Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
emergency admission
U
پذیرش اضطراری
[در بیمارستان]
[پزشکی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emergency generator set
U
دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
compulsive
U
اضطراری
emergency
U
اضطراری
emergencies
U
اضطراری
involuntary
U
اضطراری
coactive
U
اضطراری
auxiliaries
U
اضطراری
auxiliary
U
اضطراری
emergency scramble
U
رهگیری اضطراری
emergency risk
U
ریسک اضطراری
emergency repair
U
تعمیر اضطراری
emergency station
U
محل اضطراری
emergency switch
U
کلید اضطراری
emergency valve
U
شیر اضطراری
emergency transmitter
U
فرستنده اضطراری
insurance stockage
U
ذخیره اضطراری
emergency push button
U
تکمه اضطراری
emergency works
U
کارهای اضطراری
emergency treatment
U
معالجه اضطراری
emergency ration
U
جیره اضطراری
emergency priority
U
تقدم اضطراری
emergency air
U
هوای اضطراری
emergency antenna
U
انتن اضطراری
emergency brake
U
ترمز اضطراری
emergency burial
U
تدفین اضطراری
emergency cartridge
U
کارتریج اضطراری
emergency conning position
U
پل فرماندهی اضطراری
emergency exit
U
خروج اضطراری
emergency fund
U
وجوه اضطراری
emergency lamp
U
لامپ اضطراری
emergency leave
U
مرخصی اضطراری
emergency lighting
U
روشنایی اضطراری
emergency maintenance
U
نگهداشت اضطراری
emergency measure
U
سنجش اضطراری
bingo field
U
فرودگاه اضطراری
missed approach
U
فرود اضطراری
emergency conditions
U
شرایط اضطراری
mayday
U
پیام اضطراری
ditching
U
فرود اضطراری
emergency exit
U
در خروج اضطراری
maydays
U
پیام اضطراری
standby battery
U
باتری اضطراری
emergency shelter
U
پناهگاه اضطراری
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
emergency
U
فوق العاده اضطراری
air defense emergency
U
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
emergency call
U
خبر یا مکالمه اضطراری
emergencies
U
فوق العاده اضطراری
emergency leave
U
سطح اماد اضطراری
emergency operation
U
بهره برداری اضطراری
Where is the emergency exit?
U
در خروج اضطراری کجاست؟
emergency power supply
U
منبع قدرت اضطراری
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هواپیماها
landing mat
U
باند فرود اضطراری
autorotation
U
روش فرود اضطراری هلیکوپتر
ditching
U
فرود اضطراری هواپیما روی اب
fall back
U
سیستم پشتیبان در شرایط اضطراری
to declare a state of emergency
U
اعلان کردن حالت اضطراری
emergency complement
U
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
accident ambulance
U
اتومبیل اضطراری برای حوادث
scuttling
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttles
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttled
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttle
U
غرق کردن اضطراری ناو هبله
fire escape
U
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
fire escapes
U
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
field expedient
U
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
to call 911
[American English]
U
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
receptions
U
پذیرش
acceptation
U
پذیرش
assenting
U
پذیرش
intakes
U
پذیرش
patients
U
پذیرش
intake
U
پذیرش
induction
U
پذیرش
inductions
U
پذیرش
adoption
U
پذیرش
acceptance
U
پذیرش
assents
U
پذیرش
assent
U
پذیرش
acceptances
U
پذیرش
assented
U
پذیرش
admissions
U
پذیرش
admittance
U
پذیرش
acceptance limit
U
حد پذیرش
admission
U
پذیرش
reception
U
پذیرش
patient
U
پذیرش
group acceptance
U
پذیرش گروهی
receptionist
U
متصدی پذیرش
receptivity
U
قدرت پذیرش
refusing
U
عدم پذیرش
face the music
<idiom>
U
پذیرش نسخه
cry uncle
<idiom>
U
پذیرش شکست
tolerability
U
قابلیت پذیرش
refuses
U
عدم پذیرش
social acceptance
U
پذیرش اجتماعی
refused
U
عدم پذیرش
selective admission
U
پذیرش انتخابی
magnetic susceptibility
U
پذیرش مغناطیسی
refuse
U
عدم پذیرش
induction station
U
مرکز پذیرش
imprimatur
U
تصویب پذیرش
acceptable
U
قابل پذیرش
Reception
U
پذیرش هتل
repulsion
U
عدم پذیرش
satisfactory
<adj.>
U
قابل پذیرش
sufficient
<adj.>
U
قابل پذیرش
adequately
[sufficiently]
<adv.>
U
قابل پذیرش
sufficiently
<adv.>
U
قابل پذیرش
sufficing
<adj.>
U
قابل پذیرش
admission
U
پذیرش به بیمارستان
admission requirements
U
شرایط پذیرش
admission rate
U
