English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
processor U پردازشگر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
front end processor U پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
central processor U پردازشگر مرکزی
array processor U پردازشگر ارایه
clients U ایستگاه پردازشگر
client U ایستگاه پردازشگر
language processor U پردازشگر زبان
macro processor U درشت پردازشگر
peripheral processor U پردازشگر جنبی
satellite processor U پردازشگر پیرو
processor dtate word U کمله وضعیت پردازشگر
bit slice processor U پردازشگر قطعه بیتی
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
client based application U برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
global U تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
globally U تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
shares U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
edp U پردازشگر کلمه که قادر به انجام توابع پردازش داده مشخص است
share U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared U پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
cpu time U مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
software U هر برنامه یا گروه برنامه هایی که نحوه اجرای نرم افزار را مشخص میکند و شامل سیستم عامل , پردازشگر کلمه و برنامههای کاربردی است
integrated U نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
input output processor U پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com