Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
zero
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
water collecting sump
U
پایین ترین نقطه در یک سیستم که در ان اب جمع میشود
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
junctions
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
punctuating
U
نقطه گذاری کردن
punctuated
U
نقطه گذاری کردن
punctuate
U
نقطه گذاری کردن
punctuates
U
نقطه گذاری کردن
point
U
نقطه گذاری کردن
reference point
U
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
point
U
نقطه گذاری کردن ممیز
punctuating
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuate
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
eastermost
U
شرقی ترین نقطه
easternmost
U
شرقی ترین نقطه
load point
U
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
pointing
U
نقطه گذاری
puncuation
U
نقطه گذاری
punctuation
U
نقطه گذاری
geodesic
U
کوتاه ترین خط ترسیم شده بین دو نقطه درروی سطح
geodetic
U
کوتاه ترین خط ترسیم شده بین دو نقطه در روی سطح
punctuative
U
وابسته به نقطه گذاری
punctuation symbol
U
نماد نقطه گذاری
bottom dead cente
U
نقطه مرگ پایین
dotting
U
نقطه گذاری
[نقشه فرش]
dead center position
U
نقطه مرگ بالا یا پایین
wood's metal
U
الیاژی با نقطه ذوب پایین
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
pull up point
U
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
bearing
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point
U
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
U
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
line of vision
U
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism
U
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
switching
U
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
approach
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approaches
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
azimuth
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
mark
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approached
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
braze welding
U
جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
after bottom center
U
تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ پایین
before bottom center
U
تعداد درجات گردش میل لنگ قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین
pyramid spot
U
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
U
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
puncuation
U
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
bottoms
U
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
bottom
U
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
nethermost
U
پایین ترین زیر ترین
litter relay point
U
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
speckle
U
نقطه نقطه یا خال خال کردن
point to point network
U
شبکه نقطه به نقطه
pointillism
U
نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection
U
اتصال نقطه به نقطه
break up point
U
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
fleck
U
خط خط کردن نقطه نقطه کردن
fixes
U
نقطه کردن
flecks
U
خط خط کردن نقطه نقطه کردن
fix
U
نقطه کردن
localising
U
در یک نقطه جمع کردن
localizes
U
در یک نقطه جمع کردن
localises
U
در یک نقطه جمع کردن
localize
U
در یک نقطه جمع کردن
localizing
U
در یک نقطه جمع کردن
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
downmost
U
پایین ترین
lowest
U
پایین ترین
bottommost
U
پایین ترین
lower most
U
پایین ترین
lowermost
U
پایین ترین
undermost
U
پایین ترین
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
neutral earth
U
زمین کردن نقطه صفر
tenth rate
U
پایین ترین درجه
tenth rate
U
از پایین ترین جنس
mooring
U
نقطه مهار کردن قایق به ساحل
polkadot
U
طرح نقطه نقطه خال خال
lasts
U
پایین ترین درجه یا مقام
lasted
U
پایین ترین درجه یا مقام
troposphere
U
پایین ترین بخش اتمسفر
last
U
پایین ترین درجه یا مقام
curtal step
U
پایین ترین پله پلگان
curtail step
U
پایین ترین پله پلگان
lower high water
U
پایین ترین پیشرفت اب دریا
combat resolution
U
پایین ترین رده رزمی
stipple
U
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
lower low water
U
پایین ترین پست رفت اب دریا
master pick
U
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master tooth
U
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
hue
U
[نقطه جدا کردن رنگ های مختلف از یکدیگر]
rock bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
knight bachelor
U
پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
rock-bottom
U
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
staging area
U
فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
physical
U
پایین ترین لایه استاندارد شبکه ISO/OSI
blue key
U
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
bilge
U
پایین ترین قسمت ساختمان هواپیما که اب کثافات و دیگرضایعات در ان جمع میشود
garboard
U
پایین ترین حاشیه چوبی یااهنی که روی حمال کشتی قرارمیدهند
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
fixes
U
نقطه کردن ناو تعیین محل ناو روی نقشه
fix
U
نقطه کردن ناو تعیین محل ناو روی نقشه
point to point line
U
خط نقطه به نقطه
speckle
U
نقطه
punctum
U
نقطه
point to point
U
نقطه به نقطه
period
U
نقطه
dotty
U
نقطه نقطه
spots
U
نقطه
spotter
U
نقطه نقطه
specks
U
نقطه
two dots one dash line
U
خط دو نقطه یک خط
tittle
U
نقطه
pricking
U
نقطه
point
U
نقطه
pricked
U
نقطه
pricks
U
نقطه
periods
U
نقطه
prick
U
نقطه
punctulate
U
نقطه نقطه
neel point
U
نقطه نل
stpular
U
نقطه نقطه
speck
U
نقطه
ice point
U
نقطه یخ
punchation
U
نقطه
punctate
U
نقطه نقطه
jots
U
نقطه
jot
U
نقطه
spot
U
نقطه
dotting
U
نقطه
jotted
U
نقطه
full stop
U
نقطه
ice melting point
U
نقطه یخ
punctation
U
نقطه
ellipsis
U
سه نقطه
[...]
dot
U
نقطه
full stops
U
نقطه
phosphor dot
U
نقطه فسفری
intercept point
U
نقطه رهگیری
dots
U
نقطه چین
dotted
U
نقطه دار
dotted
U
خط نقطه چین
punctual
U
ثابت در یک نقطه
decimal points
U
نقطه اعشار
fusion point
U
نقطه گداز
fusing point
U
نقطه ذوب
agreed point
U
نقطه قراردادی
abscissa
U
طول نقطه
solstitial point
U
نقطه انقلاب
whole hog
U
تادورترین نقطه
yellow spot
U
نقطه زرد
point of inflection
U
نقطه عطف
release point
U
نقطه رهایی
yeild point
U
نقطه تسلیم
point of fracture
U
نقطه شکست
break
U
نقطه فرودپرنده
point of impact
U
نقطه اصابت
spot welding
U
نقطه جوش
critical point
U
نقطه بحرانی
point of contact
U
نقطه تماس
spot distortion
U
اغتشاش نقطه
farthest
U
دورترین نقطه
furthest
U
دردورترین نقطه
point d'appui
U
نقطه اتکاء
furthermost
U
اقصی نقطه
splotch
U
نقطه وصله
access point
U
نقطه فرود
access point
U
نقطه دسترس
injection point
U
نقطه پاشش
access point
U
نقطه دستیابی
hot spots
U
نقطه داغ
injection point
U
نقطه تزریق
plate point
U
نقطه پلیت
softening point
U
نقطه نرمی
terminuse ad quem
U
نقطه پایان
initial point
U
نقطه اغاز
frost point
U
نقطه شبنم
initial point
U
نقطه شروع
initial point
U
نقطه اولیه
terminus a que
U
نقطه شروع
softening point
U
نقطه نرمش
aiming point
U
نقطه نشانی
hot spot
U
نقطه داغ
reentry point
U
نقطه بازگشت
pivot point
U
نقطه نشانه
pintle center
U
نقطه لولا
thermal critical point
U
نقطه توقف
intersection point
U
نقطه تلاقی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com