Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
send down
U
پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
defense
U
دفاع توپزن از میله ها
blooper
U
پرتاب اهسته توپ به توپزن
down
U
میله افتاده واخراج توپزن
delayed steal
U
دزدانه گریختن بسوی پایگاه هنگام پرتاب توپگیر
castle
U
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles
U
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
bowled
U
باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
brush back
U
پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
popping crease
U
خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
leg break
U
بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
half volley
U
پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
spare
U
انداختن هر 01 میله بولینگ بادو پرتاب
spared
U
انداختن هر 01 میله بولینگ بادو پرتاب
wide
U
توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
wider
U
توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
widest
U
توپ خارج از خط کناری توپ اوت شده پرتاب دورازمیلههای کریکت و دورازدسترس توپزن
full toss
U
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full pitch
U
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
skittles
U
بازی شبیه به بولینگ درانگلستان بین 2 نفر یا 2تیم تا 5 نفره با پرتاب گوی یا دیسک به 9 میله
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
To go cap in hand to someone.
U
دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
snipes
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipe
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped
U
از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
steals
U
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
steal
U
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
one plus one
U
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one and one
U
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups
U
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop
U
پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
pentathlons
U
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlon
U
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
ballistics
U
مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
tenpin
U
میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
double wood
U
ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
feinted
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feint
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
feints
U
حرکت از میله بالا به میله پایین
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
shafts
U
میله ستون میله چاه
shaft
U
میله ستون میله چاه
jettisoned
U
پرتاب کردن
let fly
U
پرتاب کردن
jettison
U
پرتاب کردن
pitches
U
پرتاب کردن
jettisoning
U
پرتاب کردن
pitch
U
پرتاب کردن
thrust
U
پرتاب کردن
skeet
U
پرتاب کردن
jaculate
U
پرتاب کردن
pelt
U
پرتاب کردن
projected
U
پرتاب کردن
projects
U
پرتاب کردن
pelted
U
پرتاب کردن
thrusts
U
پرتاب کردن
unsling
U
پرتاب کردن
thrusting
U
پرتاب کردن
project
U
پرتاب کردن
shoots
U
پرتاب کردن
jettisons
U
پرتاب کردن
pelts
U
پرتاب کردن
foin
U
پرتاب کردن
shoot
U
پرتاب کردن
lob
U
باهستگی پرتاب کردن
jet
U
بخارج پرتاب کردن
jets
U
بخارج پرتاب کردن
triggers
U
پرتاب کردن فشنگ
triggered
U
پرتاب کردن فشنگ
castaway
U
پرتاب کردن وزنه
sling
U
زنجیردار پرتاب کردن
lobbed
U
باهستگی پرتاب کردن
slinging
U
زنجیردار پرتاب کردن
to launch a torpedo
U
اژدری پرتاب کردن
castaways
U
پرتاب کردن وزنه
to fire a torpedo
U
اژدری پرتاب کردن
lobbing
U
باهستگی پرتاب کردن
shoot
U
پرتاب کردن گلوله
jetted
U
بخارج پرتاب کردن
shoots
U
پرتاب کردن گلوله
jettisoned
U
پرتاب کردن به بیرون
jettisons
U
پرتاب کردن به بیرون
slings
U
زنجیردار پرتاب کردن
lobs
U
باهستگی پرتاب کردن
spits
U
اب دهان پرتاب کردن
launch a missile
U
موشک پرتاب کردن
unsling
U
از فلاخن پرتاب کردن
projectable
U
قابل پرتاب کردن
trigger
U
پرتاب کردن فشنگ
spit
U
اب دهان پرتاب کردن
jetting
U
بخارج پرتاب کردن
jettisoning
U
پرتاب کردن به بیرون
jettison
U
پرتاب کردن به بیرون
command ejection
U
پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
rib
U
میله دار کردن
bar work
U
نورد کردن میله
upthrust
U
بطرف بالا پرتاب کردن
pash
U
بازور پرتاب کردن کوبیدن
spoke
U
اسپوک میله دار کردن
spokes
U
اسپوک میله دار کردن
impaled
U
محدود کردن میله کشیدن
impaling
U
محدود کردن میله کشیدن
impale
U
محدود کردن میله کشیدن
bar work
U
کار کردن روی میله
impales
U
محدود کردن میله کشیدن
provisional ball
U
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
squish
U
صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
shoved
U
با زور پیش بردن پرتاب کردن
slogs
U
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging
U
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shoves
U
با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoving
U
با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrockets
U
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
slog
U
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged
U
ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrocketed
U
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocket
U
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shove
U
با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrocketing
U
مثل موشک بهوا پرتاب کردن
against
U
بسوی
off
U
بسوی
towards
U
بسوی
into
U
بسوی
at
U
بسوی
to
U
بسوی
toward
U
بسوی
pitches
U
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitch
U
توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time
U
زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
chimney-crane
U
[میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
east
U
بسوی خاوررفتن
onward
U
بسوی جلو
spaceward
U
بسوی فضا
eastbound
U
بسوی شرق
seaward
U
بسوی دریا
easterly
U
بسوی شرق
aport
U
بسوی بندر
selenotropic
U
بسوی ماه
south wards
U
بسوی جنوب
soiuth ward
U
بسوی جنوب
earthward
U
بسوی زمین
inpouring
U
بسوی درون
skyward
U
بسوی اسمان
landward
U
بسوی زمین
off
U
عازم بسوی
landward
U
بسوی خشکی
to put a bout
U
بسوی دیگرگرداندن
over-
U
بسوی دیگر
over
U
بسوی دیگر
pitches
U
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch
U
پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurl
U
پرتاب کردن پرت کردن
hurls
U
پرتاب کردن پرت کردن
hurled
U
پرتاب کردن پرت کردن
earthbound
U
متوجه بسوی زمین
introversion
U
برگشت بسوی درون
orientates
U
توجه بسوی خاور
orientate
U
توجه بسوی خاور
sentimentalism
U
گرایش بسوی احساسات
wester
U
بسوی باختر رفتن
propulsion
U
فشار بسوی جلو
introrsal
U
رو کننده بسوی درون
infalling
U
ریزش بسوی درون
sentimentality
U
گرایش بسوی احساسات
make for
U
پیش رفتن بسوی
introrse
U
رو کننده بسوی درون
orientating
U
توجه بسوی خاور
introvert
U
بسوی درون کشیدن
southwestwards
U
بسوی جنوب غربی
base running
U
دویدن بسوی پایگاه
southwestward
U
بسوی جنوب غربی
drive to maturity
U
حرکت بسوی بلوغ
goal kick
U
شوت بسوی دروازه
shootings
U
شوت بسوی دروازه
northward
U
بسوی شمال شمالا
shooting
U
شوت بسوی دروازه
uptrend
U
تمایل بسوی بالا
northwards
U
بسوی شمال شمالا
introverts
U
بسوی درون کشیدن
aslant
U
بسوی سراشیب اریبی
standard
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
south
U
بسوی جنوب نیم روز
plinking
U
تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
westward
U
بسوی باختر بطرف مغرب
westwards
U
بسوی باختر بطرف مغرب
indraght
U
ریزش چیزی بسوی درون
continuation
U
حرکت مداوم بسوی سبد
adductive
U
استشهادی بسوی محور کشنده
She is the center of attraction .
U
آن زن همه را بسوی خودش می کشد
indraft
U
ریزش چیزی بسوی درون
upsurge
U
بسوی بالا موج زدن
run-up
[start-up]
U
نزدیکی به مکان شروع با دویدن
[برای جهش یا پرتاب کردن]
[ورزش]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com