English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
satellite processor U پردازشگر پیرو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
front end processor U پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
processor U پردازشگر
peripheral processor U پردازشگر جنبی
macro processor U درشت پردازشگر
language processor U پردازشگر زبان
client U ایستگاه پردازشگر
clients U ایستگاه پردازشگر
central processor U پردازشگر مرکزی
array processor U پردازشگر ارایه
bit slice processor U پردازشگر قطعه بیتی
processor dtate word U کمله وضعیت پردازشگر
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
client based application U برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
globally U تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
global U تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
share U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
edp U پردازشگر کلمه که قادر به انجام توابع پردازش داده مشخص است
shares U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
sequela U پیرو
sequacious U پیرو
secondary planet U پیرو
satellite U پیرو
satellites U پیرو
follwer U پیرو
thereinafter U پیرو ان
pursuant U پیرو
followers U پیرو
sequent U پیرو
henchmen U پیرو
henchman U پیرو
follower U پیرو
slaving U پیرو
slaves U پیرو
slaved U پیرو
slave U پیرو
succedaneous U پیرو
cohorts U پیرو
cohort U پیرو
to heel U پیرو
sidekicks U ادم پیرو
shiite U پیرو شیعه
true-blue U پیرو متعصب
faddish U پیرو مد زودگذر
platonic U پیرو افلاطون
succedent U پیرو متعاقب
obedient to the law U پیرو قانون
rightteous U پیرو شریعت
leninist U پیرو لنین
platonist U پیرو افلاطون
vassals U تابع پیرو
adherent U تابع پیرو
adherents U تابع پیرو
vassal U تابع پیرو
law-abiding U پیرو قانون
sidekick U ادم پیرو
disciple U پیرو هواخواه
disciples U پیرو هواخواه
cpu time U مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
stoical U پیرو فلسفه رواقیون
pragmatist U پیرو فلسفه عملی
classical U پیرو سبکهای باستانی
partizan U حامی پیرو متعصب
stoic U پیرو فلسفه رواقیون
conservative U پیرو سنت قدیم
sunnite U پیرو مذهب سنت
conservatives U پیرو سنت قدیم
religionist U پیرو متعصب دین
socratic U پیرو حکمت سقراط
slave mode U حالت پیرو یا برده
shiite U پیرو مذهب شیعه
shia U پیرو مذهب شیعه
wagnerian U پیرو واگنرموسیقیدان المانی
master slave system U سیستم راهبر پیرو
dialectician U پیرو منطق استدلالی
epicure U پیرو عقیده اپیکور
episcopalians U پیرو کلیسای اسقفی
realist U پیرو مکتب realism
epicures U پیرو عقیده اپیکور
partisans U حامی پیرو متعصب
episcopalian U پیرو کلیسای اسقفی
partisan U حامی پیرو متعصب
realists U پیرو مکتب realism
wagnerite U پیرو واگنرموسیقیدان المانی
wesleyan U پیرو جان وسلی
followers U پیرو مذهب شیعه مقلد
to be at the foot of any one پیرو یا شاگرد کسی بودن
to lead away U پیرو خود کردن کشیدن
follower U پیرو مذهب شیعه مقلد
manichee U پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichean U پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichaean U پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
pythagorean U پیرو یا وابسته به فلسفه فیثاغورث
rabbinist U پیرو خاخام هایاعلمای یهود
malthusian U پیرو عقیده توماس مالتوس
major party U حزب سیاسی پیرو درانتخابات
atistotelian U وابسته به ارسطوشاگرد یا پیرو ارسطو
sensuous U پیرو محسوسات ولذات نفسانی
kantian U وابسته به یا پیرو فلسفه کانت
governmentalize U پیرو و تابع قانون کردن
sensualist U پیرو هوای نفس واحساس
sensuously U پیرو محسوسات ولذات نفسانی
software U هر برنامه یا گروه برنامه هایی که نحوه اجرای نرم افزار را مشخص میکند و شامل سیستم عامل , پردازشگر کلمه و برنامههای کاربردی است
traditionalists U پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalist U پیرو روایات وسنن سنت گرای
platonize U پیرو فلسفه ایده الی شدن
cynics U بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
cynic U بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
shavian U پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
schoolastic U پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
drum majorette U زنی که رهبر طبالان است پیرو موزیک
schoolman U پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
stalinize U کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
pindaric U پیرو سبک مغلق نویسی شاعریونانی موسوم به
integrated U نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
evangelic U پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelical U پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
input output processor U پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
sunni U اهل سنت پیرو مذهب سنت
revisionism U روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com