English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
batch processing U پردازش دستهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
stream U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streams U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
jobs U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
queue U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queued U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queueing U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queues U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
remote U سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remoter U سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remotest U سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
bureau U ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureaus U ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
end U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
ended U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
ends U کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
editing run U در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
monoprogramming system U سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
remote batch processing U پردازش دستهای از راه دور دسته پردازی از راه دور
rje U سیم پردازش دستهای که دستورات ازترمینال راه دور به کامپیوترارسال می شوند
TDS U سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
Other Matches
postprocessor U برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است
photocomposition U کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
interactive processing U پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
backing U رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
batch U 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches U 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
gpr U ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
edp U پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
pipeline U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
party lines U خط دستهای
batches U دستهای
denominational U دستهای
congregational U دستهای
processionary U دستهای
claque U دستهای که
fascicled U دستهای
bunchy U دستهای
batch U دستهای
party line U خط دستهای
fascicular U دستهای
distributed processing system U سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
centralized data processing U پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
gregarious U اجتماعی دستهای
productions U تولید دستهای
batch compiler U همگردان دستهای
block copolymer U همبسپار دستهای
poppyhead U گل اذین دستهای
batch mode U باب دستهای
group flashing light U چشمک زن دستهای
batch file U فایل دستهای
pentadelphous U پنج دستهای
multiple contact U کنتاکت دستهای
production U تولید دستهای
splitting U چند دستهای شدن
wash your hands U دستهای خود را بشویید
gallowglass U دستهای سرباز مزدور
asterism U برج دستهای از ستارگان
prone float U روی شکم با دستهای کشیده
vespiary U اجتماع زنبوران دستهای زنبور
deadman's float U شناور بودن با دستهای باز
processionist U کسیکه با دستهای راه میافتد
dinosaurs U دستهای ازسوسماران دوره تریاسیک
squadrons U دستهای از مردم گروه هواپیما
squadron U دستهای از مردم گروه هواپیما
feverweed U دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
wide arm handstand U بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
batch U سیستمی که فایلهای دستهای را اجرا میکند
deme U دستهای از موجودات زنده مرتبط با یکدیگر
batches U سیستمی که فایلهای دستهای را اجرا میکند
in line processing U پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
fascicule U دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
hard handed U دارای دستهای پینه خورده سخت گیر
fasciculus U دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicle U دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
chain gang U دستهای از محکومین که بهم زنجیر شده اند
maharajas U لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
maharaja U لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
someone's hands are tied <idiom> U دستهای کسی بسته بودن [اصطلاح مجازی]
maharajah U لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
bursts U انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
strappado U مچ دستهای مجرم را بر پشت او بستن واویختن وی ازطناب
burst U انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
hurdy gurdy U نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
forlorn hope U دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
batch U فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
passionist U عضو دستهای از نصارا که پیوسته مصیبت حضرت مسیح رابایدیاداورشوند
happy family U دستهای ازجانوران جوربجورکه دریک قفس باهم زندگی میکنند
batches U فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
songfest U دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
chains U لیستی از دستورات در فایل که به ترتیب در یک سیستم دستهای اجرا می شوند
windrow U دستهای علف که برای خشک کردن جمع شده است
chain U لیستی از دستورات در فایل که به ترتیب در یک سیستم دستهای اجرا می شوند
Jehovah's Witnesses U دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
capitulary U عضو دستهای درکلیسا مجموعه دستورهاوایین نامههای اداری وشرعی سرلوحه
sequential U خاتمه دادن یک کار در سیستم دستهای پیش از اینکه بعدی شروع شود
script U مجموعه دستوراتی که تابعی را انجام می دهند که توسط یک زبان ماکرو یا دستهای استفاده میشود
