English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
step son U پسرزن یا شوهر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
brother in low U برادر شوهر شوهر خواهر باجناغ
uncles U شوهر عمه شوهر خاله
brorher in law U برادر شوهر شوهر خواهر
uncle U شوهر عمه شوهر خاله
coupled U زن و شوهر
hubbies U شوهر
trigamist U زن سه شوهر
bachelors U زن بی شوهر
mans U شوهر
hub or hub by U شوهر
feme sole U زن بی شوهر
discovert U بی شوهر
bachelor U زن بی شوهر
couple U زن و شوهر
couples U زن و شوهر
hubby U شوهر
wedded U زن و شوهر
pair U زن و شوهر
man U شوهر
husbands U شوهر
husband U شوهر
spouse U زن یا شوهر
spouses U زن یا شوهر
polygamist U شوهر چند زن
matron U زن شوهر دار
monandrous U دارای یک شوهر
father in law U پدر شوهر
polyandrist U زن چند شوهر
mother in low U مادر شوهر
monandry U اعتیاد به یک شوهر
monandry U زندگی با یک شوهر
marriageable U تنه شوهر
give in marriage U شوهر دادن
matrons U زن شوهر دار
stepfathers U شوهر مادر
wed U زن یا شوهر دادن
bigamous U دارای دو زن یا دو شوهر
brother-in-law U شوهر خواهر
married U شوهر دار
monogamous U دارای یک زن یا یک شوهر
fathers-in-law U پدر شوهر
father-in-law U پدر شوهر
brothers-in-law U شوهر خواهر
mother-in-law U مادر شوهر
mothers-in-law U مادر شوهر
cuckold U شوهر زن زانیه
cuckolded U شوهر زن زانیه
cuckolding U شوهر زن زانیه
espoused U شوهر دادن
espousing U شوهر دادن
stepfather U شوهر مادر
espouse U شوهر دادن
marry U شوهر دادن
marries U شوهر دادن
cuckolds U شوهر زن زانیه
brother in law U شوهر خواهر
espouses U شوهر دادن
polygamous U چند شوهر ه چندگان
privacy between husband and wife U خلوت بین زن و شوهر
sister in law U خواهر شوهر زن برادر
nubility U تنه شوهر بودن
mother in law U مادر شوهر نامادری
admetus U شوهر السس تیس
her much older husband U شوهر بسیار مسن تر از او [زن]
he got off his daughters U دخترهایش را شوهر داد
judicial separaion U جدایی زن و شوهر از نظرحقوقی
jointure U دارایی مشترک زن و شوهر
pin money U پول جیبی شوهر به همسرش
to wear breeches U بر شوهر خود مسلط بودن
nephews U پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
her next was a merchant U شوهر بعدی وی بازرگان بود
step daughter U دختر اندر دخترزن یا شوهر
nephew U پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
polyandrous U چند شوهره وابسته بچند شوهر
to live like cat and dog U دائما با هم جنگ و دعوا داشتن [زن و شوهر]
polyandric U چند شوهره وابسته بچند شوهر
single a U زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
chaperon U زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
paraphernalia U دارایی شخصی زن که بعد ازمرگ شوهر علاوه بر جهیزیه و منضمات ان به وی می رسد
telegony U انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
wife's equity U عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange . زن و شوهر بگو مگوشان شد [بگو مگو کردند]
pin money U وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
restitution of conjugal rights U دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
tenant by curtesy U عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
quarantined U در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantining U در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine U در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantines U در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
digamy U دو زن گیری دو شوهر گیری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com