میزان پذیرش
admission of liability
U
پذیرش تعهدات
rejection
U
عدم پذیرش
acceptance test
آزمون پذیرش
acceptance of offer
U
پذیرش پیشنهاد
good
[sufficient]
<adj.>
U
قابل پذیرش
admission port
U
دریچه پذیرش
adequate
<adj.>
U
قابل پذیرش
receptions
U
دریافت پذیرش
reception
U
دریافت پذیرش
acceptable
<adj.>
U
قابل پذیرش
emergency establishment
U
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
Emergeny exit .
U
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
hot site
U
یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
susceptive
U
پذیرنده اماده پذیرش
acceptability
U
قابلیت پذیرش پسندیدگی
receives
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
hire out
<idiom>
U
پذیرش برای شغل
rejects
U
عدم پذیرش چیزی
impassablility
U
غیر قابل پذیرش
receive
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
rejecting
U
عدم پذیرش چیزی
bankable
U
قابل پذیرش در بانک
rejected
U
عدم پذیرش چیزی
denials
U
عدم پذیرش حاشا
application study
U
بررسی پذیرش اماد
denial
U
عدم پذیرش حاشا
readiness to accept
آمادگی برای پذیرش
susceptible
U
حساس مستعد پذیرش
college admission tests
آزمونهای پذیرش دانشجو
reject
U
عدم پذیرش چیزی
receptee
U
افراد مورد پذیرش
take a back seat
<idiom>
U
پذیرش پستترین مقام
defense emergency
U
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
ejection seat
U
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
hearing of evidence
U
پذیرش سند و گواهی
[حقوق]
taking of evidence
U
پذیرش سند و گواهی
[حقوق]
acceptance sampling
U
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
ksr
U
کلمه کلیدی ارسال-پذیرش
reception
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
keyboard send receive
U
صفحه کلید ارسال- پذیرش
market acceptance
U
پذیرش کالا توسط بازار
declaration of intention
U
افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
sensate
U
اماده پذیرش حس احساس کردن
take one's own medicine
<idiom>
U
پذیرش محاکمه بدون شکایت
americanization
U
پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
to refuse somebody admittance to something
U
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
freeload
<idiom>
U
پذیرش غذا وخانه باهزینه دیگری
throw up one's hands
<idiom>
U
توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
write off
<idiom>
U
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
squawk may day
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اضطراری بگذارید
accepting
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepts
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
interactive
U
برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
accept
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
legal
U
عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
to go down
[in a particular way]
with somebody
U
برای کسی
[به سبک ویژه ای]
قابل پذیرش بودن
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
reception station
U
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
form utility
U
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
mediums
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
presidential call
U
فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
dos
U
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
emergency loading
U
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
framing error
U
خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
AT command set
U
حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
direct admission
U
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
urgency
U
فوتی بودن اضطراری بودن
acceptance sampling
U
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
parity
U
نشانگری که نشان میدهد آیا داده بررسی پذیرش شده است یا نه یا اینکه داده پیرستی زوج یا فرد دارد
newest
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new-
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
induction station
U
دفتر استخدام دفتر پذیرش
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
emergency cryptosystem
U
سیستم رمز اضطراری سیستم رمز مخصوص موارداضطراری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com