logs U مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
log U مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
AUTOEXEC.BAT U فایل دستهای که شامل دستوراتی است که وقتی کامپیوتر شروع به کار میکند اجرا می شوند
autoexec bat U در DOS یک فایل دستهای است که هنگام روشن شدن کامپیوتر یا شروع مجدد کاردستگاه فعال میشود
batches U فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batch U فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
transaction U سیستم کامپیوتری که معمولاگ دستهای کار میکند تا وقتی که با تراکنش جدید متوقف شود و سپس منابع را به تراکنش اختصاص میدهد
post processing U پس پردازش
grog U دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
process U پردازش کردن
teleprocessing U پردازش از دور
information processing U پردازش اطلاعات
image processing U پردازش تصویر
transaction oriented processing U پردازش تغییرگرا
direct processing U پردازش مستقیم
file processing U پردازش فایل
background processing U پردازش زمینهای
document processing U پردازش مدرک
massaged U پردازش داده
text processing U پردازش متن
stacked job processing U پردازش پشته یی
massages U پردازش داده
processes U پردازش کردن
distrubuted processing U پردازش توزیعی
data processing U پردازش داده ها
concurrent processing U پردازش همزمان
priority processing U پردازش اولیه
processing program U برنامه پردازش
processing symbol U علامت پردازش
command processing U پردازش دستورالعمل
processing unit U واحد پردازش
random probing U پردازش تصادفی
picture processing U پردازش تصویری
real time processing U پردازش بلادرنگ
random processing U پردازش تصادفی
parallel processing U پردازش موازی
massage U پردازش داده
running in parallel U پردازش موازی
sequential processing U پردازش ترتیبی
serial processing U پردازش نوبتی
massaging U پردازش داده
preprocessing U پیش پردازش
preprocessor U پیش پردازش
continuous processing U پردازش پیوسته
serial processing U پردازش سری
word processing U پردازش کلمه
simultaneous processing U پردازش همزمان
list processing U پردازش لیست
BAT file extension U مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
electronic data processing U پردازش الکترونیکی داده
word processing operator U متصدی پردازش کلمه
automatic data processing U پردازش خودکار داده ها
word processing society U انجمن پردازش کلمه
digital signal processing U پردازش دیجیتالی سیگنال
data processing center U مرکز پردازش داده
data file processing U پردازش فایل داده
word processing program U برنامه پردازش کلمه
data processing manager U مدیر پردازش داده
data processing management U مدیریت پردازش داده
data processing system U سیستم پردازش داده
data processing technology U تکنولوژی پردازش داده
word processing supervisor U نافر پردازش کلمه
ddp U پردازش داده توزیعی
decentralized data processing U پردازش داده نامتمرکز
word processing system U سیستم پردازش کلمه
wps U انجمن پردازش کلمه
central processing unit U واحد پردازش مرکزی
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
data processing cycle U چرخه پردازش داده
word processing center U مرکز پردازش کلمه
adp U پردازش داده اتوماتیک
multiprocessing U پردازش چند گانه
administrative data processing U پردازش دادههای اداری
idp U پردازش داده مجتمع
computer processing cycle U چرخه پردازش کامپیوتر
information processing carriculum U دوره پردازش اطلاعات
information processing center U مرکز پردازش اطلاعات
sort merge program U پردازش تعمیم یافته
integrated data processing U پردازش داده مجتمع
lisping U لیسپ پردازش لیست
multiple job processing U پردازش چند کاره
lisps U لیسپ پردازش لیست
unit central processing U واحد پردازش مرکزی
list processing langauge U زبانهای پردازش لیست
adp U پردازش داده خودکار
string processing languages U زبانهای پردازش رشته
tp U پردازش از راه دور
teleprocessing U پردازش از راه دور
remote processing U پردازش از راه دور
scientific data processing U پردازش داده علمی
lisp U لیسپ پردازش لیست
mechanical data processing U پردازش داده مکانیکی
foreground processing U پردازش پیش صحنی
natural language processing U پردازش زبان طبیعی
lisped U لیسپ پردازش لیست
jobs U یک واحد پردازش درون یک کار
automated data processing U پردازش داده به صورت خودکار
multiprocessing system U سیستم پردازش چند گانه
canadian information processing society U انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
raw U در وضعیت اصلی یا پردازش نشده
preconditions U جایدهی داده پیش از پردازش
wp U Processing Word پردازش کلمه
document U پردازش متن توسط کامپیوتر
documented U پردازش متن توسط کامپیوتر
documenting U پردازش متن توسط کامپیوتر
direct access processing U پردازش به روش دستیابی مستقیم
dispersed data processing U پردازش اطلاعات به صورت توزیعی
distributed data processing U پردازش داده توزیع شده
precondition U جایدهی داده پیش از پردازش
teleprocessing U پردازش داده از راه دور
dp U Processing Data پردازش داده
electronic data processing system U سیستم پردازش الکترونیکی داده
adp U پردازش داده توسط کامپیوتر
job U یک واحد پردازش درون یک کار
data processing management association U انجمن مدیریت پردازش داده
ipai U انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل
data processing curriculum U دوره تحصیلات پردازش داده
bureau U ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
bureaus U ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
interfaces U واسط واحد پردازش و باس IEEE
GI U انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
afips U اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com