English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
leadingquestion U پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to beg the question U در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
calculators U ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
calculator U ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
answers U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
conversational mode U سیستم کامپیوتری که به ورودی کاربر به سرعت پاسخ میدهد
answer U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answering U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answered U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
spatial measurement U روش ای که به کامپیوتر امکان میدهد تا محل نشانه گر را در سه بعدی پیدا کند
reply [answer] U پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
timed U تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
times U تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
time U تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
audio U تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
responses U و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
response U و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
queried U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
querying U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
query U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
dial in modem U مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
queries U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
gopher U سیستمی که به کاربر امکان میدهد که اطلاعات و فایلهای ذخیره شده در اینترنت را با مجموعهای دستورات پیدا کند
quoting U خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
processor U ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد
interactive U حالت کامپیوتر که به کاربر امکان میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده ها را وارد کند و پاسخ را به سرعت دریافت کند
mode U حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes U حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
interactive U سیستم چند رسانهای که کاربر دستوری وارد میکند و برنامه پاسخ میدهد یا کاربر میتواند عملیات را کنترل کند و نیز نحوه کار برنامه را
speaking with prosecutor U در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
i asked him a question U پرسشی از او کردم
to beg the question U طفره رفتن از پرسشی
interrogatives U ادوات استفهام پرسشی
interrogative U ادوات استفهام پرسشی
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
detects U پیدا کردن
pin point U پیدا کردن
detect U پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
track U پیدا کردن
gains U پیدا کردن
to look up U پیدا کردن
to search out U پیدا کردن
detected U پیدا کردن
smell out U با بو پیدا کردن
detecting U پیدا کردن
gain U پیدا کردن
gained U پیدا کردن
averaging U پیدا کردن
to pluck up one's heart U دل پیدا کردن
tracked U پیدا کردن
tracks U پیدا کردن
find U پیدا کردن
finds U پیدا کردن
average U پیدا کردن
acquire پیدا کردن
averaged U پیدا کردن
to pick up U پیدا کردن
averages U پیدا کردن
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
declines U شیب پیدا کردن
liaising U ارتباط پیدا کردن
to think out U با فکر پیدا کردن
preempt U حق تقدم پیدا کردن
liaise U ارتباط پیدا کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
hade U تمایل پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
to take umbra at U رنجش پیدا کردن از
declining U شیب پیدا کردن
to win fame U شهرت پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
declined U شیب پیدا کردن
decline U شیب پیدا کردن
prove opplicable U مصداق پیدا کردن
dampening U رطوبت پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن
come to an agreement U موافقت پیدا کردن
to work out something U حل چیزی را پیدا کردن
to become a necessity U لزوم پیدا کردن
touts U خریدار پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن به
in the doghouse <idiom> U مشکل پیدا کردن با
tout U خریدار پیدا کردن
touted U خریدار پیدا کردن
to take a ply U تمایل پیدا کردن
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
demonetize U تنزل پیدا کردن
dampens U رطوبت پیدا کردن
dampened U رطوبت پیدا کردن
touting U خریدار پیدا کردن
luff U لنگر پیدا کردن
dampen U رطوبت پیدا کردن
converging U تقارت پیدا کردن
converges U تقارت پیدا کردن
qualifies U شایستگی پیدا کردن
stammers U لکنت پیدا کردن
shields U حفاظ پیدا کردن
stammered U لکنت پیدا کردن
converged U تقارت پیدا کردن
shield U حفاظ پیدا کردن
converge U تقارت پیدا کردن
stammer U لکنت پیدا کردن
qualify U شایستگی پیدا کردن
equation of payments U قاعده پیدا کردن
how much does a vacation cost? [American E] [when amount is indeterminate] <idiom> U من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> U من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
how much does a vacation cost? [American E] [when amount is indeterminate] <idiom> U من هم نمی دانم [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
How long is a piece of string? [Britisch E] [Australian E] [when length amount or duration is indeterminate] <idiom> U من هم نمی دانم [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
wavers U فتور پیدا کردن دو دل بودن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
waver U فتور پیدا کردن دو دل بودن
to rummage out U با جستجوی زیاد پیدا کردن
wavered U فتور پیدا کردن دو دل بودن
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
wavering U فتور پیدا کردن دو دل بودن
deeping of capital U عمق پیدا کردن سرمایه
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
pay dirt <idiom> U زیر خاکی پیدا کردن
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
to come to an understanding U پیدا کردن سازش پیداکردن
cabbage U کش رفتن رشد پیدا کردن
cabbages U کش رفتن رشد پیدا کردن
respire U امید تازه پیدا کردن
shocked U هول وهراس پیدا کردن
respired U امید تازه پیدا کردن
respires U امید تازه پیدا کردن
respiring U امید تازه پیدا کردن
to make the pot boi; U معاش خود را پیدا کردن
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
to nerve oneself U قوت قلب پیدا کردن
to pick out U باگوش پیدا کردن دریافتن
hit on/upon <idiom> U پیدا کردن چیزی که میخواهی
shocks U هول وهراس پیدا کردن
find and replace U پیدا کردن و جایگزین نمودن
shock U هول وهراس پیدا کردن
fumble U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
bilge U رخنه پیدا کردن تراوش کردن
asphyxiate U مختنق کردن خناق پیدا کردن
swelled U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
fumbles U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swells U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiates U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiated U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbled U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiating U مختنق کردن خناق پیدا کردن
swell U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
voice answer back U یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
reacting U عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacted U عمل کردن در پاسخ به چیزی
react U عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacts U عمل کردن در پاسخ به چیزی
unbalancing U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
rut U شور پیدا کردن فحل شدن
make out U معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
wavers U تردید پیدا کردن تبصره قانون
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
ruts U شور پیدا کردن فحل شدن
waver U تردید پیدا کردن تبصره قانون
unbalance U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
wavered U تردید پیدا کردن تبصره قانون
scare up <idiom> U ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
wavering U تردید پیدا کردن تبصره قانون
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to orient oneself U چهار سوی خود را پیدا کردن
radio direction finding U پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
to get the upper hand U برتری جستن تفوق پیدا کردن
to get a meat for a bird U برای مرغی جفت پیدا کردن
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
rubs U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
pull oneself together U بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
surging U تکان خوردن لغزش پیدا کردن
rubbed U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rub U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
no answer [n/a] [in forms] U بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
respond U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
responded U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
responds U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
canvassing U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to make friends [to make connections] U رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
plunges U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunge U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
warm to one's work U در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
canvassed U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
plunged U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
to get to somebody [something] U به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
canvass U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
cunclude U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
to always find something to gripe about U همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
divide U پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com