صندوق پس انداز
line starter U راه انداز خط
jaculator U نیزه انداز
penny bank U صندوق پس انداز
jack ketch U طناب انداز
trustee savings bank U صندوق پس انداز
intriguer U پشت هم انداز
intriguant U پشت هم انداز
savings bank U صندوق پس انداز
missile launcher U موشک انداز
missile man U موشک انداز
negative saving U پس انداز منفی
national saving U پس انداز ملی
mobilization of savings U تجهیز پس انداز
mobilization of savings U بسیج پس انداز
intrigant U پشت هم انداز
initiator terminator U راه انداز
firer U سوخت انداز
feller U درخت انداز
ejector U بیرون انداز
ecbolic U جنین انداز
view U چشم انداز
fire teazer U اتش انداز
fire teazer U سوخت انداز
howitzer U خمپاره انداز
hand rail U دست انداز
outlook U چشم انداز
grenadier U نارنجک انداز
footcloth U پای انداز
foot cloth U پای انداز
fluter U چین انداز
dissaving U پس انداز منفی
net saving U پس انداز خالص
postponer U تاخیر انداز
saving function U تابع پس انداز
saving motive U انگیزه پس انداز
saving ratio U نسبت پس انداز
savings account U حساب پس انداز
savings bank U صندوق پس انداز
spearman U نیزه انداز
springer U کمند انداز
stoker U سوخت انداز
saving equation U معادله پس انداز
saving bank U بانک پس انداز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com