Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extended defense
U
پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
area defense
U
پدافند منطقهای
sector scan
U
کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
shock front
U
جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
huygen's principle
U
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
regional forces
U
نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
frontage
U
ملوان جبهه جبهه
frontages
U
ملوان جبهه جبهه
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
broad
U
عریض
wider
U
عریض
broadest
U
عریض
wide
U
عریض
widest
U
عریض
broader
U
عریض
rear echelon
U
قسمت عقب جبهه عقب جبهه
widen
U
عریض کردن
widened
U
عریض کردن
lay by
U
آبراه عریض
widens
U
عریض کردن
extensive
U
پهن عریض
autobahn
U
اتوبان جاده عریض
lay-bys
U
ذخیره کردن ابراه عریض
lay-by
U
ذخیره کردن ابراه عریض
lay by
U
ذخیره کردن ابراه عریض
genoa
U
بادبان عریض برای مسابقه
colonial siding
U
[روکش کوبی با تخته عریض]
wide-angle
U
عکسبرداری بازاویه دید عریض 09 درجهای
wide angle
U
عکسبرداری بازاویه دید عریض 09 درجهای
air defense readiness
U
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
fat
U
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fats
U
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fatter
U
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
fattest
U
قسمت عریض چمن دور سوراخ گلف
zonal
U
منطقهای
regional
U
منطقهای
zonular
U
منطقهای
zonary
U
منطقهای
regionally
U
منطقهای
territorial
U
منطقهای
circuit court
U
دادگاه منطقهای
carpet bombing
U
بمباران منطقهای
area signal center
U
مرکزمخابرات منطقهای
area target
U
هدف منطقهای
area evacuation
U
اخراجات منطقهای
regional development
U
توسعه منطقهای
area evacuation
U
تخلیه منطقهای
area bombing
U
بمباران منطقهای
area confinement facility
U
بازداشتگاه منطقهای
zone refining
U
پالایش منطقهای
regional center
U
مرکز منطقهای
regional network
U
شبکه منطقهای
area target
U
اماج منطقهای
regional projects
U
طرحهای منطقهای
area fire
U
اتش منطقهای
regional economy
U
اقتصاد منطقهای
zone
U
دفاع منطقهای
zones
U
دفاع منطقهای
territorial
U
محلی منطقهای
regional gap
U
شکاف منطقهای
zone purification
U
تصفیه منطقهای
area study
U
بررسی منطقهای
regional trade
U
تجارت منطقهای
area interdiction
U
ممانعت منطقهای
area monitoring
U
مراقبت منطقهای
zone defence
U
دفاع منطقهای
zonal tournament
U
تورنمنت منطقهای شطرنج
convalescent center
U
بیمارستان ثابت منطقهای
regional planning
U
برنامه ریزی منطقهای
regionalist
U
منطقهای ناحیه گرای
area sampling
U
نمونه گیری منطقهای
regionalistic
U
منطقهای ناحیه گرای
demolition belt
U
کمربند تخریب منطقهای
area control center
U
مرکز کنترل منطقهای
deprossion
U
منطقهای با فشار بارومتری نسبتا کم
redeploy
U
از منطقهای به منطقه دیگراعزام داشتن
plastic zone
U
منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
redeploys
U
از منطقهای به منطقه دیگراعزام داشتن
redeploying
U
از منطقهای به منطقه دیگراعزام داشتن
redeployed
U
از منطقهای به منطقه دیگراعزام داشتن
defenses
U
پدافند
defence
U
پدافند
defense
U
پدافند
flanking
U
جبهه
faces
U
جبهه
front view
U
جبهه
face
U
جبهه
sinciput
U
جبهه
fronting
U
جبهه
front
U
جبهه
flanked
U
جبهه
deploy
U
جبهه
flank
U
جبهه
fanades
U
جبهه
facade
U
جبهه
vaward
U
جبهه
facades
U
جبهه
deploying
U
جبهه
deploys
U
جبهه
free zone
U
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
area defense
U
پدافند ازمنطقه
counter offensive
U
پدافند متقابل
mobile defense
U
پدافند متحرک
defense in depth
U
پدافند در عمق
coast defence
U
پدافند ساحلی
