English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
send down U پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
defense U دفاع توپزن از میله ها
blooper U پرتاب اهسته توپ به توپزن
down U میله افتاده واخراج توپزن
delayed steal U دزدانه گریختن بسوی پایگاه هنگام پرتاب توپگیر
castle U میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles U میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
bowled U باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
brush back U پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
popping crease U خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
leg break U بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
half volley U پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
spared U انداختن هر 01 میله بولینگ بادو پرتاب
spare U انداختن هر 01 میله بولینگ بادو پرتاب
wider U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
wide U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
widest U توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
full toss U پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full pitch U پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
skittles U بازی شبیه به بولینگ درانگلستان بین 2 نفر یا 2تیم تا 5 نفره با پرتاب گوی یا دیسک به 9 میله
mid wicket U توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
To go cap in hand to someone. U دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
snipes U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipe U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
steal U از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steals U از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
leg theory U روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
one and one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one plus one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups U مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop U پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
pentathlons U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlon U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throw U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics U مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throwing U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
tenpin U میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
double wood U ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
feints U حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting U حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted U حرکت از میله بالا به میله پایین
feint U حرکت از میله بالا به میله پایین
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
shafts U میله ستون میله چاه
shaft U میله ستون میله چاه
shoots U پرتاب کردن
pelts U پرتاب کردن
projected U پرتاب کردن
skeet U پرتاب کردن
pelt U پرتاب کردن
jaculate U پرتاب کردن
jettisoned U پرتاب کردن
foin U پرتاب کردن
pitch U پرتاب کردن
pitches U پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن
unsling U پرتاب کردن
project U پرتاب کردن
thrusting U پرتاب کردن
pelted U پرتاب کردن
thrust U پرتاب کردن
thrusts U پرتاب کردن
projects U پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن
let fly U پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن
trigger U پرتاب کردن فشنگ
to fire a torpedo U اژدری پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن به بیرون
lobbed U باهستگی پرتاب کردن
lobbing U باهستگی پرتاب کردن
projectable U قابل پرتاب کردن
to launch a torpedo U اژدری پرتاب کردن
lobs U باهستگی پرتاب کردن
castaways U پرتاب کردن وزنه
jettison U پرتاب کردن به بیرون
triggers U پرتاب کردن فشنگ
castaway U پرتاب کردن وزنه
triggered U پرتاب کردن فشنگ
jettisoned U پرتاب کردن به بیرون
lob U باهستگی پرتاب کردن
jets U بخارج پرتاب کردن
launch a missile U موشک پرتاب کردن
spits U اب دهان پرتاب کردن
spit U اب دهان پرتاب کردن
jet U بخارج پرتاب کردن
sling U زنجیردار پرتاب کردن
unsling U از فلاخن پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن گلوله
jetting U بخارج پرتاب کردن
slinging U زنجیردار پرتاب کردن
jetted U بخارج پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
jettisons U پرتاب کردن به بیرون
slings U زنجیردار پرتاب کردن
command ejection U پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
rib U میله دار کردن
bar work U نورد کردن میله
upthrust U بطرف بالا پرتاب کردن
pash U بازور پرتاب کردن کوبیدن
impaling U محدود کردن میله کشیدن
spokes U اسپوک میله دار کردن
impales U محدود کردن میله کشیدن
impale U محدود کردن میله کشیدن
spoke U اسپوک میله دار کردن
impaled U محدود کردن میله کشیدن
bar work U کار کردن روی میله
provisional ball U گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
slogging U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrockets U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shove U با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved U با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoves U با زور پیش بردن پرتاب کردن
slog U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
skyrocketed U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocket U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoving U با زور پیش بردن پرتاب کردن
into U بسوی
toward U بسوی
at U بسوی
to U بسوی
towards U بسوی
off U بسوی
against U بسوی
pitch U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitches U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time U زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
chimney-crane U [میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
east U بسوی خاوررفتن
aport U بسوی بندر
spaceward U بسوی فضا
to put a bout U بسوی دیگرگرداندن
landward U بسوی زمین
selenotropic U بسوی ماه
soiuth ward U بسوی جنوب
landward U بسوی خشکی
eastbound U بسوی شرق
seaward U بسوی دریا
earthward U بسوی زمین
over- U بسوی دیگر
over U بسوی دیگر
skyward U بسوی اسمان
onward U بسوی جلو
inpouring U بسوی درون
south wards U بسوی جنوب
off U عازم بسوی
easterly U بسوی شرق
pitch U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitches U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurled U پرتاب کردن پرت کردن
hurl U پرتاب کردن پرت کردن
hurls U پرتاب کردن پرت کردن
make for U پیش رفتن بسوی
shootings U شوت بسوی دروازه
shooting U شوت بسوی دروازه
sentimentalism U گرایش بسوی احساسات
southwestward U بسوی جنوب غربی
introrsal U رو کننده بسوی درون
northwards U بسوی شمال شمالا
introverts U بسوی درون کشیدن
uptrend U تمایل بسوی بالا
introvert U بسوی درون کشیدن
introrse U رو کننده بسوی درون
base running U دویدن بسوی پایگاه
goal kick U شوت بسوی دروازه
orientate U توجه بسوی خاور
sentimentality U گرایش بسوی احساسات
introversion U برگشت بسوی درون
southwestwards U بسوی جنوب غربی
northward U بسوی شمال شمالا
orientates U توجه بسوی خاور
drive to maturity U حرکت بسوی بلوغ
propulsion U فشار بسوی جلو
earthbound U متوجه بسوی زمین
infalling U ریزش بسوی درون
wester U بسوی باختر رفتن
orientating U توجه بسوی خاور
aslant U بسوی سراشیب اریبی
standard U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
westward U بسوی باختر بطرف مغرب
westwards U بسوی باختر بطرف مغرب
continuation U حرکت مداوم بسوی سبد
south U بسوی جنوب نیم روز
indraght U ریزش چیزی بسوی درون
upsurge U بسوی بالا موج زدن
indraft U ریزش چیزی بسوی درون
plinking U تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
adductive U استشهادی بسوی محور کشنده
She is the center of attraction . U آن زن همه را بسوی خودش می کشد
run-up [start-up] U نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com