English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrical outlets U پریز های دیواری
electric sockets U پریز های دیواری
power outlets U پریز های دیواری
wall sockets U پریز های دیواری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wall socket پریز دیواری
electrical outlet U پریز دیواری
point [wall socket] [British] پریز دیواری
power outlet U پریز دیواری
socket [wall socket] پریز دیواری
Other Matches
outlets U پریز ها
plug box U پریز
wall sockets U پریز ها
receptacles U پریز ها
power outlets U پریز ها
plug connector U پریز
plug socket پریز
electrical outlets U پریز ها
electric sockets U پریز ها
outlets U پریز
receptacles U پریز
receptacle U پریز
socket پریز
outlet U پریز
sockets U پریز
wall U دیواری
parietal U دیواری
mural U دیواری
walls U دیواری
murals U دیواری
sockets U پریز برق
wafer socket [پریز صفحه ای]
plug in U به پریز زدن
socket coupler پریز اتصال
plug and socket دوشاخه و پریز
earth socket پریز زمین
external socket پریز بیرونی
plug connection U کنتاکت پریز
power socket پریز برق
socket box U جعبه پریز
socket پریز برق
phonograph connection U پریز مخصوص پیکاپ
network socket پریز شبکه [کامپیوتر]
flush receptacle U پریز توی کار
socket [wall socket] پریز روی دیوار
power outlet U پریز روی دیوار
timer socket [پریز زمان سنج]
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
wall socket پریز روی دیوار
electrical outlet U پریز روی دیوار
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
flush socket [پریز زیر کار]
covered forge U کوره دیواری
extra-mural U فرا دیواری
chimney U بخاری دیواری
fire grate U اجاق دیواری
wall tie U بست دیواری
fire place U بخاری دیواری
mural U نقش دیواری
wall paper U کاغذ دیواری
affiche U اعلان دیواری
grates U بخاری تو دیواری
hangings U کاغذ دیواری
grated U بخاری تو دیواری
grate U بخاری تو دیواری
mural U نقاشی دیواری
banks U کرانه دیواری
bank U کرانه دیواری
wallpaper U کاغذ دیواری
wallpapers U کاغذ دیواری
wall painting U نقاشی دیواری
wall mounting cabinet U قفسه دیواری
murals U نقش دیواری
outlet box U جعبه دیواری
chimneys U بخاری دیواری
paper hangings U کاغذ دیواری
transparency U اسلاید دیواری
transparencies U اسلاید دیواری
rung U پله ی دیواری
sconce mirror U ایینه دیواری
murals U نقاشی دیواری
fresco U نقاشی دیواری
wall mounted switch U کلید دیواری
fire side U بخاری دیواری
frescoes U نقاشی دیواری
intermural U میان دیواری
wall clock ساعت دیواری
side board U میز پا دیواری
wall hanging U تزئینات دیواری
socket [wall socket] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
receptacle U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets U پریز های روی دیوار
wall sockets U پریز های روی دیوار
electric sockets U پریز های روی دیوار
electrical outlets U پریز های روی دیوار
power point [British] U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlet U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
The socket is broken. پریز برق شکسته است.
point [wall socket] [British] پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
numeric coprossor socket [پریز کمک پردازنده عددی]
convenience outlet [American] U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical outlet U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
outlet U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
wallpaper adhesive U چسب کاغذ دیواری
to batter awall U کوبیدن یافروریختن دیواری
lean to roof U بام سینه دیواری
witch hazel U موچسب پیچک دیواری
pitch and toss U بازی بیخ دیواری
paper hanger U کاغذ دیواری چسبان
paper stainer U سازنده کاغذهای دیواری
fractable U [کتیبه دیواری سنتوری]
lean-to proof U بام سینه دیواری
tablature U نقاشی دیواری یا سقفی
inclosure U چهار دیواری حصار
gas bracket U لوله دیواری که دارای گازسوزباشد
wallpaper U با کاغذ دیواری تزئین کردن
wallpapers U با کاغذ دیواری تزئین کردن
countermure U دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
to panel a wall U دیواری را تخته کوبی کردن
The clock has stopped. U ساعت دیواری خوابیده است
paperhanger U کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
krantz U خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
dyke U دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
The clock is fast (gaining). U ساعت دیواری تند کار می کند
dykes U دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dikes U دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
frameworks U استخوان بندی قالب چهار دیواری
framework U استخوان بندی قالب چهار دیواری
to peck down a wall U دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
Does this clock keep good time? U این ساعت دیواری درست کار می کند ؟
hanging U [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
cuckoo clocks U ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clock U ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
parpen U سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
This is a self - winding clock . U این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
branch cutoff U دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
quadrangles U چهار گوش چهار دیواری
quadrangle U چهار گوش چهار دیواری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com