defense in place
U
پدافند در محل
defense zone
U
منطقه پدافند
base defense
U
پدافند پایگاه
base defense
U
پدافند از پایگاه
passive defense
U
پدافند غیرعامل
satellite defense
U
پدافند ماهوارهای
satellite defense
U
پدافند ضدماهوارهای
biological defense
U
پدافند میکربی
chemical defense
U
پدافند شیمیایی
deliberate defense
U
پدافند با فرصت
national defence
U
پدافند ملی
anti menchanized defense
U
پدافند ضد مکانیزه
defensible
U
قابل پدافند
barrage balloons
U
بالون پدافند
defended
U
پدافند کردن
defend
U
پدافند کردن
defending
U
پدافند کردن
active defense
U
پدافند عامل
air defense
U
پدافند هوایی
defends
U
پدافند کردن
space defense
U
پدافند از فضا
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
anti aircraft
U
پدافند هوایی
self defense
U
پدافند از خود
space defense
U
پدافند فضایی
barrage balloon
U
بالون پدافند
frontage
U
عرض جبهه
frontages
U
عرض جبهه
line replacement
U
تعویض خط جبهه
front
U
جبهه هوا
out of line
U
خارج از خط جبهه
fronting
U
جبهه هوا
line
U
جبهه جنگ
split
U
از جبهه دورافتادن
popular front
U
جبهه ملی
front lines
U
خط مقدم جبهه
lines
U
جبهه جنگ
penetration
U
نفوذ در جبهه
tympan
U
جبهه کلیسا
tympanon
U
جبهه کلیسا
battle line
U
خط جبهه ناوها
tympanum
U
جبهه کلیسا
warmfront
U
جبهه گرم
liners
U
سرباز خط جبهه
liner
U
سرباز خط جبهه
superficies
U
نما جبهه
wave front
U
جبهه موج
water front
U
جبهه رطوبتی
cyclone
U
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
cyclones
U
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
equisignal zone
U
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
effective beaten zone
U
منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
watershed
U
منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
watersheds
U
منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
defended area
U
منطقه پدافند شده
ministry of national defence
U
وزارت پدافند ملی
active air defense
U
پدافند عامل هوایی
air defense artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
air defense command
U
فرماندهی پدافند هوایی
integrated defense
U
پدافند هوایی توام
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
air defense element
U
عنصر پدافند هوایی
flak
U
توپخانه پدافند هوایی
battery defense
U
پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
forward defense area
U
منطقه پدافند جلو
biological defense
U
پدافند بر علیه تک میکربی
war college
U
دوره پدافند ملی
civil defense
U
پدافند ازمناطق شهری
civil defense
U
پدافند غیر نظامی
primeter defence
U
پدافند دورتا دور
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
in other sectors
U
در قسمتهای دیگر جبهه
pockets
U
پیش رفتگی خط جبهه
pocket
U
پیش رفتگی خط جبهه
warm fronts
U
جبهه هوای گرم
front lines
U
خطوط جلو جبهه
frontogenesis
U
ایجاد جبهه واحد
popular front
U
جبهه خلق ملی
warm front
U
جبهه هوای گرم
linesmen
U
سربازخط جبهه خط بان
lateral control
U
کنترل در عرض جبهه
fronting
U
منادی جبهه جنگ
cold front
U
جبهه هوای سرد
cold fronts
U
جبهه هوای سرد
linesman
U
سربازخط جبهه خط بان
front
U
منادی جبهه جنگ
carpet bombing
U
توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
area air defense commander
U
فرمانده منطقه پدافند هوایی
air defense sector
U
منطقه ماموریت پدافند هوایی
rules of engagement
U
روشهای درگیری پدافند هوایی
sector commander
U
فرمانده ناحیه پدافند هوایی
vital area
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی
integrated defense
U
پدافند ازمناطق توام دفاعی
air defense ship
U
ناو مخصوص پدافند هوایی
prevent defence
U
جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com